Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - اثبات این که دانايي مقدمه بيان و گويايي است.

روح، مجراي اراده خداوند متعال است زيرا از يک طرف با اراده خدا جور است که خداوند در آن تصرف مي کند و از طرفي با عالم ماده و اجسام جور مي شود که از مسير تعلق به ماده حيات و حرکت در ماده بوجود مي آورد. روحانيت مجراي ظهور فيض خدا و علم و قدرت خدا و جلال و جمال خدا در عالم آفرينش است. روح از نظر ارتباط با ماده و اجسام که درآنها حرکت و حيات بوجود مي آورد روح ناميده مي شود و از نظر اين که در تصرف خداوند است و خدا با آن مي سازد، آن چه مي سازد فرشته ناميده مي شود. مانند برق که در اختيار عالم و دانشمند سازنده است. تمام کارها و حرکاتش عاقلانه و عالمانه است وليکن در اختيار ماشين آلات برقي مبدأ پيدايش حيات و حرکت و روشنايي مي گردد و اگر جاهل و ناداني که به حقيقت آن آگاهي ندارد آن را به تصرف خود درآورد با خطراتي روبرو مي شود و يا کشته مي شود. روح و فرشته را از اين جهت معصوم مي نامند که در اختيار خداوند متعال است. روح در اختيار خدا مانند راديو و تلويزيون در اختيار گوينده است. خيلي خوب مي گويد و روشن مي کند وليکن از خود اراده و اختياري ندارد. اصل گوينده است. در اين رابطه خداوند تبارک و تعالي براي آن که معلومات اوليه اي در افکار انسانها بوجود آورد وآنها را به حقيقتي آشنا کند غالبا از اشياء تعبير به اشخاص و يا از اشخاص تعبير به اشياء مي کند. اين تعبيرات خيلي ساده است. در زبان انسانها نيزاز اين تعبيرات زياد است که گاهي از زبان حال که زبان اشياء است تعبير به زبان مقال مي کنند که زبان اشخاص است و گاهي به عکس اين از زبان اشخاص که زبان مقال است تعبير به اشياء مي کنند که زبان حال است. در اصطلاحات مخابراتي ميگويند تهران چه گفت و امريکا چه گفت و فلان کشور چه قانوني گذارد. تهران شئ است، گفتگويي ندارد ولي منظور از تهران، اهل تهران هستند و خداوند در قرآن مي فرمايد: "روزي که کره زمين بميرد امام زمان ظاهر مي شود وآن را زنده مي کند " البته کره زمين موت و حيات ندارد منظور از کره زمين، جمعيت کره زمين هستند. وقتي دين مردم و عقل و دانش مردم و حيات و عدالت مردم بميرد و اکثريت انسانها در خط ظلم و جنايت حرکت کنند يک چنين مردمي مرده اند، يعني تمدن و اجتماع آنها مي ميرد. خدا از مردن اين انسانها که حيات اجتماعي ندارند تعبير به مردن مي کند و ميفرمايد: "يحيي الارض بعد موتها " زمين را بعد از مرگ زنده مي کند و گاهي به عکس اين از اشياء تعبير به اشخاص مي کنند چنانکه خدا مي فرمايد: "والنجم والشجريسجدان " ستاره ها و درختها خدا را سجده مي کنند. يا آنجا که خداوند به زمين وآسمان مي گويد به ميل خودمان حرکت ميکنيم در اين تعبير خداوند از اشخاص که عالم و جاهل هستند تعبير به اشياء مي کند و ميفرمايد: زمين گفت و آسمان گفت در حالي که اهل زمين و اهل آسمان يعني انسانهاي عاقل و دانشمند و انسانهاي جاهل و نادان گفتند. اين تعبيرات به مناسبت اين است که انسانها پيش از آن که آشنايي به اشياء پيدا کنند آشنايي به اشخاص پيدا مي کنند اگر به کودکي بگويي درخت چنين گفت و چنان شنيد نمي فهمد اما اگر بگويي پدرت و برادرت چنين گفتند و شنيدند کاملا مي فهمد و آنجا که ميگويي درخت چنين و چنان گفت آن گفتن مال اشخاص است و اينجا شما درخت را جاي انسان قرار مي دهي و مي گويي چنان گفت تا کودکان زودتر بفهمند. اين تعبيرات قرآن است که براي نزديک شدن حقايق به افکار مردم از آنها تعبير به شخص مي کند. سجده فرشتگان از اين قبيل است. خداوند همه جا زبان حال را بصورت زبان مقال تنظيم مي کند. زبان مقال، زبان انسان است و زبان حال زبان غيرانسان است. در عالم خلقت همه چيز در آسمان و زمين شئ است يعني موجودي است که فاقد علم و شعور است. تمامي اين اشياء زبان حال دارند اما زبان مقال ندارند. مقال از کلمه قول است و قول و بيان از علم و دانش ظاهرمي شود يعني کسي مي تواند بگويد که بداند. اگر نداند، نمي تواند بگويد. دانايي مقدمه بيان و گويايي است. خداوند در سوره الرحمن ميفرمايد: " علم القران خلق الانسان علمه البيان "علم را به عنوان مقدمه بيان ذکر مي کند و ميفرمايد : خداوند به انسان قرآن مي آموزد تا بتواند سخن بگويد وگويايي داشته باشد. درسوره قلم هم همين تعليم را يادآوري مي کند و مي فرمايد: " علم بالقلم علم الانسان ما لم يعلم " خداوند بوسيله قلم که اسباب و ابزار تعليم است به انسان علم مي آموزد. پس علم و دانش سرمايه گفتن و شنيدن است. کسي که علم و دانش نداشته باشد قول و بيان هم ندارد. لذا مي گوييم بيان و گفتگو مخصوص انسان و خداي انسان است چون خداوند متعال مي داند، ميگويد و چون انسانها مي دانند، مي گويند. فرشتگان هم که با انسان گفتگو دارند آنها اسباب و ابزار گفتن هستند نه اين که خودشان مي گويند. خداوند براي اين که بتواند با انسان تماس بگيرد و علم ودانش در اختيار انسان بگذارد و يا از خطري و ضرري او را برهاند گاهي اشيايي در عالم خواب به او نشان مي دهد که زبان و بيان ندارند وگاهي اشخاصي در عالم خواب به او نشان مي دهد که زبان و بيان دارند. سلطان مصر در عالم خواب مشاهده کرد که هفت گاو نر چاق و هفت گاو ضعيف و لاغر با يکديگر مي جنگند آن گاوهاي ضعيف و لاغر بر گاوهاي چاق و فربه غلبه کردند و آنها را از بين بردند. يک چنين منظره اي را در عالم خواب ديد و معناي آن را نمي دانست تا خواب را حضرت يوسف براي او تعريف کرد و فرمود آن هفت گاو چاق هفت سال پر و فراوان هستند که زراعت و برکت خيلي زياد است و آن هفت گاو لاغر هفت سال خشکي و قحط سالي است که زراعتها نمي رويد وبه ثمر نمي رسد. انسانها محصول هفت سال با برکت را درآن هفت سال خشکي تمام مي کنند اين يک منظره خوابي است بدون گفتگو و گاهي انسان درعالم خواب با انساني روبرو مي شود. با او سخن ميگويد و از او سخن مي شنود. آن صورت عالم خواب فرشته است بصورت انسان، اما خودش نمي داند که بگويد بلکه خداوند از راه همان صورت مي داند و مي گويد. آن فرشته مانند راديو بين گوينده و شنونده است. راديو خودش نمي گويد بلکه در ماوراء راديو گوينده ديگري است که حرف مي زند و شنونده هم از راديو نمي شنود بلکه از همان گوينده مي شنود. پس گويندگان بايستي عالم باشند. علم همه جا در دو مرکز نمود و نمايش دارد يکي در ذات مقدس خداوند متعال و ديگري در وجود انسان، پس خدا و انسان زبان مقال دارند، مي دانند و مي گويند ولي موجودات ديگر فقط زبان حال دارند، نمي دانند و نمي گويند وليکن سکوت آنها گويي سخن و پيام است. هر مصنوعي انسان را به آفريننده هدايت مي کند. ماشين ها انسان را به راننده و ماشين سازها هدايت مي کند، صنايع ديگر هم چنين است. با اين که آنها حرف نمي زنند وليکن ساخت عالمانه و حرکت عاقلانه آنها به انسانها مي گويد که اين ماشين را يک مهندس ساخته و يک راننده آن را حرکت مي دهد. گفتگوهاي اين چنيني و راهنمايي هاي بدون قول و سخن را زبان حال مي نامند. (کتاب غیب و شهود) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top