Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - داستان غصب فدک و توجیهات ابوبکر

حضرت زهرا (س) در سخنراني  خود گرچه ظاهرا املاك فدك را مطالبه مي كند وليكن تمامي قدرت هاي روي زمين را طرف خطاب قرار مي دهد كه با اين غصب خلافت و زعامت اسلام به كار خطرناكي دست زده اند. در اين موقع خليفه اول ابوبكر خودش را آماده كرد تا جواب حضرت زهرا (س) را بدهد وليكن زرنگي و شيطنت عجيب ابي بكر اين بود كه تمامي حقوق بزرگ و مطالبات عظيم حضرت زهرا (س) را فقط در همان مسئله غصب فدك و ملاك حضرت زهرا (س) خلاصه كرد و در نظر مسلمانان زمان چنان وانمود كرد كه با اين همه گرفتاري هاي مسلمانان و دشمنان زيادي كه از هر طرف آنها را محاصره كرده است ، دختر پيغمبر(ص) و همسر اميرالمؤمنين(ع) دنبال ثروت و املاك خود مي رود و حقوق مالي خود را مطالبه مي كند. در اين جا ممكن است گوينده اي بگويد كه اگر هدف دختر پيغمبر(ص) دراين سخنراني عظيم حق بزرگ خلافت و حقوق بشريت است چرا در سخنراني و احتجاجات خود درباره وراثت مالي پيغمبر(ص) و املاك غصب شده فدك سخن مي گويد و خود را به عنوان يگانه وارث پيغمبر(ص) معرفي مي كند. مناسب اين بود كه در برابر يك چنان حق بزرگي كه ضايع شده است در مقابل آن فدك پركاهي به حساب نمي آيد. اگر توانست حق بزرگ خود را ثابت كند حق مالي او هم ثابت مي شود و اگر نتوانست آن حق بزرگ را ثابت كند حقوق كوچك مالي فايده اي ندارد. جواب اين است كه حضرت زهرا (س) گرچه در سخنراني خود تمامي تاريخ را به محاكمه كشيده و تمامي دانشمندان را طرف خطاب قرار داده است وليكن به ضعف عقل و قلت فهم مسلمانان زمان هم آگاهي كامل دارد. مي داند كه آن تازه مسلمانان كه در ارتباط با مكتب اسلام مانند طفل نوزادي هستند يك چنان شعور و ادراكي ندارند كه معناي غصب خلافت و حق زعامت علي(ع) را تشخيص بدهند. آگاهي آنها به مقام نبوت و ولايت بسيار ضعيف است. دليل ضعف آگاهي آنها همين بود كه نفهميدند از چه حكومتي محروم شدند و به چه مصيبتي مبتلا گشته اند. به محض اين كه صداي زنده باد زنده باد در ميان كوچه ها بلند شد با سرعت به مسجد رفتند و بيعت كردند و تبريك و تهنيت گفتند و نفهميدند كه چه خاكي بر سرخود ريخته اند. پس آنها چنان عقلي ندارند كه مقصد حضرت زهرا (س) را در غصب خلافت درك كنند وليكن همه آنها تا اين اندازه آگاهي و آشنايي دارند كه املاك فدك در تصرف دختر پيغمبر(س) بوده و مدتي قريب پنج سال مال الاجاره آن را درتصرف خود داشته و به مسلمانان بخشيده است. تمامي مسلمانان زمان مي دانستند كه آبادي هاي فدك ملك زهرا (س) بوده و خليفه زمان آن را از تصرف دهقانان دختر پيغمبر خارج كرده است. پس همه آنها غصب آبادي هاي فدك را به عنوان يك حق ضايع شده از دختر پيغمبر (ص) مي شناختند و مي توانستند وظيفه خود را در دفاع از حق تشخيص دهند به همين مناسبت ضمن سخنراني در اطراف آن حق بزرگي كه ضايع شده درباره فدك و وراثت هم سخن گفته است تا اگر مردم بخواهند براي دفاع از حق حضرت زهرا (س) تصميم بگيرند بتوانند اقدام كنند. پس لازم بوده است كه مطابق عقل و استعداد آن مردم از حقوق مالي ارثي خود هم دفاع كند در هر صورت ابي بكر در مقاله جوابيه خود شيطنت عجيبي بكار برد. آن چنان زيركي و زرنگي كه اگر بجز زهرا (س) دختر پيغمبر (ص) كس ديگري مقابل او قرار مي گرفت محكوميت هم پيدا مي كرد و شايد مسلمانان ضعيف العقل زمان به او مي تاختند و او را از مسجد اخراج مي كردند. ابي بكر در جواب خود ابتدا از حضرت زهرا (س) تعريف و تمجيد شايسته اي به كار برد و دختر پيغمبر را به ميزاني كه شايسته آن بود به عظمت توصيف و تعريف كرد و بعد از اين تعريفات اشاره به موقعيت مذهبي اهلبيت رسول خدا (ص) نمود كه هركس ايمان داشته باشد بايستي اهلبيت را دوست بدارد و كافر است آن كس كه  اهلبيت را دشمن دارد و با اين بيان خود را در رده دوستان درجه اول پيغمبر(ص) و خاندان رسالت قرار داد. آن چنان وصف و تعريفي كه مردم فكر كردند كه خليفه از دوستان صميمي و درجه اول اهل بيت (ع) مي باشد. دنباله اين تظاهر به دوستي و اظهار عظمت و حقانيت حضرت زهرا(س) به سياست عجيبي دست زد كه مي شود گفت بزرگ ترين ضربه را بر روحيه حضرت زهرا (س) وارد كرد ، ابتدا همان حديث مجعول را يادآوري كرد كه پيغمبر(ص) فرموده است هيچ كس از پيغمبران ارث نمي برد و پيغمبران هر چه دارند مال تمامي افراد امت است و ضمنا وانمود كرد كه چرا دختر پيغمبر(ص) برخلاف عقيده دين پدرش سخن مي گويد و چيزي را كه حق ندارد مطالبه ميكند. به دنبال اين حديث مجعول ديگري كه براي كوبيدن شخصيت حضرت زهرا (س) از ضربه اول كوبيده تر بود گفت الان مسلمانان از داخل و خارج گرفتار دشمنان هستند. احتياج به مال و تجهيزات دارند مسلمانان و كشور اسلامي در معرض خطر است و ما اين املاك را بايستي براي تجهيزات ارتش و جنگ با كفار مصرف كنيم .با اين بيان وانمود كرد كه مناسب دختر پيغمبر(ص) نيست كه در اين موقعيت خطرناك اسلام و مسلمانان را رها كند و به فكر حقوق مالي خود باشد .خيلي روشن است كه اين جواب ها چگونه شخصيت و عظمت حضرت زهرا (س) را مي كوبد و در انتهاي جوابيه خود گفت مانعي ندارد اگر دختر پيغمبر(ص) دوست ندارد كه ارتش مسلمانان تقويت شود و فكرمي كند كه من برخلاف راي رسول خدا (ص) و برخلاف دين او عملي انجام داده ام برود املاك خود را تصرف كند. در اين جا ابتدا ترجمه مقاله جوابيه خليفه اول را روشن مي كنيم پس از آن جواب حضرت زهرا (س) را .جوابيه ابي بكر:  اي دختر پيغمبر تو مي داني كه پدرت نسبت به اهل ايمان خيلي مهربان و بزرگوار بود و نسبت به آنها رافت و رحمت داشت و در همين حال براي مشركين و كفار عذابي دردناك بود كه سخت آنها را تعقيب مي كرد. ما اگر رابطه خويشاوندي رسول خدا (ص) را با افراد در نظر بگيريم البته آن بزرگوار پدر شماست نه پدر ساير زن ها و برادر شوهر شماست نه برادر ساير مسلمان ها . شوهر تو تنها كسي بوده است كه ياري پيغمبر(ص) را بر همه دوستان ترجيح داده و در كارهاي مهم او را كمك نموده است. شما اهل بيتي هستيد كه جز مؤمنين و سعادتمندان كسي شما را دوست نمي دارد و جز اشقياء و كفار كسي با شما دشمني نميكند . شما عترت رسول خدا هستيد خانواده طيب و طاهر و بهترين انسانها كه به اراده خدا بر ساير افراد بشر برتري پيدا كرده ايد، شما خانواده راهنماي ما مسلمانان به راه خير و سعادت هستيد و خط حركت به سوي بهشت مي باشيد و مخصوصا شما اي بهترين زنان عالم و اي دختر بهترين پيغمبران. در گفته هاي خود صادق هستيد و در كثرت عقل و دانش بر همه كس مي چربيد ، شما هرگز از حق خود محروم نخواهيد شد در اين ادعا كه راست مي گوئي ممنوع نخواهيد بود .به خدا قسم كه من هرگز از راي رسول خدا (ص) نگذشتم و جز به فرمان او عمل نكردم من كه از گفتار رسول خدا (ص)آگاهي كامل دارم هرگز به دوستان خود دروغ نمي گويم من خدا را گواه مي گيرم كه او بهترين گواه است كه من خودم از رسول خدا(ص) شنيدم كه مي فرمود ما گروه پيغمبران طلا و نقره اي و خانه و ملكي به عنوان وراثت براي وراث خود نمي گذاريم سرمايه ما فقط كتاب و حكمت و علم و نبوت است كه آن را به وراثت به وراث خود مي رسانيم اگر مال و ثروتي در اختيار ما باشد همه آنها بعد از ما براي كسي است كه عهده دار مقام خلافت مي شود تا به هر كيفيتي كه مي خواهد حكم كند و درجائي كه مي خواهد صرف نمايد. مال و املاكي را كه شما مطالبه مي كنيد ما آن را براي تجهيزات ارتش و تهيه اسلحه مصرف مي كنيم تا با آن سلاح ها مسلمانان بجنگند و با كفارمبارزه كنند و مرتدين و بدكاران را به جاي خود بنشانند و تازه من اين كار را براي خود انجام ندادم و به استبداد عمل نكردم بلكه تمامي مسلمانان راي دادند و اين كار را صلاح دانستند كه من املاك فدك را بگيرم اين است وضعيت من. الان هم اين املاك در اختيار شماست از شما نمي گيريم و به جاي ديگر نمي بريم و براي بهره برداري خود ذخيره نمي كنيم تو هستي سيده تمامي امت اسلام و آن شجره طيب و طاهر براي فرزندان و خانواده آن چه مال توست كسي نمي گيرد و اختصاص به شما دارد و هرگز بر خلاف اصول و فروع خانواده تو كاري انجام نمي گيرد. فرمان تو درآن چه من مالك هستم نافذ است . آيا اجازه مي دهي كه من در كار حكومت برخلاف راي پدر بزرگوارت رسول خدا (ص) كاري انجام دهم البته كه چنين اجازه اي نخواهي داد.  مقاله جوابيه ابي بكرتا همين جا خاتمه پيدا مي كند و شما مي بينيد كه لا به لاي تعريف و تمجيد و احترام به مقام حضرت زهرا (س) چه ضربه هاي مهلكي بر روحيه آن حضرت وارد مي سازد. ابتدا ادعا مي كند كه هر كاري انجام داده طبق راي و فرمان رسول خدا (ص) بوده است. مفهوم ادعايش اين است كه دختر پيغمبر(ص) برخلاف راي و فرمان رسول خدا كار مي كند و چيزي را كه حق او نيست مطالبه مي نمايد و باز ادعا مي كند كه تمامي اين مال و ثروت را در تجهيزات ارتش و مسلمانان خرج مي كنيم .و با اين جمله مي فهماند كه دختر پيغمبر(ص) به نفع خودش حرف مي زند و صلاح مسلمانان را در نظر نمي گيرد و در مرحله سوم تمامي مسلمانان را همكار خود معرفي مي كند. پاي آنها را به ميان مي كشد و مي گويد كه تنها براي من و فرمان من نبوده بلكه همه مسلمانان اين را صلاح مي دانستند. يعني دختر پيغمبر(ص) صلاح مسلمانان را در نظر نمي گيرد و راي اكثريت را قبول ندارد و باز درآخر كار مي گويد آن چه من دارم مال شما دختر پيغمبر است همه آنها را براي خودت و خانواده ات و فرزندانت و اصل و فرعت خرج كن و با اين جمله مي فهماند كه دختر پيغمبر فقط به فكرخودش و فرزندانش مي باشد و به فكر ساير مسلمانان نيست و در آخر مي گويد تو آيا اجازه مي دهي كه فرمان رسول خدا (ص) را زير پا بگذارم و با او مخالفت كنم و اين املاك را به تو برگردانم كه اين جمله بزرگ ترين ضربه بر روحيه دختر پيغمبر(ص) است از اين كه خود را فرمانبردار پيغمبر و حضرت زهرا (س) را مخالف راي پيغمبر(ص) معرفي مي كند . پيش از توضيح مقاله جوابيه حضرت زهرا (س) بد نيست كه به كيفيت جواب هاي ابي بكر و مصيبت هائي كه از اين جواب ها بر روحيه حضرت زهرا (س) وارد شده است اشاره كنيم زيرا آن چه مسلم است گرچه سخنراني حضرت زهرا (س) چنان كه گفته شد يك سخنراني عميق و تاريخي است كه درباره تمامي حقوق ضايع شده خود و شوهرش و مؤمنين تا روز قيامت سخنراني كرده است وليكن ضعف عقل مردم و كوتاهي فكر آنها اجازه نمي دهد كه حضرت زهرا (س) در اطراف تمامي حقوق ضايع شده خود سخن بگويد و ابي بكر را محكوم كند كه چرا به اصطلاح معروف كاسه داغ تر از آش شده و خود را وكيل مدافع مسلمانان و دين مسلمانان قرار داده و خود و مسلمانان را روياروي حضرت زهرا (س) قرار داده است .حضرت زهرا (س) از صدي نود محكوميت هاي ابي بكر صرف نظر كرد و آنها را ناديده گرفت و در اطراف صدي ده حقوق ضايع شده خود و محكوميت ابوبكرسخن گفت .ابوبكر در جواب خود ابتدا از حضرت زهرا (س)تعريف و تمجيد كرد با اين كه آن تمجيدات و تشريفات از ابوبكر مورد قبول حضرت زهرا(س) نبود وليكن از رد آن تمجيدات صرف نظر كرد زيرا اولا اين تعريفات نسبت به كسي و راهي است كه آن را قبول ندارد. اين تعريفات مانند شهادت هاي منافقين است كه خداوند درسوره منافقين آن را قبول نمي كند و مردود مي داند ، منافقين برابر رسول خدا (ص) مي ايستند و مي گويند السلام عليك يا رسول الله (ص) و نشهد انك رسول الله گواهي مي دهم كه تو رسول خدا هستي. خداوند به پيغمبر(ص)مي گويد كه اين ها دروغ مي گويند. آنها  گواهي مي دهند به رسالت حضرت رسول(ص)و خدا ميفرمايد كه اين گواهي ها دروغ است. چرا دروغ باشد مگر او پيغمبر خدا نيست. خداوند مي گويد چرا تو پيغمبر خدا هستي اما اين ها دروغ مي گويند .يعني اگراين ها تو را رسول خدا مي دانستند از تو اطاعت مي كردند حق تو را محترم مي شمردند و سعادت خود را در اطاعت تو ميدانستند . پس كساني كه در عمل خود خيانت مي كنند و به زبان خود تعريف و تمجيد. آن تمجيدات زباني برخلاف گواهي عمل دو برابر دليل خيانت و انكار همان شهادت ها و تعريف و تمجيدها مي باشد .ابوبكر دراين جملات خيلي عجيب حضرت زهرا(س) را و خانواده او را تعريف و تمجيد مي كند و با قبول يك چنان مقام و صفاتي براي حضرت زهرا (س) عملا خيانت كرده كه بدون اجازه او خود را در مقام خلافت قرار داده و باز خيانت كرده است كه اموال و املاك دختر رسول اكرم (ص) را غصب نموده است .پس در اين جا حضرت زهرا (س ) حق داشت بگويد كه اين تعريفات وتمجيدات همراه با غصب مقام و اموال مانند شهادت منافقين است كه خدا آن شهادت به رسالت را دروغ مي داند هر چند كه پيغمبر رسول خدا مي باشد وليكن حضرت زهرا (س) از بيان اين حق بزرگ صرف نظر كرد و آن ضربات را در قيافه تعريف و تمجيد تحمل نموده و ابوبكر را تكذيب نكرد. مطلب دوم ابوبكر ادعا مي كند كه طبق راي و فرمان رسول خدا (ص) عمل كرده املاك حضرت زهرا (س) را گرفته است و زهرا (س) از پيغمبر(ص) ارث نمي برد و حق وراثت لغو است و مي گويد من به گوشم از رسول خدا (ص) شنيدم و به چشم ديدم كه پيغمبر (ص) فرمود: پيغمبران مالي به ارث نمي گذارند و ثروت پيغمبران به فرزندان آنها نمي رسد بلكه آن ثروت را والي مسلمانان به ارث مي برد. دراين جا صرف نظر از اين كه آيا رسول خدا (ص) چنين جمله اي فرموده است يا نه كه حتما به پيغمبر(ص) دروغ بسته اند زيرا آن حضرت برخلاف كتاب خدا سخن نمي گويد ابوبكر ابتدا خلافت و حكومت خود را تثبيت مي كند و خود را به عنوان خليفه رسول خدا (ص) رسميت مي دهد پس از آن در برابر حضرت زهرا (س) مي ايستد و يك چنين حديث جعلي را به رخ حضرت زهرا (س) مي كشد . حضرت زهرا (س) مي تواند بگويد كه از كجا تو والي امري و از كجا تو خليفه رسول الله هستي و اصلا تو چه كاره اي كه در برابر اهلبيت پيغمبر(ص) بايستي و با اهلبيت پيغمبر (ص) مجادله كني كه آنها از پيغمبر (ص) ارث مي برند يا نمي برند. زهرا (س) از اين مطالبات هم صرف نظر مي كند زيرا حقيقتا آن مسلمانان كه روي جهل و ناداني با ابوبكر بيعت كرده اند و خلافت او را به رسميت شناخته اند يك چنين شعوري ندارند كه اين خلافت را قلابي و به ناحق بشناسند .حضرت زهرا (س) مي تواند كه خلافت او را مردود بشمارد و بگويد كه اگر هم اين حديث درست باشد تو خليفه رسوا الله نيستي كه وارث مال پيغمبر(ص) باشي ولي از تكذيب خلافت ابوبكر صرف نظر مي كند و فقط حديث او را به دليل آيات قرآن مجعول و مردود مي شناسد و اثبات مي كند كه پيغمبران هم مثل ساير مسلمانان هستند كه فرزندان آنها از آنان ارث مي برند پس در اين جا هم درباره آن حق بزرگ كه غصب مقام خلافت باشد صرف نظرمي كند زيرا عقل مردم آن حق بزرگ ضايع شده را تشخيص نميدهد. ابوبكر بر پايه به رسميت شناختن خلافت خود حضرت زهرا(س) را هيچ كاره و بي كاره مي شناسد و شايد در اين جا مي خواهد دختر پيغمبر(ص) را به عنوان يك مسلمان هم قبول نكند كه بتواند حقوق خود را مطالبه نمايد مي گويد اين اموال مال مسلمانان است كه بايستي ارتش خود را تجهيز كنند و با كفار بجنگند. زهرا(س)يك چنين ضرباتي را تحمل مي كند چنان كه گوئي نمي تواند به خود اجازه بدهد كه به عنوان يك مسلمان حق دارد اموال خود را مطالبه كند و خليفه مسلمانان حق ندارد براي تجهيزات ارتش و دولت بر مسلماني بتازد و از او سلب مالكيت كند. از اين حق هم صرف نظر ميكند و فقط با رد همان روايت مجعول خود را وارث پيغمبر(ص)معرفي مي كند پس ازآن ابوبكر با يك جملات مرموزي تمامي مسلمانان را به خود جلب و جذب مي كند خود و مسلمانان را در يك طرف و حضرت زهرا (س) را درطرف ديگر مقابل مسلمانان قرار مي دهد و با اين كيفيت بغض و عناد بين دختر پيغمبر(ص)و مسلمانان به وجود مي آورد. خدا مي داند در اين جواب هاي مرموز چه حقوق بزرگي كه از حضرت زهرا (س) ضايع مي گردد. زهرا(س) را كه مسلمانان او را مادر و ملكه بهشت مي شناسند وآن همه از بذل و بخشش هاي او بهره مند شده و نتيجه گرفته اند چگونه دشمن مسلمانان شناخته شده و مال مسلمانان را به نفع خود ضبط مي كند پس در واقع در اين مقاله جوابيه حقوق بزرگي از دختر پيغمبر(ص) ضايع مي شود كه روي ضعف عقل مردم نمي تواند درباره آن حقوق سخن بگويد بلكه فقط همان حديث مجعول را با استدلال با آيات قرآن مردود شناخته و خود را وارث مال و ثروت پيغمبر (ص) مي شناسد. به دنبال مقاله جوابيه ابوبكر به يك حديث مجعول استدلال مي كند و مي خواهد وراثت حضرت زهرا (س) را منكر شود حضرت زهرا (س) فرمودند سبحان الله از اين دروغ ها كه به پيغمبر (ص) مي بندند ، هرگز رسول خدا (ص) در گفتار و كردار خود از كتاب خدا كناره نمي گرفت و هرگز مخالف احكام قرآن سخن نمي گفت بلكه كليه اقوال و اعمال خود را به دنبال نزول آيات قرآن تنظيم مي كرد و پيرو آيات و سوره هاي قرآن بود. شما به همين زودي در خط نفاق و زور گوئي وارد شديد و به او دروغ بستيد يك چنين دروغ ها بعد از وفات پيغمبر (ص) شبيه دروغ هائي است كه در زمان حيات به او بستند به طوري كه رسول خدا (ص) ازآن دروغ ها ناراحت شده بود و در يك سخنراني فرمود : هركس به من دروغ ببندد جاي او آتش جهنم است، اين كتاب خداست بزرگ ترين يادگار پيغمبر(ص)كتابي كه به عدالت سخن مي گويد و گفته هاي آن خيلي واضح و روشن است. خداوند دراين كتاب از قول زكرياي پيغمبر مي گويد كه زكريا از خداوند فرزندي خواهش مي كند كه وارث او باشد و مي گويد پروردگارا، به من فرزندي مرحمت كن تا از من و آل يعقوب ارث برد و جاي ديگر از زبان سليمان بن داود سخن مي گويد و ميفرمايد سليمان از داود ارث مي برد از آن طرف خداوند آيات متعددي درباره وراثت نازل كرده و قسمت هريك از وارث ها را معين فرموده و فريضه هر وارثي را روشن كرده است ، وراثت پسران و دختران و خواهران و برادران و زن و شوهر از يكديگرآنچنان خداوند متعال قانون ارث را روشن كرده است كه هيچ كس نمي تواند با تبليغ و جعل حديث اين قوانين را تغيير دهد. خداوند با نزول آيات ارث تمامي شك و شبهه ها و يا شك اندازي ها را از افكار مسلمانان و اهل دنيا برداشته است .پس معلوم مي شود شما براي اين كه بتوانيد حقوق بندگان خدا را غصب كنيد گرفتار وسوسه نفوس خود شده ايد. بر كار مهمي اقدام كرديد من هم بر اين خيانت ها صبر مي كنم خداوند بهترين مرجعي است كه مي توانم از او ياري بجويم. ابوبكر در برابر اين احتجاجات كه ديد حديث مجعول به دليل آيات قرآن باطل شده و علاوه گوينده آن رسوائي پيدا مي كند بلافاصله به همان شيوه اول متوسل شد و باز ضمن تعريف و تمجيد از حضرت زهرا (س) اين موضوع را به گردن مسلمانان انداخت و گفت:خدا و رسول خدا(ص) راست مي گويد قانون وراثت هرگز لغو نمي شود و پيغمبرزادگان از پيغمبران ارث مي برند و دختر پيغمبر(ص) راست مي گويد منبع علم و دانش و مركز هدايت و رحمت الهي بوده ركن دين خدا به حساب مي آيد. حجت خداست بر تمامي بندگان خدا ، من ابي بكر هرگز گفته هاي به حق و درست تو را منكر نمي شوم و برخلاف عدالت نمي دانم. اين مسلمانان خود بين من و شما گواه هستند آنها اين قلاده خلافت را برگردن من انداختند و براي اتفاق آنها از شما گرفتم آن چه را گرفتم ، هرگز به استبداد و راي در اين كار وارد نشدم و راي خود را بر راي مسلمانان حاكميت ندادم .آنها شاهد و گواهندكه اين عمل براي آنها انجام گرفته است .ابوبكر باز هم پاي مسلمانان را به ميان كشيد و آنها را در برابر حضرت زهرا(س) قرار داد و ظاهرا خود را از غصب املاك دختر پيغمبر(ص) تبرئه كرد با اين كه غصب خلافت و غصب فدك فقط براي چند نفر از سران مهاجر و انصار انجام گرفت كه آنها در سقيفه بني ساعده جمع شدند و توافق كردندكه ابوبكر خليفه رسول خدا باشد. غصب فدك هم فقط با تصميم عمر و ابوبكر و خالدبن وليد و چند نفر ديگر انجام گرفت كه مشاهده كردند اگر اموال فدك در تصرف دختر پيغمبر(ص) باشد با آن بذل و بخششي كه دارد خواهي نخواهي مسلمانان كنار او جمع مي شوند و اجتماع مسلمانان به علي بن ابيطالب (ع) نيرو و قدرت مي دهد تا بتواند حق غصب شده خود را بگيرد. پس براي اين كه علي نيروئي پيدا نكند و مردم كنار او جمع نشوند بهتر اين است كه مال و ثروتي نداشته باشد و به اين كيفيت املاك حضرت زهرا (س) را غصب كردند. اين غصب خلافت و غصب فدك را كه هردو فقط با تصميم گيري چند نفر از سران قريش واقع شد در اين جا به گردن تمام مسلمانان مي اندازند و راي همه مسلمانان را در اين كار دخيل مي داند مسلمانان هم كه از واقعيت امر خبر ندارند اولا چنان شعوري ندارند كه معناي خود رايي و استبداد راي را در اين مورد تشخيص دهند و ثانيا هر مسلماني خيال مي كند كه مسلمانان ديگر به غصب خلافت و غصب فدك راي داده اند و از طرفي شايد اكثريت آنها خوشحال مي شوند از اين كه ابوبكر آنها را در مسائل اجتماعي دخيل مي داند و راي آنها را محترم مي شمارد. در هر صورت ظاهرا خود را تبرئه كرد و مسلمانان را به غصب خلافت و غصب فدك متهم نمود. دراين موقع حضرت زهرا (س)كه در برابر استدلال دوم ابوبكر قرار گرفت بدون اين كه او را در اين استدلال تكذيب كند مسلمانان را طرف خطاب قرار داد و آنها را ضمن دلايل و براهين حقانيت خود در اين توافق با ابي بكر براي غصب خلافت و غصب املاك فدك محكوم كرد و به آنها فرمود: اي مردمي كه شما با سرعت و شتاب بي سابقه ادعاهاي به ناحق و گفته هاي باطل سران و رهبران خود را قبول كرديد و از اين عمل زشت و جسارت آميز غصب خلافت و ظلم به خاندان عصمت و طهارت چشم پوشيديد و آن را ناديده گرفتيد.آيا شما در آيات قرآن تفكر نمي كنيد تا وظيفه خود را بشناسيد و نگذاريد كه در برابر شما و يا با اتكاء شما چنان ظلم و ستم هائي واقع شود. شايد درهاي تفكر و تفقه بر قلب شما بسته شده و يا شايد اعمال بد شما كه با ظلم همكاري مي كنيد و به دنبال منافع دنيايي مي رويد هم چون پرده ظلمت مانع ديد شما شده و روشنائي قلب شما را از شما گرفته است .اين دنيا پرستي و بدكاري و همكاري با ظالم نيروي شنوائي و بينائي را از شما سلب نموده خيلي بد ، كتاب خدا و قرآن را براي خود توجيه كرديد كه به رغم خود اموال خاندان عصمت را غصب مي كنيد تا با آن لشكريان اسلام را در برابر كفر تجهيز كنيد در واقع با سلاح ظلم آن هم ظلم به خاندان پيغمبر(ص) مي خواهيد دين اسلام را رواج دهيد بد فكر كرديد و بد راهي رفتيد به اين زودي به خدا قسم خواهيد ديد كه چه مسئوليت سنگين به گردن شما افتاده و عواقب خطرناكي در انتظار شماست كه موجوديت ديني و دنيائي شما را تهديد مي كند. به اين زودي پرده هاي غفلت از روي اعمال زشت شما برداشته مي شود و با آينده خسارت آميز اين اعمال رو به رو خواهيد شد و در تقدير خداوند متعال نتايج اعمال شما در آينده نزديك براي شما آشكار مي شود. با عذاب ها و مصيبت هائي رو به رو خواهيد شد كه هرگز فكر نمي كرديد كه با چنان عذابي رو به رو شويد. درآن جا اهل باطل و پيروان كذب و دروغ خسارت خواهند ديد. حضرت زهرا(س) همين قدر مسلمين را طرف خطاب قرار داده و آنها را درسكوت و يا همكاري با ابي بكر محكوم كرد . وظيفه مسلمانان اين بود كه اولا از حق دختر پيغمبر و اهلبيت رسول خدا(ص) دفاع كنند و خلفاء را مجبور كنند تا امر خلافت و يا املاك فدك را به صاحبان اصلي آن برگردانند. اين وظيفه ابتدائي و اوليه آنها بود كه نگذارند به خاندان عصمت و طهارت ظلم شود. از يك عمل منكري جلوگيري كنند و يا لااقل آنها كه در غصب خلافت و يا غصب املاك حضرت زهرا(س) دخيل نبوده و با ابي بكر همكاري نداشته اند و بلكه در برابر يك امر انجام شده قرار گرفته اند. جا داشت كه تهمت را از خود بگردانند و به ابوبكر اعتراض كنند كه چرا آنها را به غصب املاك زهرا (س) و غصب مقام خلافت متهم مي كنند. ابوبكر پس از اين كه از احاديث جعلي و قلابي خود نتيجه نگرفت و حضرت زهرا (س) با استدلال به آيات قرآن آن احاديث مجعول را مردود شناخت. غصب خلافت و املاك فدك را به گردن مسلمانان انداخت و گفت كه اين مسلمان ها بودند كه امر خلافت را به من واگذار كردند و با من بيعت كردند و همين مسلمانان بودند كه مرا وادار به غصب املاك فدك نمودند. در واقع ابوبكر به مسلمانان تهمت زد زيرا مسلمانان از سقيفه بني ساعده بي خبر بودند و ندانستند كه فقط يك عده معدود بودند كه پيش خود تصميم به غصب خلافت گرفته اند با سر و صدا زنده باد و مرده باد چنين وانمود كردند كه وظيفه ديني آنها اين بوده است كه ابوبكر را به مقام رهبري مسلمانان انتخاب كنند و چون آنها ظاهرا از سران مهاجر و انصار بودند و مردم به آنها احترام مي گذاشتند فكر نمي كردند كه يك عمل غير ديني و غيراسلامي انجام گرفته است. بيشتر فكركردند كه شايد وظيفه آنها همين بوده است كه به نفع مسلمانان ابوبكر را به خلافت بردارند. پس آنها دربرابر امر انجام شده قرار گرفتند و بدون تفكر و عاقبت انديشي با ابوبكر بيعت كردند. و باز در مرحله دوم كه املاك فدك را غصب كردند. يك تصميمي بود خود سرانه و مردم ازآن آگاهي نداشتند فقط ابوبكر و عمر و خالدبن وليد و همان هائي كه سقيفه بني ساعده را تشكيل داده بودند تصميم گرفته بودند كه املاك فدك را بگيرند. در اين جا وظيفه مسلمانان اين بود كه تهمت دوم را از خود بگردانند و به ابي بكر اعتراض كنند كه كجا ما مسلمانان چنين رايي داديم و يا راضي به چنين دستوري شديم كه شما دختر پيغمبر (ص) را از ارث پدري محروم كنيد و املاك مخصوص او را غصب نمائيد ولي آن مسلمانان كه از اين مسائل بي خبر بودند. هر مسلماني خيال كرد كه مسلمانان ديگر راضي به اين عمل بوده و به غصب املاك فدك راي داده اند در نتيجه يا ساكت شدند و يا ترسيدند كه آن تهمت را از خود بگردانند .حضرت زهرا(س) پيش از اين كه ابوبكر را تكذيب كند و بگويد مسلمانان از اين عمل بي اطلاع بودند، مسلمانان را طرف خطاب ساخته و آنها را به اين هم رايي و همكاري با خلفاي غاصب مورد ملامت و سرزنش قرار داد و به آنها فرمود از محكوميت آخرتي بترسيد و همين الان كه ابتداي ظهور دولت اسلام است جلوي ظلم و ستم را بگيريد . ولي آنها چنان گيج و گنگ بودند كه نتوانستند از درد دل زهرا (س) با خبر شوند و شايد اين طور فكر كردند كه زهرا (س) دراين موقعيت به نفع خود و بدون رعايت صلاح مسلمانان، ابوبكر و مسلمانان را طرف خطاب قرار مي دهد و املاك خود را مطالبه مي كند .(کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س) دانلود

 

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top