Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - بیان خواستگاری حضرت علی ع از زهرا س

ضرت زهرا (س) پس ازآن كه درسال دهم زندگي قرار گرفتند در همين مدت كوتاه آن چنان شهرت و محبوبيت پيدا كردند كه مسلمانان دانستند كه زهرا (س) از امتيازات فوق العاده اي بهره مند شده است. خواستگاران متعددي پيدا كردند رجال و اشراف عرب چه آنها كه ثروتمند بودند مانند عبدالرحمن بن عوف و ديگران و چه آنها كه سابقه مصاحبت بيشتر با پيغمبر(ص) را داشتند خيال همسري با دختر پيغمبر پيدا كردند و خواستگاري نمودند . وليكن مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم(ص) در برابر يك چنين تقاضاها مانند كسي است كه نمي خواهد از خود رأي و نظري داشته باشد و مانند كسي است كه نمي خواهد در كار زهرا (س) مداخله كند. در برابر تقاضاها و خواستگاري ها ساكت بودند و جواب مثبت و يا منفي نمي دادند و مي گفتند كه اختيار دخترم زهرا (س) با خداوند متعال است من نمي توانم در كار او مداخله كنم. پيغمبر اكرم(ص) دختران ديگري از خديجه كبري(ع) داشتند كه هر كدام از آنها را به محض وجود خواستگار شوهر دادند وليكن در امر ازدواج زهرا (س) از مداخله كردن و رأي دادن و يا اجابت خواستگاران خود داري مي نمودند و براساس قانون اسلام طبق تشويقات پيغمبر اكرم (ص) و لغو تشريفات در مسئله ازدواج ، پدران مامور هستند به محض وجود خواستگار فقط ايمان و فضيلت او را در نظر بگيرند و ازدواج را به تاخير نيندازند. در اين مسئله دستور داده اند كه هرچه با سرعت انجام گيرد بهتراست از تاخير و كوتاهي در امر ازدواج . از نظر قانون اسلام همين كه پسر و دختر با ايمان شناخته شدند هر دو مؤمن و مسلمان بودند وحدت عقيده اي و اخلاقي داشتند كفو يكديگر شناخته مي شوند حسب و نسب و مال و ثروت و يا جمال و زيبائي در مسئله كفويت مطرح نيست .پيغمبر اكرم(ص) شخصا دختراني كه از خديجه كبري(ع) داشت به محض خواستگاري يك مسلمان بدون توقف و تاخير به شوهر داد . بزرگترين دختر زينب است كه او را به مردي از بني اميه به نام ابي العاص در زمان جاهليت پيش از بعثت به شوهر داد و دختر دوم را به عثمان بن عفان دادند در نتيجه عثمان كه شايد در سنين پنجاه و يا شصت سالگي قرار گرفته بود با دختري كه در سنين شايد كمتر از بيست سالگي قرار گرفته بود ازدواج كرد. از اين ازدواج ها معلوم مي شود كه پيغمبر اكرم(ص) در دين خود مسئله ازدواج را خيلي سهل و آسان گرفتند. موجباتي فراهم كردند كه برپايه آن مقررات به محض آمادگي و اشتها براي ازدواج پسر و دختر مي توانستند با يكديگر ازدواج كنند. با چنين تسهيلاتي كه ازنظر قانون و عمل به قانون در ازدواج فراهم كردند شخصا از قبول خواستگار براي دخترش زهرا (س) خود داري مي كردند و اين خود داري به حساب اين نبود كه خواستگار بهتري براي زهرا (س) پيدا شود بلكه در اين مسئله خود را در انتظار وحي آسماني قرار دادند و اين طور تذكر دادند كه تكليف دخترم زهرا (س) با خداوند متعال است و به اراده خود حق انتخاب شوهر براي دخترم زهرا (س) ندارم. بعضي ها اين طور فكر كردند كه خودداري پيغمبر(ص) از قبول خواستگار و واگذاري امر ازدواج به خداوند متعال يك بهانه اي است براي رد خواستگارهائي كه مورد قبول پيغمبر (ص) نيستند به انتظار خواستگار شايسته تري كه مورد قبول حضرت واقع شود وليكن اين طور نبود. اعمال و گفتار پيغمبر اكرم (ص) همه جا براساس يك واقعيتي بود كه خود آن حضرت مي دانستند كه ديگران از آن واقعيت خبر نداشتند. اگر رد خواستگارهاي متعدد به خاطر اين بود كه خواستگار بهتري پيدا شود اين روش را درباره دختران ديگر هم معمول  مي داشت و مي توانست درآن جا هم خواستگاري را كه از نظر او كفويت با دخترانش نداشتند رد كند و بهانه بياورد كه به انتظار امر خدا هستم. در انتخاب شوهر براي خواهران زهرا (س) و قبول خواستگار سرعت كرد و در امر ازدواج آنها مانند پدران آنها مداخله نمود وليكن در انتخاب شوهر و قبول خواستگار براي دخترش زهرا (س) خود را كنار كشيد و فرمود حق مداخله در كار اين دختر ندارم و امر ازدواج او با خداوند متعال است. صحابه پيغمبر(ص) كه مشاهده كردند آن حضرت از مداخله در كار زهرا (س) خود داري مي كند اين طور حدس زدند كه اين عدم مداخله براي آمدن يك خواستگار بهتر و جوان تر است و كشف كردند كه پيغمبر اكرم(ص) در انتخاب شوهر به انتظار خواستگاري پسرعم جوان و شجاعش علي بن ابي طالب (ع) است . علي عليه السلام در آن روزگار اگر چه لياقت و شجاعت و ايمان و تقوي و جوانمردي شهرت داشت وليكن از فقيرترين افراد مدينه بشمار مي رفت. مال و ثروتي در اختيار نداشت كه بتواند موجبات ازدواج را فراهم سازد و در مسئله ازدواج اقدام كند در عين حال صحابه پيغمبر اكرم (ص) با او تماس گرفتند و گفتند پيغمبراكرم (ص)خواستگاران متعددي را جواب كرده است شايد اگر تو فاطمه را خواستگاري كني خواستگاري تو را قبول كند. از نظر واقعيت هم پيغمبر اكرم (ص) كه محبوبيت و ايمان و عصمت زهرا (س) را كاملا مي شناخت و مي دانست كه از انسان هاي كامل و اولياء بزرگ خداوند متعال است. كاملا كشف كرده بود كه انسان هاي غير معصوم لياقت كفويت و همسري دخترش زهرا (س) را ندارند. شوهر زهرا بايستي كسي باشد كه در علم و ايمان و حكمت و در فهم و دانش و بينش و فضيلت و تقوي با او برابري داشته باشد. انسان هاي معمولي گرچه مسلمان هستند وليكن در درجات ايمان و علم و حكمت با زهرا (س) برابر نيستند. از اين رو ضمن واگذار كردن مسئله ازدواج زهرا (س) به خدا و نزول جبرائيل اين حقيقت را وانمود ساختند كه زهرا (س) از شخصيت هاي بزرگ الهي و آسماني است . چنين انساني كارش به خدا واگذار مي شود و لازم است كه ديگران از مداخله در كار او خودداري كنند . در تعريفاتي كه پيغمبراكرم(ص) درباره دخترش زهر(س) بوجود آورده جملاتي كه در معرفي حضرت زهرا (س) بيان فرموده اين حقيقت كشف مي شود كه زهرا(س) از نظر دانش و بينش و از نظر اختيارات و انتخابات و از نظر آشنائي به مصالح و مفاسد يك انسان كامل است كه برخلاف علم و نظريه خداوند متعال رأي و نظري ندارد. انسان ها به ميزان علم و دانش خود و به ميزان هماهنگي با علم و دانش با خداوند تبارك و تعالي توافق پيدا مي كنند. انسان ها فقط درآن مسائلي كه خودشان مي دانند و به مصالح و مفاسدي كه خودشان آشنا هستند با خداي خود توافق دارند ولي درآن مسائلي كه نمي دانند و به حقيقت آن آگاهي ندارند بين آنها و خدا اختلاف بوجود مي آيد. اين اختلاف مربوط به جهل انسان و علم خداوند متعال است كه خداوند به علم كامل خود عملي را به صلاح انسان مي داند و دستور انجام آن را ميدهد ولي انسان كه به مصلحت آن عمل آگاهي ندارد به كسالت و تنبلي ميگذراند و دستور خدا را اجرا نمي كند. همين طوركه علم يگانه عامل پيدايش توافق بين انسان و خداست برعكس جهل و ناداني بزرگ ترين عامل اختلاف بين انسان و خداست. به هر ميزان كه درجه علم انسان بالا برود با خداي خود بيشتر توافق و هم آهنگي پيدا مي كند تا روزي كه اختلاف بين انسان و خدا به كلي رفع مي شود. هرآن چه را خداوند به خير و صلاح مي داند انسان هم بداند دراين مرحله علم انسان با علم  خدا هم آهنگ مي شود و اختلاف مرتفع مي شود .زهرا (س) ازآن شخصيت ها و انسان هائي است كه بين او و خداوند متعال در علم به حقايق و صلاح و فساد اختلافي وجود ندارد هرآن چه خدا به صلاح مي داند زهرا مي داند و آن چه را خدا فاسد و مفسد مي شناسد زهرا مي شناسد. هر انساني را كه خدا با ايمان و خوبي مي شناسد حضرت زهرا (س) هم او را به آن صفات مي شناسد. ازاين جهت زهرا(س) انساني است كه علم خداوند متعال را فرا گرفته است و شاگردي است در مكتب خدا به كمال رسيده است. به همين مناسبت اختيارات و انتخاباتش به خدا مربوط مي شود و پيغمبر اكرم (ص) در كار او مداخله نمي كند. روي همين وابستگي كامل، پيغمبراكرم (ص) مي گويد اختيار دخترم با خداست خدا بايستي او را به شوهر بدهد و خواستگار براي او انتخاب كند و خواستگاري او را قبول نمايد .مسلمانان همه جا فرمايشات پيغمبر(ص) را بدون غرض توجيه مي كردند و آن گفته ها را حاكي از واقعيت و حقيقت مي دانستند. بجز گفته ها و تعريفات پيغمبر(ص) درباره دخترش زهرا (س) مي گفتند كه اين گفته ها روي علاقه شديدي است كه به دخترش زهرا (س) دارد نه به دليل واقعيت و حقيقت زهرا (س) مي گفتند: پيغمبر(ص) فريفته زهرا شده و در تعريف دخترش خلاف عقل سخن مي گويد چطور مي شود كه يك دختر اين همه مقام داشته باشد و چطور مي شود كه اختيارات يك دختر فقط با خدا باشد كه پدرآن دختر هم اختياراتي درباره دخترش نداشته باشد . نتوانستند گفته هاي پيغمبر(ص) را درباره زهرا (س) مربوط به حقيقت و واقعيت بدانند از گوشه و كنار بيانات پيغمبر اكرم (ص) در رد قبول خواستگار اين طور كشف كردند كه نظرش به علي بن ابي طالب (ع) است. و در انتظار خواستگاري پسر عمش علي بن ابي طالب عيله السلام است. صحابه پيغمبر(ص) با علي (ع) تماس گرفتند و گفتند يا علي وقت آن رسيده است كه براي خود زني و همسري انتخاب كني اين همه خواستگاران به خواستگاري فاطمه (س) رفته اند و جواب رد شنيده اند تو چرا دراين مسئله ساكت هستي و فاطمه (س) را خواستگاري نميكني .حضرت را تشويق كردند كه به خواستگاري زهرا(س) برود ببينند به چه صورت پيغمبر (ص) خواستگاري او را قبول و يا رد مي كند تا اگر ببينند بدون وحي آسماني اين خواستگار را قبول كرده است اعتراض كنند كه چطور در اين مورد كار دخترش را به خدا واگذار نكرده است و يا اگر با وحي آسماني قبول مي كند ببينند و بدانندكه چگونه در انتظار وحي آسماني قرار مي گيرد . در هرصورت صحابه و ياران نزديك پيغمبر(ص) علي(ع) را تشويق كردند كه به خواستگاري زهرا (س) برود. علي(ع) كه ظاهرا تهي دست بودند و از طريق كارگري و مزدوري امرار معاش مي كردند كمي در خواستگاري كوتاهي نمودند ولي بالاخره خود را براي خواستگاري زهرا(س) آماده نمودند. فرداي آن روز خدمت رسول خدا (ص) رسيدند در حالي كه شرم و حياء كاملا چهره او را فرا گرفته بود سر به پايين مدتي را در حضور پيغمبر(ص) به سكوت گذرانيدند بعد كه پيغمبر (ص) فرمودند علي جان به چه كاري آمده اي عرض كرد يا رسول الله(ص) از دوران كودكي و طفوليت مرا از پدر و مادرم گرفتي و در دامن خود پرورش دادي به من علم و دانش و حكمت آموختي تا اين كه مرا به ثمر رسانيدي خداوند به بركت وجود شما درهاي علم و حكمت و خير و بركت را بر روي من باز كرد و آنگاه ساكت شد .پيغمبر اكرم (ص) فرمود گويا به خواستگاري فاطمه (س)آمده اي ؟ همين الان پيش از آمدن تو فرشته اي از آسمان بر من نازل شد كه تا حالا هيچ وقت بر من و بر پيغمبر ديگري نازل نشده بود. فرشته وحي نبود بلكه فرشته اي براي عرض تبريك و بشارت به من خبرداد كه يا رسول الله (ص) خداوند متعال در برابر تمام فرشتگان و اهل آسمان به زبان خود خطبه عقد فاطمه (س) براي پسر عمش علي(ع) را ايراد كردند و به من دستور دادند كه شما را آگاه كنم كه به موافقت امر خداوند متعال نور خدا را به نور ديگر تزويج كني. فاطمه (س) و علي (ع) هر دو نور خدا هستند كه در تقدير خداوند متعال زن و شوهر شناخته شده اند و لازم است كه با يكديگر ازدواج كنند . پيغمبراكرم (ص) فرمودند: كه علي جانم تو از مال دنيا چه داري عرض كردند همانطوركه مي دانيد شمشيري دارم براي جهاد، شتري هم براي آبكشي و وسيله كار. آنگاه پيغمبراكرم (ص)چند نفرصحابه را مامورخريد وسائل عروسي كردند و دستور دادند تمام مردم در مسجد جمع شدند. درحضور مردم بعد از گزارش امرالهي خطبه عقد زهرا (س) را خواندند و با ايراد خطبه عقد مراسم نامزدي زهرا (س) با علي(ع) انجام گرفت . آن چه از تاريخ استفاده مي شود ظاهرا بين اين خواستگاري و عقد زهرا( س) و ايام عروسي و زفاف فاصله اي بوده است پس ازآن كه رسول خدا (ص) زهرا (س) را در ميان مسجد در حضور مهاجرين و انصار عقد بستند به علي (ع) ، دستور دادند كه خود را براي ايام عروسي و زفاف آماده كند . چند ماهي گذشت زهرا (س) در حالي كه عقد شده بود در خانه پدر زندگي مي كرد و علي (ع) در خانه شخصي خود. درآن روزگار پدر و مادر علي بن ابيطالب (ع) هر دو از دار دنيا رفته بودند. برادراني از پدر و مادر خود داشت كه ظاهرا هنوز به دين مقدس اسلام مشرف نشده بودند و مسلماني اختيار نكرده بودند به جز جعفربن ابيطالب كه ظاهرا در حبشه بود. لازم بود كه علي (ع) به تنهائي وسايل زندگي براي خود فراهم سازد .چند ماهي گذشت و همان شرم و حياء مانع مي شد كه خدمت پيغمبر اكرم (ص) برسد و تقاضاي دست به دست شدن همسرش زهرا (س) را بنمايد . ام ايمن يكي از كنيزان زهرا (س) كه يادگاري مادرش خديجه كبري(س) بود احساس كرد كه علي(ع) در انتظار همسرش كمي بي طاقت شده است. خدمت رسول خدا (ص) عرض كرد يا رسول الله (ص) وقت آن رسيده است كه اجازه بفرمائيد زهرا (س) را به خانه علي ببرند و حجله زفاف براي آنها ترتيب دهند . رسول خدا (ص) فرمودند كه در انتظار بودم پسرعمم علي(ع) خود را براي اين كار آماده كند و تقاضاي همسرش زهرا (س) را بنمايد. ام ايمن عرض كرد علي (ع) وسائل زندگي فراهم كرده است ليكن حجب و حياء مانع مي شود كه از شما تقاضاي عروسي بنمايد ، دستور دادند  مقداري اثاث لازم و لباس نو براي زهرا(س) خريداري كردند. آنگاه شب زفاف به خانم ها و كنيزها دستور دادند كه زهرا (س) را به خانه شوهر ببرند و جشن با شكوهي ترتيب دادند كه زنان و مردان با شوق و شعف فراوان درآن جشن شركت نمودند. زنان و كنيزان مسلمان كه زهرا(س)را به خانه شوهرمي بردند اشعاري درمدح زهرا(س) مي سرودند و در اشعار خود جملاتي كه پيغمبراكرم (ص) در تعريف دخترش زهرا (س) بيان فرموده بود به كار مي بردند. (کتاب شخصیت حضرت زهرا و مریم س) دانلود

 

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top