Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - چرا خداوند از مشرک نمی گذرد؟

بشریت تا زمانی که در برابر دعوت الهی قرار نگرفته  نه کافر شناخته می شود و نه هم مؤمن، کفر و ایمان وقتی ظاهر می شود که پیغمبری  از جانب خدا می آید و مردم را به دین خدا دعوت می کند و با بت پرستی و طاغوت های زمان مخالفت می کنند، جمعیتی که در برابر این دعوت قرار می گیرند به دو قسم تقسیم می شوند عده ای آن را می پذیرند خدا آنها را کمک می کند قلب هایشان روشن و نورانی می شود آنها مؤمن شناخته می شوند دائم در اطاعت خدا هستند و دستورات الهی را در زندگی اجرا می کنند و اما آن طایفه دیگر که دعوت الهی را قبول نمی کنند خودرأی و خودمختار بر طبق هوا و هوس خود فعالیت می کنند کافر شناخته می شوند آنها را به این دلیل کافر می گویند که با فکر و فعالیت خود و با کوشش و تلاش خود حق خدا را ضایع می کنند و اجازه نمی دهند که افکار مردم به خدا مربوط شود و در اطاعت خدا قرار گیرند به معنای ساده تر کسی که پرده روی حق می اندازد و حق را در برابر افکار مردم می پوشاند یک چنین کسی را کافر می نامند مؤمنین با علم و عمل خود نشانگر قدرت و عظمت خدایند همه جا خود را به صورتی که بنده خدا و مأمور خدا هستند معرفی می کنند کفار با علم و عمل خود حاضر نیستند لباس بندگی خدا را به تن خود بپوشند حاضر نیستند بنده خدا شناخته شوند بلکه می گویند خدائی نیست ما خود  به خود خلق شده ایم نباید از کسی اطاعت کنیم لذا وجود آنها و زندگی آنها و علم و عمل آنها پرده ای است که روی دین خدا و حق خدا قرار می گیرد و اجازه نمی دهند که خدا در افکار مردم به عظمت و قدرت شناخته شود پس آنها کافرند یعنی حجاب حق خدا و دین خدا می شوند و پرده ای هستند که مکتب خدا و دین خدا را از نظر مردم پنهان می دارند، کافرها مقید به اطاعت خدا نیستند، حاضر نیستند بنده خدا باشند اولیاء خدا و مکتب آنها را کنار می گذارند و به رأی خود و هوا و هوس خود فعالیت می کنند. این کفر مرحله ابتدایی کفار است همان طور که اهل ایمان به عنوان بنده خدا شناخته می شوند کفار با انها رقابت می کنند به عنوان ضد خدا و ضد دین خدا شناخته می شوند و مرحله دوم تحول کفار شرک است  که بعد از کفر واقع می شود مرحله دوم تحول کفار حرکت انها از کفر به شرک است گفته شد همان طور که گاهی طبیعت به قهقرا می روند مانند روز که به شب می شود روشنایی می رود و جای آن را تاریکی و یا بهار سبز و خرم و گل های زیبا از بین می رود بیابان سبز و خرم تبدیل به بیابان خشک می شود انسان ها هم به همین کیفیت گاهی در زندگی به قهقرا می روند و به عقب بر می گردند از ایمان به کفر متصل می شوند، از اخلاق و رفتار خوب به اخلاق و رفتار بد منتقل می شوند، از صلح و آرامش و آسایش به جنگ و نزاع مشغول می شود، از نظم و نظام به بی نظمی، یک چنین حرکاتی را تنزل و تسافلی می نامند یعنی بد شدن و بدتر شدن. جمعیت کافر یعنی انسانهایی که ایمان به خدا نیاورده اند و دین خدا را قبول نکرده اند وقتی که پیامبران را می بینید که متکی به خدای خود هستند خداوند مرض های آنها را شفا می دهد و یا به برکت دین صلح و آشتی درمیان آنها برقرار می شود و یا گاهی با معجزانی که دارند از قدرت خدا استفاده می کنند و بر دشمنان خود پیروز و مسلط می شوند کفار هم به فکر این هستند که مانند پیامبران و مؤمنین وسیله ای در اختیار خود داشته باشند و از آن وسیله ها استفاده کنند مثلا نوح پیامبر برای نابودی کفار از خدا تقاضا می کند طوفان و باران بوجود بیاورید و کفار را نابود کند دعایش مستجاب می شود و یا لوط پیامبر برای نابودی کفار و گناهکاران از خدا تقاضا می کند زلزله بوجود آورد و کفار را نابود کند همچنین موسی با معجزاتی که دارد اقوام خود را از دریا عبور می دهد و دشمنان خود را نابود می کند کفار که شاهد این معجزات هستند خیال می کنند که سیل و باران و یا زلزله در اختیار پیامبران است می گویند ما هم آسمان یا ستاره ها را بپرستیم و یا باد و طوفان و دریا را پرستش کنیم در مقابل خدای پیامبران برای خود خدایی می سازند به عقیده خود گاهی دریا را می پرستند و گاهی رودخانه را و گاهی ابرو باران را و گاهی بنام فرشته ها مجسمه می سازند و آن را می پرستند و برای حفظ آن بت پرستی ها با مؤمنین و اولیاء خدا می جنگند کافرها کسانی هستندکه نه خدا را می پرستند ونه غیرخدا را می پرستند و انسانهای بی بند و بار و بی تفاوت هستند ولیکن مشرکین کسانی هستند که برای مبارزه با اهل ایمان وسیله های غیرخدایی برای خود می سازند و از آن وسیله ها استفاده می کنند هروقت که ابوسفیان به جنگ پیامبر (ص) می آمد بت بزرگ خود را هم به میدان جنگ می آورد نام بت بزرگ هبل بود و می گفت زنده باد هبل پیامبر اکرم می گفت: الله اعلی و اجل او می گفت زنده باد هبل پیامبر هم می گفت زنده باد خدا در برابر خدای پیامبران بت ها را علم می کردند تا بگویند ما هم خدا و هم دین داریم پس کفاری که برای پیروزی و موفقیت و برای پیدایش نظام اجتماعی وسیله های غیرخدایی می سازند و آنها را عامل نجات خود می دانند مشرک هستند مشرک یک درجه از کافر بدتر است زیرا کافر خدا را قبول ندارد غیرخدا را هم قبول ندارد ولی مشرک غیرخدا را قبول دارد کافر کسی است که مثلا سکه و طلا و نقره ندارد و می داند فقیر است دستش خالی است شاید به این فکر بیفتد که کار کند و پول دار شود اما مشرک کسی است که سفال ریزه ها را و شیشه شکسته ها را در کیسه خود جمع کرده خیال می کند طلا و نقره است با خیال راحت می خوابد اما فردا که آن سفال ها را به بازا می برد می بیند کوچکترین ارزشی ندارند با آنها یک برگ سبزی هم نمی تواند بخرد پس کسی که عقیده دارد جیبش خالیست بایستی کار کند تا پول درآورد یک درجه بالاتر است از کسی که جیبش پر است اما از سفال ریزهها به خیال این که پول است می خوابد و دنبال کار و کسبی نمی رود مشرک ها مانند همان انسانی هستند که سفال ریزه ها را به خیال این که پول طلا ونقره است همراه خود حمل می کنند وقتی وارد بازار می شوند پشیمان می گردند بنابراین مشرکین از کفار بدتر هستند چرا مشرک قابل عفو نیست چرا خداوند از هر گناهی می گذرد ولیکن از گناه شرک نمی گذرد. آیات قرآن و اخبار و روایات از ائمه اطهار صراحت دارد بر این که خداوند متعال از گناه شرک و مشرک نمی گذرد یعنی هر گناهی ممکن است مورد عفو خدا قرار گیرد ولیکن عفو خدا به مشرک و یا گناه شرک تعلق نمی گیرد در این جا می پرسیم خدا که این همه عظمت دارد عفو و رحمت دارد چه مانعی دارد مشرک را هم به بهشت ببرد و از گناه شرک بگذرد چرا در قرآن می گوید: ان الله لایغفران یشرک به یعنی مغفرت خدا شامل حال مشرک نمی شود، جواب این است که مشرک خدای واقعی را فراموش کرده و معرفت به خدای واقعی ندارد او تمام عمر در خدمت بتها بوده و بت را خدای خود شناخته در مکتب خداشناسی وارد نشده با خدای واقعی که خالق آسمان و زمین است آشنایی پیدا نکرده هر وقت بلایی سر او آمده به بت خودش پناهنده شده و ازبت خودش تقاضای نجات کرده است فکر نمی کند که این بتها هیچند نفع و ضرری ندارند نجات آدم به دست خدایی است که خالق آدم و عالم است مشرک جاهل به خداوند متعال است مانند کسی است که جیب خودش را پر از سفال ریزه نموده خیال می کند طلاست پس چنین آدمی که گرفتار آتش جهنم می شود باز هم نجات خود را از بت خودش می طلبد اگر نجات پیدا کند بت خود را تعریف می کند و اگر نجات پیدا نکند در مقابل بت سجده می کند و از بت خواهش و تمنا می کند پس راهی برای نجات او نیست اگر هم کسی او را به بهشت ببرد می گوید دیدی که بت پرستی خوب بود و بت مرا به بهشت آورد پس رابطه مشرک از خدا قطع است نه خدا راهی دارد خیرو برکت به مشرک برساند و نه هم مشرک راهی دارد از لطف خداوند استفاده کند. پس او تا ابد در جهنم محبوس است راهی برای نجات او پیدا نمی شود مگر که فرهنگ احمقانه او عوض شود. اما تحول سوم که درکفار پیدا می شود تحول از شرک به نفاق است گفته شد که انسانها در ابتدای زندگی کافرند بعد از مدتی از کافر بدتر می شوند مشرک می شوند یعنی غیر خدا را عبادت می کنند و کارهای خدایی را ز غیرخدا می طلبند. (تفسیر سوره فلق) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top