Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - به چه دليل برتري جويي مؤمنين نسبت به كافرين منطقي است؟

امام چهارم عليه السّلام در فرازی از مکارم الاخلاق، از خدا خواهش می ‌کند که محبوبيت او را در ميان مردم زياد گرداند، درجه و مقام او را بالا ببرد؛ می ‌دانيم که اين محبوبيت اساس منصب و رياست است. از این جهت به‌دنباله خواهش منصب، آفت درجه و مقام را يادآوري نموده و از خداي خود تقاضا می‌ کند که مقام و منصبِ او را از اين آفت محفوظ دارد. مي‌گويد: پروردگارا به هر ميزان که مقام و مرتبه مرا ميان مردم بالا می ‌بري مرا پيش خودم فرود آور تا به هر ميزاني که مردم مرتبه مرا بالا می ‌بينند، من خودم را نازل ببينم، و به هر ميزان که پيش مردم عزت پيدا می‌کنم پيش خود ذلت پيدا کنم.  اين جمله در ارتباط با جمله اول، براي اين است که مقام و مرتبۀ خود را از آفت‌هائي که ممکن است آن را نابود کند محفوظ بدارد زيرا برتر بودن، غير از برتري‌جوئي و برتری‌خواهی می‌باشد و همينطور عزير بودن، غير از تظاهر به عزت و منصب است. برتري جوئي و تظاهر به عزت، آفت عزت و رياست واقعي است و در واقع، اين صفت ضدّ تواضع است. تواضع که از کلمه (وُضِع) گرفته شده، از باب تفاعل استعمال شده است به معناي اين است که با هر کس روبرو شدي، خود را در وضع و موقعيت او قرار دهي و چنان با او برخورد نمائي که بين تو و او يک برتري و بهتري احساس نشود. فقير، چنان احساس کند که با فقيري همنشين شده و غني، چنان فکر کند که با ثروتمندي مانند خود روبرو شده است. در برخورد با جاهل و عوام‌النّاس چنان وضعي پيدا کني که مانند او جاهل و عوام هستي؛ دانش خود را به ‌رخ او نکشي تا او تو را از خودش بالاتر ببيند و در برابر اين بالاتري، سرکوب گردد. چون اين برتري‌ جوئي و عزت ‌فروشي، در واقع از نوع تحميل عزت و رياست به‌ ديگران شناخته شده، باري سنگين به دوش ديگران است و آفت عزت و رياست طبيعي و حقيقي به حساب می‌ آید. امام چهارم عليه السّلام می‌ خواهد در ارتباط با مردم چنان باشد که عزير باشد و در خود احساس عزت نکند؛ و همچنين بالاتر باشد و از احساس اين بالاتري بر کنار ماند؛ عالم‌ترينِ تمامي انسان‌ها باشد وليکن خود را عالم‌تر نداند که به‌عنوان يک عالم ‌تر، تحميل بر جاهل گردد؛ و به‌همين کيفيت، از خدا تقاضا می ‌کند که از يک چنين احساسات محفوظ مانده بلکه در فکر و عقيده خود، ضدّ آن احساسات باشد. در عين حال که عالم است، خود را جاهل بداند و در عين حال که غني است، خود را فقير بشناسد و در حالي که توانا است خود را ناتوان بداند. احساس تواضع و ادراک موجوديت واقعي خود در برابر خدا، باعث مي ‌شود که انسان دائم در طلب و جستجوي علم و منصب و ثروت و قدرت باشد و هر روز به مرتبه اي و مقامي بهتر و بالاتر نائل گردد. انسان اگر خود را غني و مستغني بداند با اين عقيده متوقف مي‌  گردد و به دنبال مال و ثروت بيشتر نمی ‌رود. یا اگر خود را عالم و دانشمند بداند با اين عقيده خود را متوقف، و به دنبال دانش بيشتر نمی‌ رود. يک‌چنين اعتقادات، يعني احساس غناي وجودي از علم و قدرت در واقع سدّ راه تکامل است و مانند سلسله جبال مرتفعي است که جلوي مسافر را مي‌ گيرد و او را از رفتن باز می ‌دارد. حقيقت اين است که انسان در همه جا و در تمامي حالات و ادراکات و موجوديت‌ها مانند مسافر به سوي بي ‌نهايت است؛ يعني دانشجو دانش‌هائي را که در خود اندوخته و ذخيره کرده است، در قياس به دانش بي‌نهايت قرار مي‌ دهد؛ و همچنين ثروتمند و قدرتمند به هر مقامي از ثروت و قدرت که رسيده است آن ثروت و قدرتِ موجود در مقايسه با ثروت و قدرت نامتناهي، صفر در برابر بي‌نهايت است. پس انسان همه جا و همه وقت به سوي بي‌نهايت در حرکت است و يک‌چنين انساني به هر جا و هر مقامي برسد باز هم در برابر بي‌نهايت، صفر است. بنابراين اعتقاد به اين که من به بزرگ‌ترین رقمِ عزت و قدرت رسیده ‌ام و اعتقاد به غناي وجودي از عزت و قدرت، يک اعتقاد خلاف حقيقت و واقعيت است؛ انسان را در خط حرکت متوقف می ‌کند و اين توقف و رکود منشاء فساد و تباهي انسان مي‌ گردد. از اين رو امام چهارم (ع) وحشت دارد که خود را چنان از علم و مقام بي نياز ببيند که متوقف گردد و از حرکت به سوي بي‌نهايت باز ماند. مي‌گويد پروردگارا مرا از يک‌چنين احساس و ادراکي که خود را عزيز و غني بدانم حفظ کن. در خود بيني چنان باشم که همه وقت و همه جا خود را صفر مطلق بدانم چنان که از ابتداي خلقت صفر بوده ام.  نکات: پروردگارا اگر با لطف و کرم خود مرا براي مردم منشاء خير و برکت قرار دادي و درجۀ مرا بالا بردي به همان ميزان مرا پيش خودم تنزل بده و پائين بياور تا مبادا با غرور و تکبر، مقام و درجه خود را ضايع گردانم؛ و در جمله دوم عرضه می‌دارد: هر وقت ظاهراً در ارتباط با مردم براي من عزت و عظمت به وجود آوردي، به همان ميزان در باطن، پيش خودم و در فکر خودم، نسبت به خودم ذلت پيدا کنم که مبادا با احساس عزت دچار غرور شوم و اين غرور آتشي باشد که خرمن هستي من را بسوزاند. (دعای مکارم الاخلاق) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top