Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - اثبات این که انسان‌ها نه‌ بدن‌ خالص‌ هستند منهاي‌ روح‌ و نه‌ هم‌ روح‌ خالص‌ منهاي‌ بدن‌ بلكه‌ انسان‌ تركيبي‌ از بدن‌ و روح‌ است‌.

 از مسائل‌ دقيق‌ علمي‌ و برهاني‌ كه‌ بسياري‌ از انسان‌ها آن را به‌ اراده‌ خدا و يا فرشتگان‌ مي ‌دانند وليكن‌ آن‌ هم‌ قهري‌ و طبيعي‌ به‌ اراده‌ انسان‌ها انجـام‌ مي ‌گيرد مسئله‌ ثبت‌ عمل‌ صالح‌ و يا عمل‌ گناه‌ در نوار وجود انسان‌ است‌، سازمان‌ مركزي‌ وجود انسان‌ تقريبا شبيه‌ همين‌ نوارهاي‌ فيلم‌ است‌ كه‌ صورت‌ها راثبت‌ و ضبط‌ مي‌كند. و يا مانند نوارهايي‌ كه‌ صداها و سخنراني‌ ها را ثبت‌ و ضبط‌ مي ‌كند انسان‌ در برابر ميكروفون‌ مي ‌ايستد و سخنراني‌ مي ‌كند و شايد هم‌ غافل‌ باشداز اين‌ كه‌ سخنان‌ او به‌ هدر نرفته‌ و يا در جايي‌ ثبت‌ و ضبط‌ شده‌ است‌. بعد كه‌ نوار ضبط سخن‌ و صدا را مقابلش‌ به‌ كار مي ‌اندازند، مي‌بيند سخنان‌ او و نت‌ صداي‌ او به‌ همان‌ كيفيت‌ كه‌ بوده‌ است‌، ثبت‌ و ضبط‌ مي‌ شود به‌ طوري‌ كه‌ دو صدا و دو سخن‌ از دو نفر شبيه‌ يكديگر نيست‌. به‌ همين‌ كيفيت‌ ثبت‌ صورت‌ها و قيافه‌ها و اعمال‌ ديــگر. عامل‌ ثبت‌ صداها و صورت‌ها در اين‌ صنايع‌ برقي‌، نيروي‌ برق‌ است‌. نيروي‌ برق‌ از خود اراده‌ و اختيار ندارد، آن‌ چه‌ را مي‌بيند و مي‌شنود، بدون‌ اراده‌ ثبت‌ مي‌شود وليكن‌ عامل‌ ثبت‌ و ضبط‌ اعمال‌ در وجود انسان‌ همين‌ شعاع‌ روح‌ انسان‌ است‌. شعاع‌ روح‌ انسان‌ با فرشتگان‌ ازيك‌ جنسند و يك‌ حقيقت‌ بيشتر نيستند. انسان‌ در خلقت‌ خود يك‌ تن‌ و بدن‌ است‌ كه‌ به ‌اين‌ كيفيت‌ مهندسي‌ شده‌، داراي‌ عضلات‌ و اعصاب‌ و مغز و قلب‌ و چيزهاي‌ ديگر. اين‌ بدن‌ با تمامي‌ كميت‌ و كيفيتی‌ كه‌ براساس‌ آن‌ مهندسـي‌ شده‌است‌، خاصيت‌ ذاتي‌ و وجودي‌ ندارد. به‌ خودي‌ خود از نظر ماديت‌ اسباب‌ و ابزار شنوايي‌ دارد وليكن‌  نمي‌شنود و يا اسباب‌ و ابزار بينايي‌ و  دانايي‌ دارد وليكن‌ نمي‌بيند و نمي‌داند. حس‌ لامسه‌ و باصره‌ او، هم‌ چنين‌ ذائقه‌ و شامه‌ در خلقـت‌ مجهز و كامل‌ است‌ وليكن‌ شنوايي‌ و بويايي‌ ندارد مگر در صورتي‌ كه‌ روح‌ انسـان‌ وارد بدن‌ شود، ورود روح‌ در بدن‌ درست‌ مانند ورود نيروي‌ برق‌ در فيلم ها و يا نوارهاي‌ ضبط‌ صدا است‌. وقتي‌ نيروي‌ روح‌ وارد بدن‌ مي ‌شود، اعضا و جوارح‌ بدن‌ انسان‌ به‌ كار مي ‌افتد و هر كدام‌ براساس‌ خلقت‌ خود خاصيت‌ خود را ظاهر مي‌سازد. چشم‌ بينايي‌ پيدامي‌كند و گوش‌ انسان‌ شنوايي‌ و قلب‌ انسان‌ دانايي‌ و به‌ همين‌ كيفيت‌ اعضاي‌ ديگر. بعضي‌ها خيال‌ مي‌كنند، انسان‌ روح‌ خالص‌ است‌ و بـدن‌ هيچ كاره‌ است‌ مانند مرتاضان‌ كه‌ بدن‌ را ضعيف‌ و لاغر مي‌كنند و روح‌ را به‌  عقيده‌ خود چاق‌ و فربه‌ مي‌سازند ،مي‌گويند روح‌ همه‌ كاره‌ است‌ و بدن‌ هيچ كاره‌ است‌. پس‌ طبيعيون‌ و اطباء كه‌ آن‌ها بيشتر موجوديـت‌ انسان‌ را همين‌ بدن‌ مي ‌دانند و مي ‌گويند هرچه‌ هست‌ همين‌ بدن‌ خاكي‌ و خاصيت‌هاي‌ بدن‌ است‌، روح‌ هم‌ خاصيتي‌ از خاصيت‌ هاي‌ بدن‌ است‌ و باز آن‌ها تمام‌ عمر در خدمت‌ تن‌ و بدن‌ هستند تا بتوانند بدن‌ را سالم‌ و فربه‌ نگه‌ ‌دارند و روح‌ را چيـزي‌ نمي‌ دانند كه‌ در خدمت‌ آن‌ باشند و آن‌ را تقويت‌ كنند وليكن‌ حقيقت‌ اين ‌است‌ كه‌ هردو طايفه‌ در اشتباهند. انسان‌ها نه‌ بدن‌ خالص‌ هستند منهاي‌ روح‌ و نه‌ هم‌ روح‌ خالص‌ منهاي‌ بدن‌ بلكه‌ انسان‌ تركيبي‌ از بدن‌ و روح‌ است‌.  درست‌ مانند صنايع‌ برقي.‌ نه‌ بدن‌ منهاي‌ روح‌ خاصيتي‌ دارد كه‌ از خود بروز دهد و نه‌هم‌ روح‌ منهاي‌ بدن‌ خاصيتي‌ دارد كه‌ بدون‌ بدن‌ ظاهر سازد. تمام‌ خاصيت‌ها از وجود يـك‌ انسان‌ زنده‌ خاصيت‌ تركيبي‌ از روح‌ و بدن‌ است‌. وقتي‌ روح‌ داخل‌ بدن‌ مي ‌شود، تمامي‌ اين‌ خاصيت ‌ها براساس‌ هندسه‌ بدن‌ ظاهر مي‌ شود و چون‌ روح‌ از بدن‌ خـارج‌ مي‌شود، تمامي‌ اين‌ خاصيت ‌ها ساكت‌ و صامت‌ مي‌شود. اگر اين‌ خاصيت‌ها اثر ذاتــي‌ روح‌ بود و ما انسان‌ها روح‌ خالص‌ بوديم‌، هرگز ممكن‌ نبود كه‌ گاهي‌ اين‌ خاصيت ‌ها را رها كنيم‌ و ما باشيم‌ منهاي‌ شنوايي‌ و بينايي‌ و يا خواص‌ ديگر زيرا خاصيت‌هاي‌ روح‌ همه‌ جا همراه‌ روح‌ است‌. خاصيت‌ ذاتي‌ از ذات‌ شيئي‌ قابل‌ سلب‌ نيست‌ و آن‌ چه‌ قابل‌ سلب‌ و اثبات‌ است‌، خاصيت‌هاي‌ تركيبي‌ است‌ نه‌ خاصيت‌هاي‌ ذاتي‌. مثلا آيا شما مي‌توانيد نورانيت‌ را از نور بگيريد و يا ظلمت‌ را از تاريكي‌ سلب‌ كنيد. ظلمت ها به‌ دليل‌ ذات‌ خود ظلمتند و نورها به‌ دليل‌ ذات‌ خود نورند وليكن‌ آن‌ جا كـه‌ نور با هوا تركيب‌ مي‌شود و هوا با تابش‌ نور روشن‌ مي‌شود شما اين‌ روشنايي‌ را كه‌ از تركيب‌ نور با ظلمت‌ پيدا شده‌ است‌، مي ‌توانيد سلب‌ كنيد. وقتي‌ نور بيايد، روشنايي‌ پيدا مي‌شود وزماني‌ كه‌ برود، تاريكي‌ به‌ وجود مي‌ آيد. نور در صورتي‌ روشنايي‌ خود را ظاهر مي ‌سازد كه‌ با مواد ظلماني‌ تركيب‌ شود و مواد ظلماني‌ هم‌ در صورتي‌ نوراني‌ مي‌شود كه‌ با نور و روشنايي‌ تركيب‌ شود. اگر تركيب‌ از بين‌ برود، روشنايي‌ نور هم‌ از بين‌ مي ‌رود. ورود روح‌ در بدن‌ مانند ورود روشنايي‌ در هـوا است‌ كه‌ چون‌ روح‌ وارد بدن‌ شود، بدن‌ خوديت‌ خود را و خواص‌ خود را ظاهــر مي‌سازد و اگر روح‌ خارج‌ شود خاصيتي‌ وجود ندارد زيرا همه‌ اين‌ خاصيت ‌ها از تركيب‌ روح‌ با بدن‌ پيدا شده‌ بود و اكنون‌ كه‌ تركيب‌ به‌ هم‌ خورد خاصيت ‌ها هم‌ از بين‌ مي‌رود.  بعضي‌ها براي‌ اثبات‌ اين‌ كه‌ انسان‌ روح‌ خالص‌ است‌ و تمام‌ خاصيت ‌هاي‌ علم‌ و شعور از خاصيت‌ روح‌ است‌ به‌ خواب‌ و خواب‌ ديدن‌ استدلال‌ مي‌كنند و مي‌گويند: انسان‌ كه‌ مي‌خوابد با اين‌ كه‌ بدن‌ او از كار افتاده‌، روح‌ او زنده‌ است‌، مي‌گويد و مي ‌شنود. به‌ آن‌ها مي‌گوئيم‌: اولا اگر اين‌ خاصيت‌ها، ذاتي‌ روح‌ باشــد و انسان‌ هم‌ روح‌ خالص‌، هرگز خوابيدن‌ و يا مردن‌ ممكن‌ نبود زيرا چنان كه‌ گفتيم‌ هرگز چيزي‌ خاصيت‌ ذاتي‌ و وجودي‌ خود را رها نمي‌كند. اجسام‌ جسمانيت‌ خود را رها نمي‌كنند و هم‌ چنين‌ انوار، نورانيت‌ خود را. پس‌ ما اگر روح‌ خالص‌ بوديم‌ هرجـا مي‌ رفتيم‌، روح‌  بوديم‌ خواه‌ در بدن‌ باشيم‌ مانند بيداري‌ و يا جداي‌ از بدن‌ مانند خواب‌ و يا موت‌، با اين‌ كه‌ چنين‌ نيست‌. ما مي‌ خوابيم‌ نه‌ روح‌ هستيم‌ و نه‌ هم‌ بدن‌ و بيدار مي‌شويم‌، هم‌ روحيم‌ هم‌ بدن‌، خواب‌ ديدن‌ هم‌ به‌ اين‌ دليل‌ است‌ كه‌ روح‌ از سازمان‌ مركزي‌ بدن‌ كه‌ نفس‌ انساني‌ باشد، قطع‌ رابطه‌ نكرده‌ است‌. يعني‌ روح‌ به‌ مركز وجود انسان‌ كه‌ نفس‌ ناميده‌ مي‌ شود، مربوط‌ است‌ و نفس‌ هم‌ با بـدن‌ ارتباط‌ دارد. گاهي‌ خوابيده ‌ها حرف‌ مي‌زنند و يا دست‌ و پاي‌ خود را حركت‌ مي‌ دهند و يا با اين‌ كه‌ خوابيده‌اند با پاي‌ خود راه‌ مي ‌روند. پس‌ تمامي‌ اين‌ خاصيت‌ها خاصيت‌ تركيبي‌ روح‌ با بدن‌ است‌ و همين‌ روح‌ كه‌ با نفس‌ انسان‌ و بدن‌ او تركيب‌ شده‌ است‌، عامل‌ ضبط‌ صورت‌ها و صوت‌ و سخن ها و اعمال‌ بد و خوب‌ در سازمان‌ مركزي‌ وجود انسان‌ است‌. همانطور كه‌ نوار به‌ كمك‌ نيروي‌ برق‌ سيما و صدا را ضبط‌ مي‌كند، روح‌ انسان‌ هم‌ كه‌  فرشته‌ ناميده‌ مي‌شود صدا و سيما را در نوار نفس‌ انسان‌ ثبت‌ و ضبط‌ مي‌كند. اين‌ كه‌ خدا مي‌فرمايد: فرشتگان‌ اعمال‌ شما را ثبت‌ مي‌كنند، درست‌ مانند اين‌ است‌ كه‌ ما به‌ گويندگان‌ مي‌ گوئيم‌ كه‌ نوار، صدا و سيماي‌ شما را ضبط مي‌كند. پس‌ روح‌ يا فرشته‌ يك‌ عوامل‌ طبيعي‌ هستند كه‌ خواهي‌ نخواهي‌ كليه ‌آثار انسان‌ را در سازمان‌ مركزي‌ وجود او ثبت‌ مي‌ كنند و هركسي‌ مي‌ تواند كتاب‌ خاطرات‌ خود را بگويد و بنويسد. اگرآن‌ چه‌ در نوار قلب‌ او ثبت‌ و ضبط‌ شده ‌در كاغذها پياده‌ كند، كتاب‌ قطوري‌ مي‌ شود. پس‌ در اين جا قضاوت‌ كنيد كه‌ اعمال‌ انسان‌ خود به‌ خود ثبت‌ و ضبط‌ مي ‌شود و انسان‌ها با عوامل‌ اقتضاي‌ بدن‌ و يا اقتضاي‌ايمان‌ و كفر، خواهي‌ نخواهي‌ به‌ سوي‌ بهشت‌ و يا جهنم‌ در حركت‌اند و آن‌ چه‌ گفته‌ اند و عمل‌ كرده‌اند و يا شنيده‌ و ديده‌ اند، تمامي‌ اين ها در وجودشان‌ ثبت‌ و ضبط‌ شده‌ است. همان‌طور كه‌ اعمال‌ و اخلاق‌ ما در وجود ما و وجود ديگران‌ ثبت‌ مي ‌شود، اعمال‌ و اخـــلاق‌ ديگران‌ هم‌ در وجود ما ثبت‌ و ضبط‌ مي‌شود و ما انسان‌ها با همين‌ كتاب‌ خاطرات‌ كه‌ خودمان‌ هستيم‌، وارد صحراي‌ محشر مي‌ شويم‌ و نمي‌ توانيم‌ خط‌ نوشته‌هاي‌ وجود خود را انكار كنيم‌. (تفسیر دعای کمیل) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top