Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
داستان‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ آب‌ حيات

 حديثي‌ است‌ مشهور كه‌ از ابتداي‌ پيدايش‌ بشر به صورت افسانه اي‌ مطرح‌ شده‌ وليكن‌ حقيقت‌ آن‌ روشن‌ نشده‌ است‌ حديث‌ كوه‌ قاف‌ وچشمه‌ آب‌ حيات‌ است‌ زيرا حقيقتاً تنها چيزي‌ كه‌ وحدت‌ و عدالت‌ به وجود مي‌ آورد علم‌ انسان‌ به‌ واقعيت‌ها و حقيقت‌ها مي ‌باشد تا زماني‌ كه‌ جهل‌ و ناداني‌ حاكم‌ بر افراد بشر باشد پيدايش‌ عدالت‌ و تقوا ممتنع‌ و محال‌ است‌. خواه‌ سلطاني‌ مانند علي‌ بن‌ ابي طالب‌ در مسند قدرت‌ باشد و يا سلطاني‌ مانند معاويه‌ها و حجاج ‌ها جهل‌ انسان ها اين‌ دو قدرت‌ را از پا درآورده‌ و نگذاشته‌ است‌ كه‌ حاكميت‌ مطلق‌ پيدا كنند. علي‌ عليه‌ السلام‌ و امام هاي‌ برحق‌ را جهل‌ مردم‌ منزوي‌ كرد و به‌ دل‌ خاك‌ كشانيد حكومت هاي‌ اموي‌ و عباسي‌ را هم‌ به‌ همين‌ كيفيت‌ پس‌ اين‌ ديو جهل‌ بايستي‌ نابود گردد و انسان ها مجهز به‌ علم‌ و حكمت‌ شوند و هر چيزي‌ را چنان‌ كه‌ هست‌ بدانند و بفهمند. از ابتداي‌ ظهور انسان‌ در روي‌ كره‌ زمين‌ انسان ها به‌ ميزاني‌ كه‌ طالب‌ حيات‌ و سعادت‌ خود بوده ‌اند از جهل‌ و مرگ‌ و نابودي‌ هم‌ متنفر بوده ‌اند يك‌ نفر هم‌ در تاريخ‌ پيدا نمي شود كه‌ مشتري‌ مرگ‌ و هلاكت‌ باشد. اين‌ همه‌ تلاش‌ و كوشش ‌ها و قتل‌ و كشتارها و حادثه ‌ها براي‌ مبارزه‌ با ديو جهل‌ و مرگ‌ و براي‌ حفظ‌ حيات‌ و سعادت‌ بوده‌. پيغمبران‌ و دانشمندان‌ تاريخ‌ در برابر يك‌ چنين‌ خواهش ها و سئوالاتي‌ كه‌ در فكر بشر به وجود آمده‌ كه‌ چه‌ كار كنيم‌ حيات‌ خود را حفظ‌ كنيم‌ و مرگ‌ و مرض‌ را از بين‌ ببريم‌، دورنمايي‌ از حيات‌ ابدي‌ در افكار بشر قرار داده ‌اند اعلاميه‌ صادر كرده‌ و چنين‌ شهرت‌ داده ‌اند كه‌ در زندگي‌ بشر يا در كره‌ زمين‌ كوه‌ بسيار بزرگ‌ و مرتفعي‌ خدا آفريده‌ به نام كوه‌ قاف‌ آن قدر بلند و مرتفع‌ است‌ كه‌ محيط‌ و مسلط‌ بر زندگي‌ دنيا مي‌ باشد و در دامنه‌ آن‌ كوه‌ چشمه‌ آبي‌ مي‌ جوشد كه‌ آن‌ آب‌ هم‌ آب‌ حيات‌ است‌. هر كس‌ طالب‌ سعادت‌ و حياط‌ ابدي‌ و ضد مرگ‌ و مرض‌ است‌ لازم‌ است‌ خود را پاي‌ آن‌ كوه‌ برساند و از چشمه‌ آب‌ حياتي‌ كه‌ از دامنه‌ آن‌ سرازير است‌ استفاده‌ كند. پيغمبران‌ گفته ‌اند كه :‌ بين‌ شما مردم‌ و آن‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ آب‌ حياط‌ يك‌ تاريكي‌ و فضاي‌ ظلماني‌ قرار گرفته‌ است‌ كه‌ لازم‌ است‌ كه‌ اين‌ فضاي‌ ظلماني‌ را بشناسيد و بشكافيد تا آن‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ آب‌ حيات‌ هم‌ براي‌ شما نمودار گردد تا از اين‌ ظلمات‌ نگذريد به‌ آن‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ حيات‌ نمي ‌رسيد پيغمبران‌ در برابر اين‌ تابلو اميد بخش‌ كه‌ در برابر افكار مردم‌ نصب‌ كرده ‌اند و مردم‌ را در مسير تلاش‌ و كوشش‌ اميدوار به‌ حيات‌ ابدي‌ نموده ‌اند. دو نفر قهرمان‌ هم‌ به‌ جامعه‌ بشريت‌ معرفي‌ كرده ‌اند كه‌ اين‌ دو نفر براي‌ استفاده‌ از آب‌ آن‌ چشمه‌ حركت‌ كرده‌ اند تا خود را به‌ پاي‌ كوه‌ قاف‌ برساند و از آب‌ چشمه‌ استفاده‌ كنند و از مرگ‌ و مرض‌ نجات‌ پيدا كنند. يك جا اين‌ دو قهرمان‌ را به‌ صورت‌ سلطاني‌ معرفي‌ كرده‌ اند كه‌ با تجهيزات‌ سلطنتي‌ و اسب‌ و شتر حركت‌ نموده‌ تا از ظلمات‌ بگذرد و خود را به‌ آن‌ كوه‌ و چشمه‌ برساند. سلطاني‌ به نام ذوالقرنين‌ ( كه‌ اسكندر پادشاه‌ يوناني‌ هم‌ بعد از فتح‌ ايران‌‌ كلمه‌ ذوالقرنين‌ و لقب‌ مقدس‌ را غصب‌ نموده‌ خود را اسكندر ذوالقرنين‌ معرفي‌ كرد. غصب‌ القاب‌ و اسماء مقدس‌ هم‌ در تاريخ‌ شهرت‌ داشته‌ آن چنان كه‌ خليفه‌ دوم‌ تمامي‌ القاب‌ و اسماء علي‌ بن‌ ابي طالب‌ را غصب‌ نمود و خود را اميرالمؤمنين‌ ناميد). و ابر قدرت‌ ديگر يك‌ روحاني‌ به نام خضر كه‌ از قدرت‌ ايمان‌ و تقوا استفاده‌ مي كند پاي‌ پياده‌ بدون‌ زاد و توشه‌ دنيايي‌ حركت‌ مي كند خود را به‌ آن‌ چشمه‌ آب‌ حيات‌ برساند. اين‌ دو ابر قدرت‌ كه‌ به سوي كوه‌ و چشمه‌ حركت‌ كرده‌اند يك‌ نفر از آن ها كه‌ مرد با ايمان‌ و تقوا باشد خود را به‌ پاي‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ مي رساند از آب‌ چشمه‌ مي‌آشامد حياط‌ ابدي‌ پيدا مي كند و آن‌ سلطان‌ با خدم‌ و حشم‌ خود در ظلماتي‌ كه‌ بين‌ او و كوه‌ قاف‌ است‌ متحير و سرگردان‌ مي شود عاقبت‌ خسته‌ شده‌ به‌ وطن‌ بر مي گردد وليكن‌ در مسير برگشت‌ به‌ وطن‌ كه‌ در ظلمات‌ حركت‌ مي كند جلو چشم‌ خود در بيابان ها نقاط‌ درخشنده‌ اي‌ را مي‌ بيند كه‌ در تاريكي‌ مي‌ درخشد متحير مي شوند كه‌ اين ها چيست.‌ هر كسي‌ به‌ فكر خود آن‌ نقطه‌ هاي‌ درخشنده‌ را تعريف‌ مي كند يكي‌ مي گويد: خرده‌ شيشه‌ است‌ خرده‌ سفال‌ است‌ و ديگري‌ مي گويد: ريگ هاي‌ درخشنده‌ است‌ آن‌ يكي‌ مي گويد: شايد جواهر درخشان‌ باشد بهتر اين‌ است‌ كه‌ مقداري‌ با خود برداريم‌ بتوانيم‌ آن‌ را در بازار دنيا بفروشم‌ و استفاده‌ كنيم‌. ذوالقرنين‌ و كساني‌ كه‌ با او هستند هر كدام‌ مشتي‌ بيشتر و كمتر از آن‌ گوهرهاي‌ درخشان‌ بر مي دارند وقتي‌ كه‌ از ظلمات‌ خارج‌ شده‌ به‌ وطن‌ مي رسند مشاهده‌ مي كنند گوهرهاي‌ درخشنده‌ اي‌ است‌ كه‌ هر كدام‌ ميليون ها تومان‌ ارزش‌ دارد و همه‌ پشيمان‌ مي شوند كه‌ چرا برنداشتيم‌ و يا بيشتر از اين‌ برنداشتيم‌ تا به‌ ثروت‌ و قدرت‌ برسيم‌. اين‌ داستان‌ از آيات‌ قرآن‌ و در لسان‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌السلام ‌و در لسان‌ پيغمبران‌ تاريخ‌ به‌ همين‌ كيفيت‌ شهرت‌ يافته‌ يك‌ تابلوي‌ اميد بخش‌ است‌ كه‌ در برابر افكار مردم‌ نصب‌ شده‌ گفته‌اند: بشريت‌ عاقبت‌ خود را به‌ آن‌ كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ آب‌ حيات‌ مي رساند و حيات‌ ابدي‌ پيدا مي كند. اين‌ داستان‌ از نظر ارتباط‌ با طبيعت‌ افسانه‌ است‌ و از نظر ارتباط‌ با حقيقت‌ يك‌ كتاب‌ هدايت‌ بخشي‌ است‌ كه‌ اسرار حيات‌ و سعادت‌ را در اختيار مردم‌ مي گذارد، معني‌ و مفهوم‌ عقلايي‌ پيدا مي كند. از نظر ارتباط‌ با طبيعت‌ مصداق‌ و معنا ندارد. چنين‌ كوهي‌ در كره‌ زمين‌ وجود ندارد كه‌ آن‌ قدر بزرگ‌ و مرتفع‌ باشد كه‌ مشرف‌ بر كره‌ زمين‌ باشد. كوه ها گر چه‌ شامخ‌ و بزرگ‌ باشند باز هم‌ در برابر كره‌ زمين‌ قطعه‌ سنگي‌ كوچك‌ به‌ حساب‌ مي‌آيند. همچنين‌ چشمه‌اي‌ در طبيعت‌ وجود ندارد كه‌ هر كس‌ آن‌ چشمه‌ را پيدا كند و جرعه‌اي‌ بياشامد، مرگ‌ و مرض‌ از او برطرف‌ مي شود مخصوصاً در زمان‌ ما كه‌ اين‌ همه‌ چشمه ‌ها را بررسي‌ كرده‌ و براي‌ هر چشمه‌اي‌ شناسنامه‌اي‌ صادر كرده ‌اند چنين‌ چشمه‌اي‌ نيافته‌اند. خداوند متعال‌ در قرآن‌ از اين‌ چشمه‌ به‌ چاه‌ آب‌ حيات‌ تعبير مي كند مي فرمايد: بئرٍ معطلهٍ و قصرٍ مشيد. يك‌ چنين‌ چاه‌ آبي‌ از نوع‌ قنات‌ها و يا چشمه‌اي‌ از نوع‌ چشمه ‌ها وجود ندارد كه‌ مرگ‌ و مرض‌ را از بين‌ ببرد و علاوه‌ چنين‌ ظلماتي‌ هم‌ در طبيعت‌ پيدا نيست.‌ همه‌ جاي‌ طبيعت‌ روشن‌ است‌ و اگر جايي‌ هم‌ تاريك‌ باشد به‌ اين‌ ميزان‌ تاريك‌ نيست‌ كه‌ انسان ها سرگردان‌ شوند و نتوانند كوه‌ به‌ آن‌ بزرگي‌ را پيدا كنند. جواهر درخشنده ‌اي‌ هم‌ در مسير حركت‌ ذوالقرنين‌ و لشكريان‌ او وجود ندارد و الاّ انساني‌ كه‌ خود را به‌ اعماق‌ كره‌ زمين‌ رسانيده‌ و اين‌ همه‌ منابع‌ ثروت‌ و قدرت‌ به دست آورده‌ حتماً آن‌ جواهرات‌ را هم‌ پيدا مي كرد و از آن‌ استفاده‌ مي ‌نمود. رمز اين‌ داستان‌ را همان‌ حركت‌ روحاني‌ بزرگ‌ به نام خضر پيغمبر روشن‌ مي سازد كه‌ چطور خود را با سرمايه‌ ايمان‌ و تقوا به‌ كوه‌ قاف‌ رسانيده‌ و از آن‌ چشمه‌ آشاميده‌ است‌ وليكن‌ ابرقدرت‌ زمان‌ با آن‌ تجهيزات‌ سلطنتي‌ نتوانسته‌ است‌ خود را به‌ كوه‌ و چشمه‌ برساند مأيوس‌ شده‌ و برگشته‌ است.، فقط‌ قدري‌ از جواهرات‌ مسير حركت‌ استفاده‌ نموده‌ كه‌ آن‌ هم‌ بيشتر مايه‌ حسرت‌ شده‌ است.‌ پس‌ ما در كره‌ زمين‌ و در طبيعت‌ نمي توانيم‌ يك‌ چنين‌ معاني‌ و مصاديقي‌ پيدا كنيم‌ تا بتوانيم‌ آن‌ را كوه‌ قاف‌ و چشمه‌ آب‌ حيات‌ بشناسيم‌ و از آب‌ آن‌ استفاده‌ كنيم‌ و از طرفي‌ نمي توانيم‌ بگوييم:‌ اين داستان افسانه‌ است‌ كه‌ مايه‌ سرگرداني‌ فكر كودكان‌ شده‌. كساني‌ كه‌ آيات‌ قرآن‌ يا تعليمات‌ انبياء را افسانه‌ مي‌دانستند و مي‌گفتند: اساطير الاولين ‌است يا كساني‌ كه‌ در زمان‌ ما يك‌ چنين‌ آيات‌ حيات‌ بخشي‌ را آيات‌ شيطاني‌ دانسته‌اند به‌ اين‌ دليل‌ بوده‌ است‌ كه‌ نتوانستند مصاديق‌ و معاني‌ اين‌ آيات‌ را و يا احاديث‌ مانند آن‌ را در كره‌ زمين‌ و در طبيعت‌ پيدا كنند نظر به‌ اين كه معنا و مصداقي‌ براي‌ آن‌ پيدا نكرده‌اند. گفته‌اند: افسانه‌ و افسانه‌ گويي‌ بوده‌ كه‌ پيغمبران‌ مردم‌ را به‌ آن‌ سربند كرده‌اند وليكن‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ معاني‌ يك‌ چنين‌ آيات‌ و احاديثي‌ را در كتاب‌ دوم‌ قرآن‌ كه‌ زندگي‌ بشر و زندگي‌ اولياء خدا باشد جستجو كنيم‌ تا بدانيم‌ چگونه‌ معنا و حقيقت‌ دارد و پيغمبران‌ راست‌ گفته‌ اند، گرچه‌ مردم از اسرار آن‌ بي‌ خبر بوده‌اند. در اين جا لازم‌ است‌ مصاديق‌ واقعي‌ كوه‌ قاف‌ و ظلمات‌ و جواهر درخشنده‌ و ابر قدرت هايي‌ كه‌ به‌ جايي‌ نمي رسند و يا روحانيتي‌ كه‌ خود را عاقبت‌ مي رساند در زندگي‌ انسان ها پيدا كنيم‌ تا بدانيم‌ چگونه‌ انبياء حقيقت‌ را دانسته‌ و شناخته ‌اند و درست‌ مردم‌ را هدايت‌ نموده‌ اند. لازم‌ است‌ بدانيم‌ كوه‌ قاف‌ انساني‌ بي نهايت بزرگ‌ و عظيم‌ است‌كه‌ با علم‌ و حكمت‌ خود مشرف‌ به زندگي‌ دنيا از هبوط‌ آدم‌ تا قيام‌ قائم‌ و تا ابد است‌ و آن ها امام هاي‌ معصومند و چشمه‌ آب‌ حيات،‌ علم‌ و قدرت‌ آن ها است‌ كه‌ وقتي‌ در مسند قدرت‌ و حكومت‌ بنشينند حيات‌ ابدي‌ فردي‌ و اجتماعي‌ به‌ وجود مي‌آورند و مرگ‌ و مرض‌ را از بين‌ مي برند و ظلمات‌ بين‌ مردم‌ و آن‌ كوه‌ قاف‌ جهل‌ مردم‌ است‌ كه‌ بايد برطرف‌ شود و آن‌ جواهرات‌ درخشنده‌ كلمات‌ حكمت ‌آميز قرآن‌ و احاديث‌ آل‌ محمد (ع)‌ است‌ كه‌ در بازار آخرت‌ ارزش‌ آن‌ معلوم‌ مي شود و در برابر افكار مردم‌ فقط‌ مي ‌درخشد.   (دعای ندبه- جلد دوم) دانلود

نوشتن نظر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 1397 ?????. کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top