Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
دلیل سفارش اکید ائمه ع در راستای حفظ اسرار آنها

مشهور است‌ كه‌ مولا عليه‌ السلام‌ از پيغمبر اكرم‌ درباره‌ وظيفه‌ اي‌ كه‌ بعد از رسول‌ خدا با مردم‌ دارد سئوال‌ كردند كه‌ يا رسول‌ الله‌ در صورتي‌ كه‌ مردم‌ وصيت‌ شما را ناديده‌ گرفتند و از قبول‌ ولايت ‌ائمه‌اطهار عليهم‌ السلام‌ اعراض‌ نمودند آيا من‌ وظيفه‌ دارم‌ آنها را مرتد و خارج‌ از دين‌ بشناسم‌ يا وظيفه‌ دارم‌ آنها را مسلماني‌ بشناسم‌ كه‌ گول‌ خورده‌اند و گرفتار فتنه ‌ها شده‌اند.  عرض‌ كرد  انزلهم‌ منزلت‌ الرده‌ او منزلت‌ الفتنه‌  آيا آنها را كافر و مرتد بشناسم‌ يا مسلمان‌ اسير فتنه ‌ها حضرت‌ جواب‌ دادند كه‌  انزلهم‌ منزلت‌ الفتنه‌  يعني‌ آنها را مسلمان‌ اسير فتنه‌ ها بشناس‌ نه‌ مسلمان‌ كافر و مرتد منظور حضرت‌ از اين‌ سئوال‌ اين‌ است‌ كه‌ اگر آنها را در صورت‌ عدم‌ قبول‌ امامت‌ كافر مرتد بشناسد وظيفه‌ دارد با آنها بجنگد و خلافت‌ خود را به‌ كرسي‌ بنشاند اجازه‌ دارد كه‌ بعد از پيغمبر ديگري‌ در اين‌ مقام‌ بنشيند و اگر آنها را مسلمان‌ اسير فتنه‌ ها بشناسد كه‌ گول‌ خورده ‌اند و اين‌ طرف‌ و آن‌ طرف‌ رفته‌اند وظيفه‌ دارد روش‌ صبر و مدارا با آنها پيشه‌ كند با آنها و همراه‌ آنها باشد تا روزي‌ كه‌ آگاهي‌ و بيداري‌ در آنها پيدا شود حق‌ را و اهل‌ حق‌ را بشناسند و خود را از فتنه‌ها و اسارت‌ فتنه ‌ها آزاد كنند. حضرت‌ جواب‌ دادند كه‌ آنها را اسير فتنه‌ بشناس‌ نه‌ كافر مرتد پس‌ حضرت‌ وظيفه‌ خود را چنين‌ دانستند كه‌ بعد از رسول‌ خدا مردم‌ را با جنگ‌ و مبارزه‌ مجبور به‌ قبول‌ ولايت‌ نكنند بلكه‌ آنها را آزاد بگذارند تا روزي‌ كه‌ به‌ بيداري‌ و آگاهي‌ برسند. لذا بعد از رحلت‌ پيغمبر اكرم‌ كه‌ عده‌اي‌ از ياران‌ مخصوص‌ آن‌ حضرت‌ مانند سلمان‌ و ابي ‌ذر تقاضا كردند كه‌ در خانه‌ ننشينند بلكه‌ قيام‌ كنند و حق‌ خود را بگيرند حضرت‌ آنها را مامور به‌ صبر كردند و فرمودند عده‌ شما كم‌ است‌ وعده‌ آنها زياد. اگر چنين‌ جنگي‌ واقع‌ شود همين‌ مقداري‌ از اسلام‌ كه‌ آنها قبول‌ كرده‌اند رها مي‌كنند و مردم‌ را به‌ جاهليت‌ برمي‌گردانند. در اين‌ رابطه‌ خود را تشبيه‌ به‌ پرنده‌ اي‌ كرد كه‌ همراه‌ پرندگان‌ پرواز مي‌كنند وقتي‌ كه‌ آنها پرواز مي‌ كنند و يا روي‌ زمين‌ مي‌نشيند وقتي‌ كه‌ آنها روي‌ زمين‌ مي ‌نشينند يعني‌ همراه‌ و همگام‌ خلق‌ و مسلمانان‌ حركت‌ كردند همه‌ جا آمادگي‌ داشتند كه‌ مشكلات‌ علمي‌ و سياسي‌ و جنگ‌ و جهادي‌ آنها را حل‌ كنند و موجبات‌ موفقيت‌ آنها را در گسترش‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ فراهم‌ نمايند و در جواب‌ كساني‌ كه‌ گاهي‌ اعتراض‌ مي‌كردند كه‌ چرا در خانه‌ نشست‌ و زعامت‌ را به‌ آنها واگذار كرد و با قيام‌ و جنگ‌ حق‌ خود را نگرفت‌ جواب‌ مي ‌دادند كه‌  خفت‌ ان‌ يرجع‌ الناس‌ قهقري‌  يعني‌ ترسيدم‌ اگر با آنها بجنگم‌ همين‌ مقدار اسلاميت‌ را كه‌ قبول‌ كرده ‌اند رها كنند و به‌ جاهليت‌ برگردند. با اين‌ حساب‌ صلاح‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ همين‌ بود كه‌ پيغمبر اكرم‌ و علي ا‌بن‌ ابيطالب‌ تا آنجا كه‌ لازم‌ است‌ حقيقت‌ حق‌ ولايت‌ را بيان‌ كنند از نظر علمي‌ و فكري‌ حجت‌ را بر مردم‌ تمام‌ نمايند وليكن‌ مسلمانان‌ را مجبور به‌ قبول‌ ولايت‌ و امامت‌ ائمه‌ اطهار ننمايند. در اين‌ رابطه‌ تا ظهور امام‌ زمان‌ عليه‌ السلام‌ علماء و دانشمندان‌ تاريخ‌ را ماموريت‌ دادند كه‌ در ارتباط‌ با مردم‌ زمان‌ و خلفاء عصر روش‌ صبر و مدارا را پيشه‌ كنند همگام‌ آنها و همراه‌ آنها باشند حسن‌ ظن‌ و حسن‌ رابطه‌ خود را بين‌ مردم‌ و خلفاء و زمامداران‌ تاريخ‌ حفظ‌ كنند تا اگر آنها مشكل‌ اسلامي‌ وديني‌ پيدا كردند بتوانند به‌ ائمه‌ اطهار مراجعه‌ كنند به‌ توسط‌ آنها مشكلات‌ خود را حل‌ نمايند و همچنين‌ مردم‌ را به‌ دو گروه‌ مخالف‌ و موافق‌ ‌، تقسيم‌ ننمايند تا در اثر اين‌ فرقه ‌گرائي‌ فرقه‌ مخالف‌ ائمه‌ اطهار شناخته‌ شوند و راه‌ رابطه‌ آنها با ائمه‌ اطهار قطع‌ گردد و نتوانند در مشكلات‌ به‌ آنها مراجعه‌ كنند. لذا ائمه‌ در عين‌ حال‌ كه‌ ملازم‌ حق‌ و مجري‌ احكام‌ و عقايد حقه‌ بودند با بكار بردن‌ قانون‌ تقيه‌ و توريه‌ چنان‌ احساسي‌ بوجود نياوردند كه‌ مردم‌ خيال‌ كنند كه‌ ائمه‌ يا شيعيان‌ مخالف‌ اسلام‌ عمل‌ مي‌كنند و يا شيعيان‌ ائمه‌ چنين‌ فكري‌ نداشته‌ باشند كه‌ مخالفين‌ ائمه‌ اطهار مخالف‌ اسلام‌ و مخالف‌ شيعيان‌ آنها هستند در نتيجه‌ با سياست‌ عميق‌ و عجيب‌ و صبر و مدارا و تحملي‌ كه‌ داشتند حسن‌ رابطه‌ و حسن‌ ظن‌ بين‌ خود و ساير مسلمانان را‌ حفظ‌ نمودند همچنين‌ حسن‌ رابطه‌ و حسن‌ ظن‌ بين‌ شيعيان‌ و سنيان‌ گاهي‌ شاگردان‌ ائمه‌ اطهار به‌ محضر علماء و اساتيد آنها مي‌ رفتند و گاهي‌ شاگردان‌ آنها به‌ محضر درس‌ ائمه‌ حاضر مي ‌شدند و هرگاه‌ ائمه‌ احساس‌ مي ‌كردند كه‌ مسلماني‌ كه‌ در محضر ائمه‌ حاضر شده‌ است‌ هنوز ائمه‌ را به‌ حقانيت‌ مطلق‌ و دشمنان‌ آنها را به‌ معناي‌ خروج‌ از اسلام‌ نمي‌ شناسد بلكه‌ در عقيده‌ خود خلفاء و روسا را مسلمان‌ مي‌داند و ائمه‌ را هم‌ مسلمان‌ ديگر با خاطر آسوده‌ بدون‌ تظاهر به‌ مخالفت‌ يا موافقت‌ خدمت‌ ائمه‌ و اصحاب‌ ائمه‌ مي‌رسيدند. از معارف‌ ائمه‌ بهره‌ مند مي‌شدند ائمه‌ نيز در تعليمات‌ خود به‌ اصحاب‌ و دوستان‌ خود سفارشات‌ اكيدي‌ داشتند كه‌ اسرار مخصوص‌ مقام‌ امامت‌ و ولايت‌ را به‌ مخالفين‌ نگويند و آنها را در دين‌ خود تخطئه‌ و تكذيب‌ نكنند بلكه‌ حسن‌ ظن‌ و حسن‌ رابطه‌ بين‌ عموم‌ مردم‌ و ائمه‌ را حفظ‌ نمايند تا به‌ محض‌ اين كه‌ آمادگي‌ براي‌ فراگيري‌ علم‌ و دانش‌ پيدا كردند بتوانند به‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ مراجعه‌ كنند.  لذا عموم‌ مسلمانان‌ از سني‌ و شيعه‌ يك‌ اعتقاد عمومي‌ و همگاني‌ به‌ تقدس‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ داشتند و آنها را از خانواده ‌هاي‌ پاك‌ و منزه‌ مي‌ شناختند و امتيازات‌ علمي‌ براي‌ آنها قائل‌ بودند هم‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ خود را ملزم‌ مي ‌دانستند كه‌ براي‌ فراگيري‌ علم‌ به‌ ائمه‌ مراجعت‌ كنند و هم‌چنين عوام‌ مردم‌ در نتيجه‌ تمامي‌ علماء و اساتيد معاصر ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ علم‌ و دانش‌ خود را از ائمه‌ فرا مي‌گرفتند و در شهر و ديار خود به‌ ديگران‌ تعليم‌ مي ‌دادند. و اگر عالمي‌ از علماي‌ زمان‌ مخالف‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ شناخته‌ مي ‌شد و با آنها رقابت‌ مي ‌كرد آن‌ عالم‌ يا دست‌ نشانده‌ خلفاي‌ زمان‌ بود كه‌ آنها او را وادار مي ‌كردند حسادت‌ و رقابت‌ با ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ داشته‌ باشد و يا اينكه‌ خود آنها گرفتار رشك‌ و حسد شده‌ بودند و دوست‌ داشتند با ائمه‌ رقابت‌ كنند در مسند تعليم‌ و ترويج‌ دين‌ بنشيند و مردم‌ را به‌ طرف‌ خود جلب‌ كنند. رياست‌ خواهي‌ آنها اجازه‌ نمي ‌داد كه‌ خود را به‌ عنوان‌ شاگرد ائمه‌ معرفي‌ كنند. گرچه‌ علم‌ خود را با واسطه‌ يا بلا واسطه‌ از ائمه‌ اطهار گرفته‌ بودند. لذا ائمه‌ اطهار گاهي‌ از بعضي‌ اصحاب‌ خود شكايت‌ داشتند كه‌ چرا اسرار مقام‌ ولايت‌ و يا علم‌ مخصوص‌ شيعيان‌ را به‌ علماي‌ اهل‌ سنت‌ و يا شاگردان‌ آنها تذكر مي‌دهند در نتيجه‌ آنها را و يا خلفاي‌ آنها را به‌ حسادت‌ و رقابت‌ وادار مي‌كنند تا آنها موجبات‌ اذيت‌ يا قتل‌ ائمه‌ را فراهم‌ كنند. يكي‌ از گناهان‌ بزرگ‌ در ميان‌ شيعيان‌ همين‌ اذاعه‌ اسرار آل‌ محمد ص‌ شناخته‌ شد وليكن‌ شيعيان‌ كه‌ خواهي‌ نخواهي‌ همه‌ جا دوست‌ داشتند علم‌ و دانش‌ خود را به‌ رخ‌ ديگران‌ بكشند و برتري‌ خود را بر آنها ثابت‌ كنند خودداري‌ نمي‌كردند از اين كه‌ خلفاي‌ را تخطئه‌ و تكذيب‌ كنند و در برابر آنها ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ را ترويج‌ نمايند و به‌ آنها بفهمانند كه‌ شما در پيروي‌ خلفا‌ اهل‌ جهنم‌ هستيد و ما در پيروي‌ ائمه‌ اهل‌ بهشت‌. از يك‌ چنين‌ تعليمات‌ و تبليغاتي‌ ائمه‌ اطهار عليهم‌ السلام‌ به‌ شدت‌ ناراحت‌ بودند و آن‌ را گناه‌ كبيره‌ مي ‌شناختند در اين‌ رابطه‌ داستان‌ مصيبت‌ حضرت‌ موسي‌ بن‌ جعفر عليه‌ السلام‌ بوجود آمد. (کتاب سیره ائمه اطهار ع) دانلود

نوشتن نظر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 1397 ?????. کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top