Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
حکمت تدریجی بودن خلقت

در این جا لازم است این حقیقت را بدانیم که کارهای آخرتی از دوره امام زمان (عج) به بعد همه جا ارادی و اعجازی است. مانند صنایع طبیعی و یا صنایع انسانی نیست که به کیفیت تکنیک و مکانیک باشد؛ کارخانه‌ ها با برق بچرخد، میوه ‌ها با سرما و گرمای طبیعت یا ابر و باران طبیعت ساخته و زنده شود. خداوند زندگی دنیا را، خواه تولیدات طبیعت باشد یا تولیدات انسان‌ها، همه اینها را از مسیر علت و معلول طبیعی و یا علت و معلول ماشینی و مکانیکی به وجود می ‌آورد. سرماها علت منقبض کردن و خشکانیدن است. گرماها علت منبسط نمودن و نرم کردن است. آب‌ها به املاح خاکی حیات می‌دهد آن را می‌رویاند. یک بوته علف یا زراعت هزاران عامل طبیعی لازم دارد تا به ثمر برسد. اگر یکی از آن عوامل نباشد پیدایش نباتات و حیوانات محال و ممتنع می ‌شود. صنایع انسانی هم به همین عوامل طبیعی تکیه دارد. نفت و بنزین در طبیعت حرارت تولید می‌ کند شعاع آفتاب گیاه و علف‌ها را می ‌پروراند. همین طور نیروهای محرک دیگر. عامل اصلی حرکت یک هواپیما یا ماشین همین عوامل طبیعت مانند آب و هوا و نور و حرارت است و این صنایع طبیعی و انسانی به تدریج در مدت زمانی انجام می‌ گیرد. یک اصله درخت چند سال طول می ‌کشد تا به میوه برسد. نطفه حیوان و انسان چند ماه طول می ‌کشد تبدیل به انسان و حیوان شود. به همین کیفیت موالید طبیعت یا صنایع انسان‌ها متکی به همین عوامل طبیعت است. پس اولاً زمان می ‌برد تا ساخته شود و ثانیاً طول زمان آنها را خسته و فرسوده می‌ کند. دلیل این که خداوند طبیعت را به این کیفیت مجهز نموده تا با عامل حرارت و برودت در مدت زمانی تولید کند آموزش و پرورش انسان است. خدا می ‌خواهد به انسان بیاموزد که گیاه و علف چگونه تولید می ‌شود، مواد و املاح خاکی چگونه با یکدیگر ترکیب می‌ شود. در رحم مادران چه شرایطی پیدا می ‌شود که نطفه تبدیل به انسان می ‌شود. همه جا به انسان‌ها می ‌فهماند که یک آفریده و یک مخلوق چه شرایطی و عواملی لازم دارد. اگر موجودات عالم مانند صنایع اعجازی بدون تأثیر عوامل طبیعی ظاهر می ‌شد مردم گیج می ‌شدند و نمی ‌توانستند عوامل اصلی و طبیعی آن را بدانند و بشناسند در نتیجه علم و دانش پیشرفت نمی ‌کرد و انسان‌ها به علوم و فنون طبیعی آگاهی پیدا نمی ‌کردند. همان طور که ما به کودکان خود در مکتب و مدرسه در طول مدت زمان یک حرف یک حرف و کلمه به کلمه آموزش می ‌دهیم، خداوند متعال هم در طبیعت ذره ذره و قطعه قطعه در طول مدت زمان این سازندگی‌ها و آفرینندگی‌ها را به ما انسان‌ها می ‌آموزد. ما نیز از کیفیت خلقت موجودات و عوامل طبیعی که چگونه اثر می ‌کند و می ‌سازد، یاد می ‌گیریم و صنایعی مانند صنایع طبیعی به وجود می ‌آوریم. از کیفیت ساخت گوش انسان یاد گرفته سمعک ساخته ‌اند یا از کیفیت ساخت چشم انسان یاد گرفته عینک و دوربین و امثال آن ساخته ‌اند. پس این صنایع تدریجی از این جهت نیست که خداوند متعال هم در زندگی اسیر طبیعت باشد که اگر پدر و مادر نباشند نتواند انسانی بسازد یا اگر حرارت و برودت یا نور و روشنایی نباشد نتواند گیاه و علفی برویاند. تمام این عوامل طبیعی متصل به عامل اراده انسان و یا خدای انسان می ‌شود. این که مشاهده می‌کنید به ناگاه برق می‌آید شهر روشن می ‌شود و وقتی می ‌رود تاریک می ‌شود، اگر از شما بپرسند چه چیز شهر را روشن کرد یا آن را تاریک نمود جواب می ‌دهید نیروی برق، ولیکن این نیروی برق متصل به اراده کسی است که کلید برق را در اختیار دارد. یا هواپیماهایی که حرکت می ‌کنند از شما بپرسند چه چیز آنها را به پرواز درآورده جواب می‌دهید برق و بنزین ولیکن عامل اصلی اراده خلبان یا راننده ماشین یا چرخاننده سایر کارخانه‌ها می‌باشد. اراده انسان در صنایع انسانی عامل اصلی ساخت صنایع است. اراده انسان نفت و بنزین را آورده، اراده انسان برق و حرارت به وجود آورده و این همه کارخانه‌ها را می ‌چرخاند و می‌ گرداند. همین طور صنایع طبیعت اگرچه در ظاهر طبیعت و عوامل طبیعت است که سرما و گرما باشد ولیکن عامل اول که این عوامل را ایجاد کرده و آنها را به کار می ‌اندازد اراده خداوند متعال است. از شما می ‌پرسیم این آب به چه وسیله گرم شد جواب می‌ دهید به وسیله آتش یا می ‌پرسیم آب‌ها به چه وسیله یخ بست جواب می ‌دهید به عامل برودت. باز می ‌پرسیم آتش از کجا پیدا شد؟ برودت از کجا آمد و آب را چه کسی آفرید؟ جواب می‌ دهید اراده خدا. پس اراده خدا حاکم بر طبیعت است. آتش را مهار می ‌کند سرما و گرما را مسخر می ‌کند. یک دکتر که مرضی را معالجه می‌ کند با استعمال دوا داروها سال و ماهی طول می ‌کشد. ولیکن یک اعجازگر صاحب اراده مانند اراده حضرت عیسی یا پیغمبران دیگر با یک نگاه سرطان را از بین می ‌برند و مرض‌های مزمن را معالجه می‌کنند. همین صنعت طب را که نمونه ‌هایی از آن در جامعه قابل رؤیت است، در نظر بگیرید. گاهی یک مرض با معالجه برطرف می ‌شود و گاهی با اراده یک اعجازگر شفابخش. صنایع خدا به همین کیفیت است. گاهی طبیعی از طریق عوامل طبیعت و گاهی ارادی و آنی بدون استفاده از عوامل طبیعت. زندگی دنیایی از طریق همین علت و معلول‌ها و عامل و معمول‌های طبیعی پیدا می‌ شود، چون هدف خداوند متعال آموزش بشر است. او می ‌خواهد با این سازندگی‌ ها انسان‌ها را در جریان طبیعت قرار دهد و به آنها بیاموزد ولیکن زندگی آخرتی که انسان‌ها پیشرفته و دنیا دیده و طبیعت شناس هستند، آن زندگی آخرتی و صنایع آخرتی آنی و فوری بدون استفاده از عوامل طبیعت ظاهر می‌ گردد. انسان آخرتی صاحب اراده آنی کن فیکونی خداوند متعال است. به محض این که بخواهد می ‌شود بدون نفت و بنزین حرارت ایجاد می ‌کند یا برودت می ‌سازد، یا بدون نیروی برق از مسیر کارخانه تولید برق، روشنایی می ‌سازد. روز روشن تاریکی به وجود می ‌آورد و شب تاریک روشنایی. صنایع آخرتی همه جا ارادی از طریق حاکمیت انسان بر طبیعت پیدا می‌ شود. نه مدت زمان لازم دارد که به تدریج ساخته شود نه هم عوامل طبیعی مانند آب و باران و سرما و گرما. یک انسان بهشتی هرجا می ‌رود بهشت است و یک انسان جهنمی اگر در باغ سبز و خرمی بنشیند جهنم است. پس زندگی آخرتی با اراده انسان و اراده خداوند متعال آن چه بخواهند فوری و آنی برای آنها حاضر است، نظیر معجزاتی که در تاریخ واقع شده است. در این آیات عاقبتِ زندگی کفار را برای آنها و برای مردم روشن می ‌سازد، گرچه این روشنایی و راهنمایی مخصوص اهل ایمان است. کفار و منافقین از این هدایت‌ها و روشن‌گری ‌ها استفاده نمی ‌کنند. بزرگ‌ترین مصیبتی که متوجه آنها شده است پرده تاریک دنیا پرستی و مادیت است که دل آنها و فکر آنها را در تاریکی خالص قرار داده و روزنه‌ای از فضای عقل و دانش برای آنها باقی نمانده تا بتوانند حقیقت را درک کنند. این همه خداوند در آیات قرآن هشدار می ‌دهد که مسیر حرکت شما و تولیدات شما در خط کفر و گناه عاقبت این نیروهای آتش است که آن را می ‌سازید و یک دیگر را با آن می ‌سوزانید و این سوزانندگی‌ ها و سوزش ‌ها و حرارت ‌ها و زخم و جراحت ‌ها در وجود شما تا ابد باقی می ‌ماند و راه علاجی برای شما باقی نمی ‌ماند. به چشم خودشان می‌ بینند چه آتش‌ها و اسلحه‌ های خطرناکی تولید نموده ‌اند که همین زندگی دنیا را به نابودی می ‌کشاند چه برسد به زندگی آخرت آنها، با همه اینها آن قدر فکرشان تاریک است که عامل اصلی پیدایش این حرارت‌ها و آتش‌ها که کفر و گناه است را نمی ‌دانند و نمی ‌شناسند. خداوند در این آیات به کفار می‌ گوید که خط کفر و گناه خط تولید جنگ و ظلم و ستم و تخریب زندگی و عاقبت مبتلا شدن به آتش‌های هسته‌ای خطرناکی است که دنیای شما را نابود و همین عذاب‌ ها برای آخرت شما می ‌ماند. همان طور که در دنیا مبدأ تولید این همه جنگ‌ها و ظلم و ستم‌ها و آتش‌ها و حرارت‌ها بوده اید، در زندگی آخرت هم مرجع تمامی عذاب‌ها و بلاها خواهید بود و در آن جا قدرت دفاع ندارید که بتوانید عذاب‌ها را از خود دور کنید. آخرت مانند دنیا نیست که امکانات زندگی و طبیعت بین کافر و مؤمن مشترک باشد، هرکدام بتوانند استفاده کنند. آخرت حکومت خدا و اولیای خدا است که سرمایه استفاده از آن حکومت فضیلت و انسانیت است. انسان‌هایی که مبدأ خیر و برکت و انسانیت بوده‌اند و ضد فتنه ‌ها و شر و بلاها، در آن زندگی موفقند و انسان‌هایی که مبدأ فتنه و فساد بوده ‌اند این همه حرارت و جنگ و آتش به وجود آورده و به جان مردم انداخته ‌اند، تمامی این عذاب‌ها و بلاها و نحوست‌ ها و آتش‌ها به خودشان برمی ‌گردد و دیگر راه علاجی در اختیار آنها نیست مگر خط ایمان و تقوا که آن خط را هم در وجود خودشان کور کرده تاریکی به وجود آورده ‌اند، همان طور که متولدین در فضای تاریک تا ابد در تاریکی هستند مگر این که کسی زندگی آنها را روشن کند، کفار هم که با این فکر تاریک و قلب تاریک از دنیا می ‌روند تا ابد در آن تاریکی می ‌مانند و دیگر کسی نیست آنها را هدایت کند و یا اگر هدایت کرد بتوانند از هدایت او استفاده کنند. لذا در این آیه شریفه خداوند به دو نوع عذاب، کفار را تهدید می‌ کند، عذابی که خود برای خود می ‌سازند نه این که خدا برای آنها بسازد. یکی پاره ‌های آتش مانند موشک ‌های هسته ‌ای قاره پیما و دیگر نحوست ‌ها که در افکار مردم مطرود و ملعون واقع می‌شوند و همه کس در خط انتقام از آنها قرار می ‌گیرند و در آخر آیه هم می‌فرماید: فلا تنتصران. یعنی این آتش جهانی که شما را محاصره کرد قابل علاج نیست زیرا رابطه با خدا ندارید که خداوند این آتش جهانی را برای شما خاموش کند و زندگی برای شما دایر کند. اسباب و وسایل طبیعی هم از اختیار آنها خارج می‌ شود و قدرت علاجی برای آنها باقی نمی ‌ماند. پس در حقیقت خداوند در این آیه شریفه کفار را و ظالم‌ ها را به سه نوع عذاب تهدید می ‌کند که این هر سه نتیجه اعمال و افکار آنهاست. یکی این که زندگی خود را در محاصره آتش‌ها قرار می ‌دهند و عاقبت با این جنگ‌های هسته ای، زندگی خود و دیگران را نابود می ‌کنند. عذاب دوم این است که نحوست به بار می ‌آورند. یعنی منفور و مطرود همه امت‌ها می ‌شوند. از نظر اجتماعی وضعیتی برای خود می ‌سازند که بشریت آنها را لعنت و نفرین می‌ کند. هم بدان بدتران از خود را لعنت می ‌کنند و هم نیکان، بدان و بدتران را نفرین و لعنت می ‌کنند. و عذاب سوم از دست دادن لطف خداوند متعال است که نمی ‌توانند از او خواهشی بکنند یا از شفاعت نیکان به اذن خدا استفاده کنند. پس انسان ‌های کافر و ظالم عاقبت بعد از جنگ ‌های هسته ‌ای و ظهور زندگی آخرت، با قیام امام زمان (عج) ملعون و مطرود نیکان و بدان قرار می‌ گیرند. وضعیت آنها در زندگی آخرت طوری است که از دیدن انسان ‌های بد و خوب و یا حشر با انسان ‌های بد و خوب وحشت دارند. هر کافر و ظالمی در زندگی آخرت وضعیتی پیدا می ‌کند که اگر با انسانی مؤمن باشد یا کافر، رو به رو شود مانند این است که با گرگ و پلنگی رو به رو شده، ظالم ‌ها از ظالم‌ ها وحشت دارند و از عادل ‌ها هم وحشت دارند. مثلا یک پدر و پسر به نام یزید و معاویه در یک جا حبسند، کنار یک دیگر هستند ولیکن معاویه از عذاب ‌هایی که در وجودش ذخیره می ‌شود رنج می‌ کشد و ناراحت است، از یزید هم که با او محشور است رنج می ‌برد و ناراحت است. معاویه دو برابر یزید عذاب دارد یکی رنج و عذابی که از یزید به او می ‌رسد یکی هم رنج و عذابی که با خودش به آخرت برده است. همین طور هریک از جهنمی‌ ها معذب به دو نوع عذابند. نوع اول عذابی که با کفر و گناه خود به وجود آورده ‌اند و به آن مبتلا شده ‌اند. نوع دوم عذابی که از مردم به آنها می ‌رسد زیرا کسانی که به وسیله آنها گمراه شده و به جهنم افتاده ‌اند به میزانی که خودشان عذاب می ‌کشند رؤسای خود را هم عذاب می ‌کنند که چرا در دنیا با تبلیغات و حیله ‌گری‌ها مردم را گمراه کرده ‌اند پس کافر و ظالم عاقبت در نظر کل بشر منفور و منحوس شناخته می ‌شود. نحوست‌ ها که نتیجه کفر و گناه است به خود آنها برمی ‌گردد، منفور و مطرود تمامی افراد بشر از نیکان و بدان واقع می ‌شوند. در میان مردم بد باشند یا خوب به صورت حیوان درنده ‌ای شناخته می ‌شوند. همان طور که اگر گرگی یا پلنگی وارد شهری شود تمامی اهل شهر او را محاصره می‌ کنند و می‌ کشند، وضع کفار و ظالم‌ ها هم در زندگی آخرت به همین کیفیت است. اگر کافری بتواند چاهی بکند و خود را در میان چاه پنهان کند خیلی شانس می ‌آورد. زیرا از رنج و عذابی که مردم به او می ‌رسانند راحت می ‌شود و عذاب خودش در خودش باقی می ‌ماند. لذا در آخر آیه خدا می‌ فرماید: فلا تنتصران. یعنی در آخرت نمی ‌توانند از خودشان برای خودشان کمک بگیرند. مریض نمی ‌تواند به نفع خود کار کند. دکتری هم در آن جا نیست که مرض او را معالجه کند این سفره طبیعت و وسیله‌ های دنیایی از اختیار آنها خارج می ‌شود. (تفسیر سوره الرحمن) دانلود

 

نوشتن نظر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 1397 ?????. کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top