Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
باید از خدا کمک خواست یا اسم خدا؟؟؟؟

خداوند دستور مي‏دهد كه به كمك اسم خداي بخشنده مهربان كارهاي خود را شروع كنيد و براي انجام و اتمام كارها و رسيدن به مقصد از اسم خدا كمك بجوييد. اينك اين سؤال پيش مي‏ آيد كه آيا بايد از خدا كمك بگيريم و اين خداست كه به ما كمك مي‏ كند يا از اسم خدا است كه بايد كمك بگيريم. وسيله كمك ما و كمك كننده به ما در اين جا كيست و چيست؟

ما انسان‏ها مستعين هستيم يعني كمك خواه و خداوند متعال معين است كمك كننده و ياري دهنده. از نظر قواعد ادبي مي‏گوييم: بسم الله، جارّ و مجرور دانسته شده و هر جارّ و مجروري متعلق لازم دارد و بدون متعلق معناي جمله جار و مجرور تمام نمي ‏شود. مثلاً اگر به كسي بگوييد: در خانه و در مسجد و متعلق اين دو جمله را نياوريد، كلام او ناقص است مگر اين كه بگوييد: در خانه خوابيدم و يا در مسجد نماز خواندم. كلمات خوابيدم و نماز خواندم كه فعل است ، متعلق  كلمات در خانه و در مسجد واقع مي‏شود و جمله را تمام مي‏كند. در اين جا هم مي‏گوييم: به اسم خدا و يا به كمك اسم خدا، معنا ناقص است مگر اين كه بگوييم: كمك مي‏گيريم با اسم خدا و يا بگوييم: مي خوانيم با اسم خدا و همين طور پيش از كلمه بسم بايستي فعلي بياوریم كه به كمك آن فعل، معناي بسم كامل گردد. دانشمندان گفته‏اند، متعلق جارّ و مجرور كلمه استعين مي‏باشد. يعني كمك مي‏گيرم با اسم خدا. عده‏اي ديگر از مفسرين كلمات ديگري را آورده‏اند و مي‏گويند: بسم متعلق به آن كلمات است يعني گفته‏اند: مي‏خوانم به كمك نام خدا. ليكن بهترين فعل مناسب براي بسم الله همان كلمه استعين مي‏باشد. يعني براي انجام كاري كه در نظر دارم، كمك مي‏گيرم با اسم خدا، اين كلمه استعين به تمام كارهايي كه انسان تصمیم دارد انجام بدهد مربوط مي‏شود زيرا براي انجام هر كار كوچك و يا بزرگي كمك مي‏ خواهيم و بايستي در ابتداء آن استعين بسم الله بگوييم. يعني با اسم خدا از خدا كمك بگيريم. براي اين كه ما انسان‏ها ناقص و محتاجيم و سرمايه و نيرويي براي اين كه كار خود را به پايان برسانيم نداريم. لذا به نيروهاي مادي و معنوي نياز داريم تا خود را در مسير زندگي، به هدف و مقصد برسانيم. به همين دليل همه وقت و همه جا به كمك نياز داريم. در اين آيه شريفه خداوند دو سرمايه‏اي را كه عامل اساسي كمك هستند و استعانت كامل با اين دو سرمايه ظهور پيدا مي‏كند معرفي كرده است. آن دو سرمايه يكي كمك دهنده و ديگري بودجه و يا نيروي كمك مي‏باشد. مثلاً انسان فقير كه براي رفع نياز خود به ثروتمندي پناه مي‏برد و از او كمك مي‏خواهد دو نوع سرمايه لازم براي رفع نياز در آن جا وجود دارد يكي ثروتمند سخي مهربان كه كمك دهنده است و ديگر مال و ثروتي كه با آن حاجت حاجتمند را برآورد. با يكي از اين دو نمي‏ شود رفع نياز كرد. خداوند متعال هم در آيه شريفه همين دو اصل را معرفي مي ‏كند.  اول ثروت و سرمايه كمك ، دوم ثروتمند و كمك كننده. در اين آيه شريفه كلمه اسم به عنوان اسم خدا معرفي شده و صاحب اسم هم خداوند متعال است به همين دليل ايجاب مي‏كند كه اسم در آيه شريفه اسم لفظي نباشد بلكه حقيقتي باشد كه اسماء لفظي بر آن دلالت مي‏كند. اسماء لفظي، اسم اسم خدا هستند نه آن كه اسم ذات خدا باشند. اسمي كه در اين آيه شريفه مورد بحث واقع شده و خداوند مي‏فرمايد: با اسم خدا كمك بگيريد و خود را به مقصد برسانيد، اسماء تكويني مي‏باشند يعني از آن منابع و سرمايه‏هايي كه خداوند در عالم آفريده و با آن انسان‏ها را مي‏پروراند و به مقصد مي رساند، كمك بگيريد. در اين آيه شريفه خداوند متعال ذخایر طبيعت را به عنوان يك گنج و سرمايه معرفي مي‏كند و خود را هم صاحب و مالك آن گنج مي‏شناسد و به ما دستور مي‏دهد كه از ذخایر طبيعت و نيرو و قدرتي كه آفريده است، به اذن او كمك بخواهيم و با استفاده از اين منابع و نعمت‏ها طبق نقشه و اجازه خدا، خود را به مقاصد عالیه برسانيم و بپرورانيم. منظور از شرایط تكاملي در استفاده از حقايق طبيعت اين است كه ما طوري از طبيعت استفاده كنيم و به ترتيبي اجزاء طبيعت را بخوانيم و درك كنيم كه اين طبيعت راه به سوي حقيقت، يعني معرفت خدا باشد و ما را به سوي خدا راهنمايي كند. طبيعت مانند نربان و يا راه گذري است كه ما را به ماوراء طبيعت و به سوي خدا و فرشتگان انتقال مي‏دهد و اگر طبيعت را يگانه هدف خود قرار دهيم و نهايت كوشش ما اين باشد كه ذخایر طبيعت و منابع آن را به دست آورديم و از آن استفاده كنيم، خواهيم دانست كه همين طبيعت كه بايد راهي به سوي حقيقت باشد به صورت سدي در راه حقيقت قرار مي‏گيرد و ما را از حركت و تكامل باز مي‏دارد. براي نمونه دو انساني كه كتاب لفظي و قرائتي را رها كرده و به سوي طبيعت رفته‏اند و كتاب طبيعت را ورق مي ‏زنند و مطالعه مي‏نمايند را در نظرمي‏ گيريم كه اين دو نفر در مطالعه كتاب طبيعت، مختلف و متفاوت با يكديگر جلوه كرده‏اند. يكي از آن‏ها پيغمبر بزرگوار و يا مؤمن عالي مقداري شده است كه تمام هدف او رسيدن به ماوراء طبيعت و استفاده از قدرت لايزال خداوند متعال است و ديگري كافر مشرك و انسان ديو صفتي شده كه از نابودي تمام انسان‏ها در راه هدف شوم خود باك ندارد. مي‏بينيم كه اين مؤمن و يا پيغمبر تمام هدف خود را لطف و عنايت خدا مي‏داند و همه جا از خدا دم مي‏ زند و وقتي كه در طبيعت خطري احساس مي‏ كند از طبيعت به سوي خدا مي‏گريزد. مانند شاگردي كه اوراق كتاب طبيعت را باز كرده و در حضور استاد بزرگوارش نشسته و در نهايت خضوع و احترام به مقام آن استاد، كلمات و عبارات كتاب طبيعت را از او مي‏پرسد. به اراده و اجازه از او مي‏ خواهد و به اذن او از آن چه خوانده و دانسته استفاده مي‏ كند. او انساني است كه طبيعت و حوادث و نعمت‏ها و يا خطرات آن را راه عبور و وسيله عروج به سوي خدا قرار داده است. خالق طبيعت را يافته، او را شناخته و با او رو به رو شده است و همان ايمان و ارتباط به خدا را يگانه وسيله امنيت و آرامش خاطر خود قرار داده است .اين انسان از طبيعت به سوي خدا سفر كرده و طبيعت را پشت سر انداخته است اما آن انسان ديگر كه در بحر طبيعت غوطه ور شده، از طريق تفكر و تأمل در گياهان و حيوانات و خاك‏ها و آب‏ها و آن چه خدا در عالم خلق كرده، هر روز به علمي تازه‏تر و دانشي بهتر مجهز شده است، آن چه كه در طبيعت نافع به حال او بوده كشف و مسخر نموده و براي خود ذخيره كرده است و آن چه مضر به حال و به زندگي او بوده، رها كرده است. دانش او به حقايق طبيعت مانند كليدي است كه با آن درهاي بسته طبيعت را باز كرده و ذخائر و جواهر نهفته آن را كشف و استخراج نموده است. در نتيجه ثروت زيادي به دست آورده آن چنان كه گويي مالك كره زمين و منابع آن شده است. از همه چيزي بهره‏مند شده و ثروت زيادي به دست آورده ليكن از حقيقت خبري ندارد و به خداي آفريننده معرفت ندارد. حق خدا را نمي‏شناسد و به جز طبيعت و ذخاير آن به چيز ديگري عقيده ندارد.  نام خدا و ذكر آخرت و حقايق ماوراء طبيعت براي او خيال و افسانه‏اي بيش نيست و به اين نام و اسم‏ها  كه بر وجود خدا دلالت مي‏كنند، مي‏خندد. انسان‏هاي مؤمن و اولياء خدا را مسخره مي‏كند و خود را غني و آن‏ها را فقير مي‏ شناسد از اين نظر كه در طبيعت به يك موجود زنده و با شعور سواي انسان برخورد نكرده و به نيروي حاكم بر طبيعت پي نبرده است، خود را حاكم مطلق مي‏بيند و خود سر و خود مختار در هر چيزي تصرف مي‏كند و هر آن چه را در طبيعت مانع و مزاحم خود مي‏بيند، از سر راه بر مي‏دارد. دست به قتل و خيانت مي‏زند و انسان‏هايي را كه سد راه خود مي‏بيند به قتل مي‏رساند هر چند كه آن‏ها از پيامبران و اولياء خدا باشند. اين دو نفر هر دو به طبيعت سفر كرده‏اند و در بحر طبيعت شناور شده‏اند در حالي كه يكي از آن‏ها انسان مؤمن و آن ديگر كافر شناخته شده است. دليل اين همه تفاوت در اين دو مسافر شهر طبيعت چيست؟. چطور شد كه آن يكي از طريق آثار وجود خود از طبيعت به حقيقت راه يافت و خداي خود را شناخت و از اين دريا، گوهر توحيد و معرفت استخراج كرد و آن ديگري در اين دريا غرق شد و به  كفر و ضلالت افتاد. دليل تفاوت اين است كه يكي از آن‏ها واجد شرايط تكاملي در سفر به سوي طبيعت و آن ديگري فاقد اين شرايط بود. خداوند در كلمه بسم الله كه از همان ابتداي پيدايش بشر اين كلمه و يا معاني آن را به انسان آموخته است به ما مي‏فهماند كه طبيعت را اسم خدا قرار دهيم و به كمك همين اسم‏ها به سوي خدا و حقايق سفر كنيم. معناي اسم قرار دادن حقايق طبيعت همين است كه ما كتاب طبيعت را الفاظي براي درك معاني و يا راه عبوري به سوي حقيقت قرار دهيم. ما در همان حالي كه تشنه و يا گرسنه هستيم و در كتاب طبيعت با آب و غذا رو به رو مي‏شويم بايد روش ما در آشاميدن آب و يا استفاده از غذا، عنوان بسم اللهي داشته باشد. يعني اين طور به خود تلقين كنيم و بياموزيم كه اين آب و يا غذا اسم خداست. زيرا اين دو نعمت خلق خداست و همان طور كه اسم بر مسمي دلالت مي‏كند، آب و غذا هم كه خلق خدا هستند بر وجود خدا دلالت مي‏كنند. پس ما به كمك اسم خدا يعني به كمك نعمت‏هاي خدا از خدا كمك مي‏خواهيم. يعني آشاميدن آب و رفع تشنگي و يا استفاده از غذا، زاد و توشه ‏هايي باشد كه ما را در اين سفر تكاملي به سوي خدا حركت مي‏دهد. مانند مسافري كه در مسافرت تشنه شده، با چشمه آبي و يا درخت پر ميوه‏اي رو به رو مي‏شود، از آب و ميوه استفاده مي‏كند، مزاج خود را تقويت مي‏نمايد  و براي ادامه سفر نيرو مي‏گيرد. پس اگر مسافر تشنه و گرسنه كنار همان چشمه آب و ميوه جنگلي متوقف شد، از حركت و وصول به مقصد باز مي‏ماند. در نتيجه از نعمت‏ها و لذت‏هاي فراواني كه خدا در مقصد آفريده است محروم مي‏ماند ولي اگر از آب و ميوه جنگلي نيرو بگيرد براي ادامه مسافرت و حركت به سوي مقصد، چنين شخصي مسافر است و غذا را وسيله قرار داده و به كمك آن خود را به مقصد مي‏رساند اگر آب نياشامد و از ميوه جنگل استفاده نكند ضعيف مي‏شود و يا مي ميرد و در نتيجه از مقصد باز مي‏ماند. لذا مي‏توانيم دو نفر مسافر را كنار چشمه آب و يا ميوه‏هاي جنگلي در نظر بگيريم كه يكي از آن‏ها از آب و غذا نيرو گرفته به حركت خود ادامه داده است و آن ديگري فريفته آب و غذا شده و در همان جنگل مانده است. انسان مؤمن طبيعت را راهي به سوي حقيقت قرار مي‏دهد و از هر چيزي براي ادامه مسافرت استفاده مي‏كند. از هر آب و غذايي نيرو مي‏گيرد تا بتواند به سير خود ادامه دهد او در شهر طبيعت، خود و هر چيزي را اسم خدا قرار داده و از آن استفاده مي‏كند تا توسط آن، معاني اسماء را پيدا كند. يعني خداي خود را بشناسد و از لطف خدا بهره‏مند شود ليكن انسان كافر از طبيعت به عنوان اسم خدا و نعمت خدا استفاده نمي‏كند بلكه طبيعت را يگانه هدف و مقصود خود قرار مي‏دهد در نتيجه متوقف مي‏شود و از حركت به سوي خدا باز مي ماند. پس يكي از معاني بسم الله در كتاب طبيعت همين است كه ما همه چيز را اسم و علامت براي خدا قرار دهيم و همان طور كه از قرائت الفاظ سعي داريم به معناي آن آگاه شويم. از تلاوت كتاب طبيعت هم سعي داشته باشيم به معناي آن يعني وجود خدا آگاه  شويم تا كتاب طبيعت براي ما درس علم و معرفت باشد و ما را به سوي خدا هدايت كند. در اين جا است كه مي‏توانيم بگوييم: در هر قدمي كه به سوي خدا برمي داريم به هدايت و راهنماياني احتياج داريم . (تفسیر سوره حمد) دانلود

 

نوشتن نظر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 1397 ?????. کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top