Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - خداوند متعال زندگي بشريت را در دو نوبت مقدر و مقرر فرموده است.

 نوبت اول به دست انسان و اراده او. در اين نوبت به انسان‏ها ميد‏ان مي‏دهد تا در آنچه مي‏دانند و مي‏توانند دانش خود را به كار ببرند و براي خود زندگي بسازند. در تمامي ميد‏ان‏هاي زندگي خداوند متعال وسايل طبيعي و علمي و تجربي در اختيار مردم گذارده و اين همه امكانات طبيعي به آنها سپرده است. ميدان كار و فعاليت و علم و تجربه براي آنها فراهم ساخته و آنها را براي نجات از عوامل ضد حيات و ضد آسايش و آرامش فعال نموده تا آنچه در توان دارند به كار ببرند و براي خود زندگي بسازند. آنها را آزمايش مي‏كند تا به آنها بفهماند كه آيا به اختيار و اراده خود به يك زندگي ايده‏آل و مطلوب مي‏رسند يا اينكه به عكس هر چه بيشتر بر مشكلات خود مي‏افزايند. اين زندگي ابتدايي و دورة ابتدايي كه زندگي با فكر و فعاليت بشر شروع مي‏شود و با فكر و فعاليت او خاتمه پيدا مي‏كند را زندگي دنيايي ناميد‏ه‏اند. كلمه دنيا از دني و دنائت به معناي پست و ناگوار كه حقيقتا زندگي دنيا از چند جهت پست و ناگوار است. از جهت ابتلاي نيك زنان و نيك مردان به انسان‏هاي بد و پست فطرت، انسان‏هايي كه مانند حيوانات هدفي به جز خوردن و چريدن ندارند هر چند از مسير جنگ و كشتار باشد. از جهت ابتلائات به عوامل طبيعت مانند سرما و گرما و زلزله‏ها و طوفان‏ها و آنچه خداوند تبارك و تعالي به صورت‏هاي مختلف، بشريت را درمضيقه قرار مي‏دهد و از جهت غلبه‏ي عوامل مرگ و مرض بر حيات و سلامتي و غلبه‏ي عوامل ظلم و ستم بر عدالت و مساوات و امثال آنها. انسان‏ها خواهي نخواهي در دايره زندگي دنياي خود محبوس و معذبند، آنچنانكه از مرگ خود استقبال مي‏كنند و مرگ را براي خود و جامعه ماية فرج و فرح مي‏دانند. اين زندگي ابتدايي به اراده و فعاليت انسان‏هاي قاصر و مقصر پيدا مي‏شود. انسان‏هاي قاصر، زنان و مردان عاقل و عادل و پارسا هستند كه هدفشان در زندگي خدمت به ديگران است وليكن عقل و علم آنها آن قدر وسيع و محيط نيست كه بتوانند وابستگان به خود و بشريت را به زندگي ايده‏آل برسانند. خواهي نخواهي كثرت جمعيت بر فكر و استعداد آنها غلبه دارد و آنها از نظر عقل و شعور كوچك‏تر از آن هستند كه بتوانند تمامي افراد بشر را به نحو مطلوب اداره كنند، زيرا انسان‏ها از نظر ظرفيت و علم و استعداد با يكديگر متفاوتند. گاهي يك نفر با عقل و دانش خود فقط ده يا بيست نفر را به كيفيت محدود مي تواند اداره كند و آن ديگري كه صبر و حوصله ‏اش بيشتر باشد و استعداد زيادتري داشته باشد، مي تواند صد نفر و هزار نفر يا كمتر و بيشتر را اداره كند. همين‏ طور انسان‏هاي صالح و عالم در ظرفيت خود كه چند نفر از انسان‏ها را در چه زماني مي ‏توانند اداره كنند، متفاوت هستند. بهترين انسان‏ها پيغمبرانند و بالاتر از همه‏ي پيغمبران، پيغمبران اولوالعزم يعني پيغمبران نيرومند و دانشمند كه مي‏توانند با ايجاد انقلاب علمي و عملي مسير جامعه را عوض كنند. از بهترين آنها موسي و عيسي و ابراهيم هستند. اما پيغمبران ديگر را خداوند مأمور طايفه معيني از قبيله خود نموده، يعني پيغمبر طايفه‏ي خود هستند و نمي ‏توانند پيغمبر ديگران باشند، زيرا قدرت ضبط تمامي انسان‏ها را ندارند. ظرفيت وجود آنها جمعيت مخصوصي را در زمان معيني مي‏تواند اداره كند. خود آنها از نظر علم و دانش واستعدادِ ضبطِ انسان‏ها، محدوديت دارند. جمعيت محدودي را با كيفيت محدودي در زمان محدود مي‏توانند اداره كنند. بيشتر از آن قدرت اداره كنندگي ندارند. آنها انسان‏هاي صالح و عادلند وليكن به دليل قصور استعداد نمي ‏توانند بيشتر از آن در خدمت بشريت باشند و نمي‏توانند بشريت را به زندگي مطلوب و ايده ‏آل برسانند. طايفه ديگر كه ظالم و مقصر شناخته شده‏اند به دليل اولي نمي ‏توانند مردم را اداره كنند. زندگي آنها همه جا از طريق استثمار ضعفا و بيچارگان مي ‏گذرد. بايد هزاران انسان را خلع سلاح كنند تا خودشان در زندگي مسلح باشند و چند روزي حاكميت‏ خود را ادامه دهند. به عقيده خودشان زندگي آنها از مسير تنازع بقا اداره مي‏شود، يعني براي غناي خود مردم را فقير كنند و براي قوت و قدرت خود مردم را به ضعف بكشانند و براي ادامه‏ي حيات، مردم را به قتل برسانند. پس خواهي نخواهي زندگي دنيا در مسير افكار قاصر و مقصر در شعاع حكومت ‏هاي عادلانه و ظالمانه بيشتر و بهتر از آنچه شده، نخواهد شد و در انتها اين زندگي دنيا همان طور كه براي هر انساني به مرگ و مرض خاتمه پيدا مي ‏كند براي كل بشريت هم به همين كيفيت است. همان طور كه مرگ و مرض گاهي شخص را از پا درمي‏آورد و او را به فنا و نابودي مي ‏كشاند، گاهي اين مرگ و مرض بزرگ مي‏ شود، اجتماع بشريت را به نابودي مي ‏كشاند و مردم را در وضعي قرار مي ‏دهد كه ادامه زندگي براي همه آنها محال و ممتنع مي ‏شود. در اينجا بايد بدانيم كه خداوند براي اداره افراد بشر انسان‏هايي را به علم و دانش مجهز كرده كه آنها از نظر علم و قدرت وشرح صدر و سعه‏ي مديريت و بودجه‏هاي مادي و معنوي و كمي و كيفي برابر و مساوي خداوند متعالند. آنچنانكه علم خدا محيط است، مي‏تواند اين همه موجودات و مخلوقات را اداره كند، هر كسي را در هر جايي و هر شرايطي خلق مي‏كند و روزي مي ‏دهد، علم و دانش آن انسان‏ها هم به همين‏ كيفيت محيط و نامتناهي است. براي آنها فرق نمي‏كند كه جمعيت‏هاي ميليوني را اداره كنند يا چندين هزار و صد هزار بيشتر و بالاتر، زيرا از نظر ظرفيت فكري و علمي و استعدادي نامتناهي هستند. مي ‏توانند تمامي‏افراد بشر را در حيطة قدرت و تصرف خود قرار دهند، به كيفيتي كه هيچ كس در هر جا و در هر زماني نتواند كوچك‏ترين مخالفتي با آنها داشته باشد يا در كنار سفرة بابركت آنها محروميتي احساس كند. دوره دوم كه خداوند تمامي بشريت را تحويل حكومت آنها مي ‏دهد دوره آخرت ناميده شده كه انسان‏ها از دو راه تحويل آنها مي ‏شوند و تا ابد در شعاع حكومت آنها انجام وظيفه مي كنند. يكي از طريق مرگ يا كشته شدن كه اين كشته شدن گرچه به نظر مردم خاتمه زندگي به حساب مي‏آيد وليكن در تقدير خدا و در فرهنگ پيغمبران انتقال به زندگي ديگر است. يعني تولد از دنيا به آخرت مانند تولد كودك از رحم مادر به اين دنيا است. در اين رابطه مولي اميرالمومنين به حارث همداني مي‏فرمايد: من يمت يرني* يعني هر كس مي‏مير‏د مرا مي ‏بيند. يعني هر كس از دنيا مي‏رود تحويل من داده مي‏شود، خواه مؤمن باشد يا كافر. اي كميل‏! چاره‏اي نيست جز اينكه تمامي‏گذشتگان دو مرتبه به حيات برگردند و در شعاع حكومت ما به زندگي خود ادامه دهند. پس خداوند تبارك و تعالي مقدر كرده كه زندگي دوم بشر يعني زندگي آخرت، در شعاع حكومت اين چهارده نفر ادامه پيدا كند و آنها كل بشريت را مانند خداوند متعال تا ابد اداره مي كنند تا روزي كه تمامي انسان‏ها را به بهترين زندگي مادي و معنوي برسانند. اگر چنين قدرتي و چنين ثروتي در اختيار آنها نباشد تمام وعده‏ هايي كه خدا به بشريت داده غير ممكن و ممتنع به حساب مي آيد. به دلايلي كه گذشت، گفتيم انسان‏ ها در ايده و آرزوي خود نامتناهي هستند. لازم است در شعاع حكومت انسان‏هايي قرار گيرند كه از نظر ماديت و معنويت و قدرت و استعداد، نامتناهي باشند تا بتوانند بشريت را به آرزوي نهايي خود برسانند. اين دورة دوم كه بشريت تحويل آنها مي ‏شود، روز قيام امام زمان است كه به عناوين ساعت و قيامت و آخرت شناخته شده است. عاقبت، انسان‏ها در اين دوره اول در استيصال زندگي قرار مي ‏گيرند و زندگي مردم به بن ‏بست مي ‏رسد. در اين استيصال آن حضرت قيام مي ‏كند، بشريت تحويل آن بزرگوار داده مي‏ شود و او براي انسان‏ها زندگي را به كيفيت زندگي آخرت اداره مي ‏كند. (تفسیر سوره اسری جلد یک) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top