Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - حکمت تدریجی بودن خلقت

قدرت‌ آفرينندگي‌ خدا مانند ذات‌ مقدس‌ خداست. همانطور كه‌ وجود خدا نامتناهي‌ است‌ قدرت‌ آفرينندگي‌ هم‌ نامتناهي‌ است‌ و اين‌ آفرينش‌ نامتناهي‌ فضاي‌ نامتناهي‌ لازم‌ دارد. بعضي‌ها خلقت‌ تدريجي‌ موجودات‌ اين‌ عالم‌ را دليل‌ موجوديت‌ زمان‌ مي دانند. به‌ آنها مي گوئيم‌ خلقت‌ تدريجي‌ به‌ اين‌ منظور دايرشده‌ است‌ كه‌ خداوند مسئله‌آفرينندگي ‌و سازندگي‌ را به‌ انسانها بياموزد. در حقيقت‌ خداوند تبارك‌ وتعالي‌ بجاي‌ استاد است‌ و ما انسانها بجاي‌ شاگرد او . اين‌ خلقت‌ و طبيعت‌ بجاي‌ كلماتي‌ است‌ كه‌ استاد به‌ شاگرد خود مي آموزد. همانطوركه‌ ما در تعليمات‌ خود كلمات‌ را تجزيه‌ و تركيب‌ مي كنيم و‌ اجزاء كوچك‌ كلمات‌ را از يكديگر جدا نموده‌ تك‌ تك‌ و كم‌ كم‌ آنها را به‌ شاگرد خود مي آموزيم‌ و بعد از آموزش‌ الفباء آنها را با يكديگر تركيب‌ مي كنيم‌ و جمله‌ و عبارت‌ مي سازيم‌ و در انتها كتابي‌ پر از علم‌ و دانش‌ در اختيار شاگرد خود مي گذاريم‌. خداوند متعال‌ هم‌ به‌ همين‌ كيفيت‌ خلقت‌ را به‌ ما آموزش‌ مي دهد. بعضي‌ها خيال‌ مي كنندكه‌ خدا قدرت‌ دارد با اراده‌ كن‌ فيكوني‌در يك‌ آن‌ زماني‌ تمامي‌ علوم‌ وحقايق‌ را در فكر انسان‌ قراردهد و با يك‌ نظر و توجه،‌ انسان‌ را به‌ بينهايت‌ علم‌ ودانش‌ مجهز كند . به‌ انسان‌ بگويد عالم‌ باش، ‌فوري‌ عالم‌ شود يا بگويد قادر و قاهر باش، ‌ فوري‌ انسان‌ قادر و قاهرشود . اگرچنين‌ باشد بايستي ‌خدا را يك‌ موجود بخيل‌ و مضايقه‌ گر بحساب‌ آورد. خدائي‌ كه‌ اين‌ همه‌ در تعليم‌ و تربيت‌ حريص‌ است‌ و انسان‌ را به‌ منظور رسيدن‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ آفريده‌ است‌ چرا از تعليم‌ و تربيت‌ مضايقه‌ كند. به‌ انسان‌ علم‌ نياموزد يا اگر ميآموزد ذره‌ ذره‌ و قطره‌ قطره‌ بياموزد. پدر دانشمندي‌ كه‌ فرزنداني‌ دارد و دوست‌ دارد آنها را خيلي‌ زود به‌ علم‌ و دانش‌ برساند. قدرت‌ دارد قرص‌ يا شربت‌ و داروئي‌ براي‌ كودكان‌ بسازد كه‌ بمحض‌ خوردن‌ وآشاميدن‌ به‌ علم‌ و دانش‌ كامل‌ مجهز شوند چرا در به كار بردن‌ يكچنين‌ قدرتي‌ مضايقه‌ مي كند و اين‌ همه‌ رنج‌ و زحمت‌ براي ‌تعليم‌ كودكان‌ بوجود مي آورد. آن‌ پدردانشمند، خداوند متعال‌ است‌ و ما انسانها جاي‌ كودكان‌ و شاگردان‌ او هستيم‌ و خدا بينهايت‌ حريص‌ است‌ كه‌ انسانها را هر چه‌ زودتر به‌ علم‌ ومعرفت‌ برساند و براساس‌ علم‌ ومعرفت‌ يك‌ نظام‌ كامل‌ طبيعي‌ و زندگي‌ بهشتي‌ بوجود آورد و اگر اين‌ عمل‌ را در يك‌ آن‌ زماني‌ و يا ساعت‌ زماني‌ مي‌تواند انجام‌ دهد ولي‌ مضايقه‌ مي‌كند، در قانون‌ تعليم‌ و تربيت‌ از يك‌ استاد دانشمند چنين‌ مضايقه ‌اي‌ جايز نيست‌. خداوند خود را به‌ اين‌ كلمه‌ كه‌ از تعليمات‌ مضايقه‌ ندارد تعريف‌ مي‌كند و مي‌فرمايد و ما هو علي‌ الغيب‌ بضنين‌. «يعني‌ خداوند از تعليم‌ حقايق‌ غيبي‌ به‌ انسان‌ بخل‌ نمي‌ ورزد و مضايقه‌ نمي ‌كند» بلكه‌ در تعليم‌ و تربيت‌ انسان‌ حريص‌ است‌ .مي ‌پرسيم‌ پروردگارا همانطور كه‌ اسرارآفرينش‌ را و از هر نوع‌ مخلوقي‌كه‌ آفريده‌ اي‌ نمونه ‌اي‌ در وجود ما به‌ وديعه‌ گذاشته ‌اي‌ چطور مي ‌شد كه‌ همراه‌ خلقت‌ ما تمامي‌ علوم‌ و حقايق‌ را هم‌ در صندوق‌ قلب‌ ما به‌ وديعه‌ مي‌ گذاشتي‌ تا ما انسانها همراه‌ خلقت‌ و تولد خود بي‌نهايت‌ عالم‌ و دانشمند هم‌ باشيم‌ و اين‌ همه‌ براي‌ كسب‌ علم‌ و دانش‌ به‌ رنج‌ و زحمت‌ نيافتيم‌. دليل‌ مضايقه‌ خدا از تعليم‌ و تربيت‌ آني‌ و اقدام‌ به‌ تعليم‌ و تربيت‌ تدريجي‌ كه‌ تؤام‌ با رنج‌ و زحمت‌ باشد چيست‌؟ لازم‌ است‌ بحث‌ كنيم‌ كه‌ آيا تعليم‌ و تربيت‌ آني‌ ممكن‌ است‌ يا همانطوركه‌ خدا قدرت‌ دارد در يك‌ ثانيه‌ و در يك‌ آن‌ مخلوقي‌ را خلق‌ كند و انساني‌ را بيآفريند، ممكن‌ است‌ به‌ اين‌ انسان‌ در يك‌ آن‌ واحد زماني‌ چنان‌ علمي‌ بدهد كه‌عالم‌ به‌ كائنات‌ شود؟ يعني‌ انسان‌ عالم‌ كامل‌ خلق‌ شود نه‌ اين كه‌ خلق‌ شود و بعد تربيت‌ شود.  خدائي‌ كه‌ ادعا دارد و مي‌گويد اذا ارادالله‌ شيئا" ان‌ يقول‌ كن‌ فيكون‌ وقتي‌ كه‌ چيزي‌ را بخواهد به‌ محض‌ خواستن‌ و اراده‌ كردن‌ مي‌ شود و نمونه ‌اش‌ معجزات‌ تاريخ‌ است‌. گاهي‌ انسان‌ مرده‌ خاك‌ شده ‌اي‌ را در يك‌ آن‌ زنده‌ نموده‌ است‌ و گاهي‌ درخت‌ خشكي‌ را در يك‌ آن‌ به‌ ثمر رسانيده‌ يعني‌ لازم‌ است‌ روي‌ اين‌ درخت‌ خشك‌ يا مرده‌اي‌ كه‌ تبديل‌ به‌ خاك‌ شده‌ ميليون ها و ميلياردها واحد كار انجام‌ گيرد تا بعد از انجام‌ آن‌ ميليون ها واحد كار ، خاك‌ تبديل‌ به‌ انسان‌ شود ويا درخت‌ خشك‌ ثمرات‌ شيرين‌ وعالي‌ بدهد. يك‌ چنين‌ صنايعي‌ كه‌ از اجتماع‌ ميليون ها واحد صنعتي‌ و ارتباط‌ آن ها بايكديگر درست‌ مي‌ شود دريك‌ آن‌ انجام‌ مي‌ گيرد آيا ممكن‌ است‌ به‌ همين‌ كيفيت‌ دريك‌ آن‌،  انسان‌ جاهلي‌ را هم‌ به‌ علم‌ و دانش‌ كامل‌ برساند و انسان‌ را عالم‌ خلق‌ كند. همانطور كه‌ سالم‌ به‌ دنيا مي ‌آيد عالم‌ به‌ دنيا بيايد. دوران‌ جهلي‌ بر او نگذرد كه‌ كم‌ كم‌ و به تدريج‌ كلمات‌ را تمرين‌ كند تا به‌ علم‌ و دانش‌ برسد. ابتدا اين‌ مسئله‌ را به‌ قضاوت‌ عقل‌ واگذار مي‌كنيم‌ كه‌ گفته ‌اند كلما حكم‌ به‌ العقل‌ حكم‌ به‌ الشرع‌ يعني‌ هر قضاوتي‌ كه‌ به‌ حكم‌ عقل‌ درست‌ است‌ به‌ حكم‌ شرع‌ هم‌ درست‌ است‌ بين‌ شرع‌ و عقل‌ اختلافي‌ وجود ندارد. در اينجا مي ‌گوئيم‌ خدائي‌ كه‌ بي‌ نهايت‌ حريص‌ است‌ انسان‌ را به‌ علم‌ برساندو انسان هاي‌ عالم‌ و عارف‌ داشته‌ باشد خودش‌ مي ‌گويد كه هدف‌ من‌ از خلقت‌ عالم‌ و آدم‌ معرفت‌ انسان‌ است‌ تا انسان‌ را به‌ علم‌ و معرفت‌ كامل‌ نرسانيده‌ ام‌ به‌ هدف‌ خود نرسيده‌ ام‌ و اين‌ همه‌ خداوند به‌ انسان هاي‌ عالم‌ و كامل‌ احترام‌ مي ‌گذارد براي‌ آنها ارج‌ و ارزش‌ قائل‌ مي ‌شود و آنها را در مقام‌ خلافت‌ خود مي ‌نشاند. حرص‌ و شتاب‌ خداوند بر تعليم‌ و تربيت‌ انسان‌ بركسي‌ مجهول‌ نيست‌. تنها عاملي‌ كه‌ حق‌ خدا و حق‌ انسان‌ و حق‌ همه‌ كائنات‌ را ضايع‌ مي ‌گذارد جهل‌ انسان‌ است‌. و تنها عاملي‌ كه‌ حقوق‌ سه‌ گانه‌ بالا را به‌ نحو اكمل‌ زنده‌ مي ‌كند و اين‌ زندگي‌ جهنمي‌ انسان‌ را تبديل‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ مي ‌كند، علم‌ انسان‌ است‌. علم‌ يگانه‌ نيروئي‌ است‌ كه‌ انسانها را از حضيض‌ ذلت‌ به‌ اوج‌ عزت‌ مي ‌نشاند و خدا را به‌ آن‌ عظمتي‌ كه‌ دارد به‌ بندگانش‌ معرفي‌ مي ‌كند. از آنجائي كه‌ بزرگ ترين‌ دشمن‌ معاند خدا و انسان‌ جهل‌ است‌ و بزرگترين‌ دوست‌ صميمي‌ خدا و انسان‌ علم‌ است‌ و خدا قدرت‌ دارد با يك‌ اراده‌ آني‌ كن‌ فيكوني‌ جهل‌ را نابود كند و علم‌ و دانش‌ را به‌ كرسي‌ بنشاند چرا نمي‌كند. چرا به‌ جهل‌ و جاهل‌ ميدان‌ مي ‌دهد و اجازه‌ مبارزه‌ و معارضه‌ مي ‌دهد. ابليس‌ جاهل‌ را درمقابل‌ خود مي ‌نشاند با او معارضه‌ و مبارزه‌ مي ‌كند. ابليس‌ با خدا مي ‌جنگد و مي ‌گويد دوستان‌ تو را به‌ جهنم‌ مي ‌كشانم‌ .خدا به‌ او ميدان‌ مي ‌دهد و از همه‌ مهم تر مسئله‌ جهنم‌ است‌ كه‌ خداوند انساني‌ را خلق‌ كند و در جهنم‌ حبس‌ نمايد تا ابد بسوزد و معذب‌ باشد. خدايا تو كه‌ مي ‌تواني‌ با يك‌ نظر و با اراده‌ كن‌ فيكوني‌ انسان‌ اسفل‌ السافلين‌ را تبديل‌ به‌ انسان‌ عليين‌ كني‌ چرا نمي ‌كني.‌ اين‌ نكردن‌ از باب‌ نشدن‌ است‌ يا از باب‌ نكردن‌ و مضايقه‌ نمودن‌. پروردگارا اگر قطعه ‌اي‌ از علم‌ و دانش‌ در مغز يزيدها و شمرها و جنايت كاران‌ تاريخ‌ بسپاري‌ كه‌ در اثر آن‌ انسان هاي‌ جاهل‌ خطرناك‌ تبديل‌ به‌ يك‌ عالم‌ صالح‌ شوند چه‌ مي ‌شود. تو آيا از عذاب‌ كافران‌ و مشركان‌ لذت‌ مي ‌بري‌. تو منزهي‌ از اين كه‌ انتقام‌گير باشي‌ يا از اين‌ انتقام‌ لذت‌ ببري‌. رحمت‌ تو بر غضب‌ تو سبقت‌ دارد. انسان ها هزارها سال‌ در شعاع‌ رحمت‌ تو قرار مي‌ گيرند پيش‌ از آن كه‌ گرفتار خشم‌ و غضب‌ تو شوند. پس‌ مي ‌گوئيم‌ آيا اين كه ‌خدا انسان ها را در يك‌ آن‌ ويك‌ اراده‌ به‌ علم‌ و معرفت‌ كامل‌ نمي ‌رساند از باب‌ نشدن‌ است‌ كه‌ ممكن‌ نيست‌ و لازم‌ است‌ به‌ همين‌ كيفيت‌ كم‌ كم‌ به‌ انسان‌ بياموزد وجاهل‌ را در جهل‌ خود آزاد بگذارد يا از باب‌ نكردن‌ و مضايقه‌ نمودن‌ است‌. در جواب‌ مي گوئيم‌  خدا منزه‌ ‌ از بخل است‌ و مضايقه‌ بلكه‌ از باب‌ نشدن‌ است‌. پيدا شدن‌ علم‌ آني‌ در وجود انسان‌ محال‌ است‌ بلكه‌ لازمه‌ تعليم‌ و تربيت‌ پيدايش‌ علم‌ به‌ كيفيت‌ تعليم‌ و تدريج‌ است‌ نه‌ به‌ كيفيت‌ آفرينش‌ علم‌. در احاديث‌ قدسي‌ مربوط‌ به‌ قبض‌ روح‌ امام‌ ازقول‌ خدا مي‌گويد: من‌ هيچ‌ وقت‌ در كار خودم‌ مردد نمي ‌شوم‌ مانند زماني‌ كه‌ مي ‌خواهم‌ جان‌ بنده‌ مؤمن‌ خود را بگيريم‌ و او را قبض‌ روح‌ كنم‌ زيرا او دنيا را دوست‌ دارد و من‌ آخرت‌ را براي‌ او مي ‌خواهم‌. دوست‌ دارم‌ او را به‌ بهشت‌ ببرم‌ لذا مي‌ خواهم‌ او را راضي‌ كنم‌ از دنيا ببرم‌. او را مشتاق‌ زندگي‌ بهشتي‌ كنم‌. و از دنيا ببرم‌ اين‌ جلب‌ رضايت‌ مدتي‌ طول‌ مي ‌كشد گاهي‌ او را از حال‌ مي‌ برم.‌ حالت‌ احتضار براي‌ او دست‌ مي ‌دهد. زن‌ و بچه ‌اش‌ كنارش‌ گريه‌ مي‌ كنند و باز او را به‌ حال‌ مي ‌آورم‌ با زن‌ و بچه ‌اش‌ سخن‌ مي ‌گويد آنها خوشحال‌ مي ‌شوند. به‌ همين‌ كيفيت‌ حالت‌ احتضار براي‌ بعضي‌ انسانها يك‌ هفته‌ يا كمتر و بيشتر طول‌ مي‌ كشد گاهي‌ از حال‌ مي ‌رود وگاهي‌ به‌ حال‌ مي‌ آيد. علما در اين‌ حديث‌ تعجب‌ كردند كه‌ خدا مي ‌گويد وقتي‌ روح‌ بنده‌ مؤمن‌ خود را مي‌ خواهم‌ قبض‌ كنم‌ مردد مي ‌شوم‌ اين‌ دست‌ آن‌ دست‌ و‌ امروز فردا مي ‌كنم‌ . مي ‌گويند تردد مناسبت‌ با خدا ندارد. كساني‌ در كار خود مردد مي ‌شوند كه‌ جاهلندو نمي ‌دانند كار خوبي‌ است‌ يا كار بد امروز و فردا مي ‌كنند. فكر مي ‌كنندو مشورت‌ و استخاره‌ مي ‌كنند تا خوبي‌ يا بدي‌ آن‌ را بفهمند وليكن‌ خدا كه‌ همه‌ چيز را مي‌ داند و علمش‌ محيط‌ به‌همه‌ كائنات‌ است‌،  هر حادثه ‌اي‌ را پيش‌ از وقوع‌ مي ‌داند چگونه‌ در كار خودش‌ مردد مي ‌شود. اگر قبض‌ روح‌ مؤمن‌ صلاح‌ است‌ او را قبض‌ روح‌ كند و اگر صلاح‌ نيست‌ به‌ او اجازه‌ زندگي‌ بدهد چه‌ معنا دارد كه‌ خدا مي‌ گويد وقتي‌ روح‌ بنده‌ مؤمن‌ خود را مي ‌خواهم‌ قبض‌ كنم‌ مردد مي ‌شوم‌ و امروز و فردا مي ‌كنم‌. اين‌ تردد در علم‌ و اراده‌ خدا قابل‌ ظهور نيست. كارهاي‌ خدا همه‌ جا قطع و يقين‌ است‌.  جواب‌ اين‌ است‌ كه‌ در ارتباط‌ با بنده‌ مؤمن‌ يك‌ چنين‌ ترديد و ترددي‌ پيدا مي ‌شود خدا مي ‌خواهد مؤمن‌ را راضي‌ كند و بعد او را قبض‌ روح‌ نمايد . گاهي‌ در حال‌ احتضار امام هائي‌ را كه‌ دوست‌ دارد به‌ او نشان‌ مي ‌دهد و گاهي‌ درجات‌ بهشتي‌ را به‌ او نشان‌ مي ‌دهد وگاهي‌ پدر و مادرش‌ را بالاي‌ سرش‌ حاضر مي ‌كند كه‌ او را تشويق‌ به‌ رفتن‌ مي‌ كنند . نظر به‌ اين كه‌ مي ‌خواهد مؤمن‌ را راضي‌ كند حالتي‌ در او بوجود بياورد كه‌ از مرگ‌ استقبال‌ كند و با شوق‌ و شعف‌ از دنيا برود. پيدايش‌ يك‌ چنين‌ حالاتي‌ تا جلب‌ رضايت‌ طول‌ مدت‌ لازم‌ دارد. گاهي‌ حالت‌ احتضار چند هفته‌ طول‌ مي ‌كشد. پس‌ خداوند براي‌ اين كه‌ يك‌ چنين‌ علمي‌ در فكر بنده‌ مؤمن‌ قرار دهد و او را آگاه‌ كند كه‌ آخرت‌ و بهشت از دنيا بهتر است‌ تا ساعتي‌ كه‌ يك‌ چنين‌ علم‌ و آگاهي‌ در انسان‌ پيدا شود و اشتياق‌ به‌ بهشت‌ پيدا كند طول‌ مي‌ كشد. تمامي‌ تعليمات‌ از اين‌ قبيل‌ است‌. زيرا تعليمات‌ ازمسير آزادي‌ و آگاهي‌ انسان‌ بوجود مي ‌آيد. بايد طالب‌ علم‌ و حكمت‌ باشد و اشتياق‌ به‌ تعليم‌ و تربيت‌ پيدا كند و دست‌ به‌ دامن‌ خدا و يا اساتيد ديگر شود تا خودش‌ را براي‌ ياد گرفتن آ‌ماده كند و بعد خدا و يا اساتيد ديگر به‌ او بياموزند. علم‌ چيزي‌ است‌ كه‌ انسان‌ فرامي‌گيرد و اين‌ فراگيري‌ به تدريج‌ قابل‌ وقوع‌ است‌ لذا فوري‌ و آني‌ قابل‌ ظهور نيست‌. پس‌ معلم‌ خدا باشد يا خلق‌ خدا، تعليم‌ و تربيت‌ به‌ كيفيت‌ آموزش‌ و پرورش‌ ممكن‌ است‌ نه‌ به‌ كيفيت‌ خلقت‌ و آفرينش‌ و اين‌ مقدمه‌ براي‌ اثبات‌ اين‌ حقيقت‌ است‌ كه‌ بدانيم‌ زندگي‌ قيامتي‌  و آخرتي‌ در مسير علم‌ و تكامل‌ بشرظاهر مي شود. تنها عاملي‌ كه‌ انسانها را به‌ زندگي‌ آخرت‌ مي ‌رساند و زندگي‌ آخرتي‌ براي‌ آنها داير مي‌ كند، علم‌ و دانش‌ است‌. علم‌ انسانها همانطور كه‌ سرمايه‌ موفقيت‌ آنها در زندگي‌ دنياست‌، سرمايه‌ موفقيت‌ آنها در زندگي‌ آخرت‌ هم است‌ . همين‌ زندگي‌ دنيا با اينكه‌ در برابر روحيات‌ انسان‌ يك‌ زندگي‌ ناقص‌ و نامناسب‌ است‌ و هرگز در تاريخ‌  انساني‌ پيدا نشده‌ است‌ كه‌ از اين‌ زندگي‌ دنيا راضي‌ باشد و با نشاط‌ و رضايت‌ از دنيا برود. از مسير دنياشناسي‌ ومعرفت‌ به‌ زندگي‌ دنيا براي‌ انسان‌ حاصل‌ مي ‌شود. موفقيت ها و پيشرفت ‌ها يا عقب‌ ماندگي ها كه‌ در زندگي‌ انسانها قابل‌ رویت‌ است‌ همه‌ اين ها از مسير علم‌ و دانش‌ بهتر يا بيشتر و كمتر براي‌ انسانها حاصل‌ شده‌ است‌. وقتي‌ علم‌ و دانش‌ انسان‌ به‌ صفر برسد زندگي‌ او هم‌ تا حد صفر تنزل‌ پيدا مي ‌كند. به‌ همان‌ ميزان‌ كه‌ درجات‌ علم‌ و دانش‌ او بالا برود كيفيت‌ زندگي‌ او هم‌ در همين‌ دنيا بهتر و بهتر مي ‌شود. جمعيت هائي‌ كه‌ در دنيا ترقي‌ كرده و پيشرفته‌ اند عامل‌ پيشرفت‌ آنها علم‌ آن هاست‌ و جمعيت هائي‌ كه‌ عقب‌ مانده‌ اند عامل‌ عقب‌ ماندگي‌ آنها جهل‌ آنهاست‌. علم‌ تنها نردباني‌ است‌ كه‌ انسان‌ را به‌ اعلاعلين‌ و يا سير معراجي‌ رسول‌ خدا بالا مي ‌برد. و جهل‌ هم‌ تنها عاملي‌ است‌ كه‌ انسان‌ را تا اسفل‌ السافلين‌ پائين‌ مي ‌برد و به‌ همين‌ كيفيت‌ كه‌ زندگي هاي‌ خوب‌ و بد دنيا مولود علم‌ و جهل‌ است،‌ زندگي‌ خوب‌ و بد آخرت‌ هم‌ مولود علم‌ و جهل‌ است‌. آخرت‌ هم‌ يك‌ فرهنگ‌ است‌ و يك‌ مكتب‌ كه انسانها‌ از مسير فهم‌ و فرهنگ‌ آخرتي‌ جلو يا عقب‌ مي ‌افتند. علوم‌ آخرتي‌ هم‌ مانند علوم‌ دنيائي‌ علوم‌ خاصي‌ است‌ كه‌ انسانها، با داشتن‌ و دانستن‌ آن، ‌ اهل‌ بهشت‌ مي ‌شوند و با ندانستن‌ و نداشتن‌ در جهنم‌ باقي‌ مي ‌مانند. نظر به‌ اين كه‌ زندگي‌ دنيا و آخرت‌ محصول‌ علم‌ و دانش‌ بشر است‌ زندگي‌ آخرت‌ از زندگي‌ دنيا عقب‌ افتاده‌ و زندگي‌ دنيا پيش‌ از زندگي‌ آخرت‌ داير شده‌ است.‌ انسانها در مسير تكامل‌ علمي‌ به‌ زندگي‌ آخرت‌ نايل‌ مي ‌شوند. پس‌ كساني‌ كه‌ دوست‌ دارند دنيا ‌‌و آخرت‌ خوبي‌ داشته‌ باشند بدانند كه‌ تنها سرمايه‌ زندگي‌ دنيا و آخرت‌ علم‌ و دانش‌ است‌. در اينجا براي‌ آگاهي‌ به‌ كيفيت‌ قيامت‌ و زمان‌ ظهور قيامت‌ و كيفيت‌ زندگي‌ انسان‌ در قيامت‌ لازم‌ است‌ انسانها را در مسير ترقيات‌ علمي‌ و فرهنگي‌ در نظر بگيريم‌ تا ببينيم‌ و بدانيم‌ زندگي‌ آنها از كجا شروع‌ شده‌ و به‌ كجا رسيده‌ و چه‌ زماني‌ اين‌ كاروان‌ زندگي‌ به‌ مقصد مي ‌رسد و زندگي آنها‌ بهشتي‌ مي ‌شود. (تفسیر سوره واقعه) دانلود

 

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top