Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - - خداوند در مراسم حج خود و اولياء خود را به صورت يك سلطان عظيم الشان به نمايش مي‌گذارد:

حكمت بزرگ و مهم اين مراسم همان تعظيم به مقام خدا و اولياء خداست. خداوند خانه كعبه را به عنوان كاخ سلطنتي سلاطين دنيا و آخرت معرفي مي ‏كند كه انسان‏ها با انجام مراسم حج و يا عمره به مقام آن‏ها احترام مي ‏گذارند و وابستگي به آن‏ها پيدا مي‏كنند و از طريق همين وابستگي فيض الهي تا ابد به روي آن‏ها و به سوي آن‏ها جريان پيدا مي‏ كند. در اين رابطه ممكن است آزادي خواهان عالم و كساني كه طرفدار تساوي حقوقي و ضد تبعيض نژادي و يا مقامي هستند اعتراض كنند كه چه لزومي دارد خداوند اين همه به افراد و اشخاص معيني برتري و فضيلت مي‏ دهد، مقام آن‏ها را زياد بالا مي‏برد و آن‏ها را در وضع حاكميت و تسلط بر افراد پايين‏تر از آن‏ها قرار مي‏دهد در نتيجه حاكم و محكوم و آمر و مامور به وجود مي‏آورد؟ مثلا ذات مقدس خود را در آن‏ عظمت و مقام غير قابل رقابت قرار مي ‏دهد و آن همه صفات و نشان و مدال و القاب براي خود قائل مي ‏شود. به حضرت موسي مي ‏گويد: فقط من خدايم به جز من خدائي نيست. بندگي مرا اختيار كن و با اقامه نماز دائم به ياد من باش. اصرار دارد كه فقط او خداست و تمامي افراد بشر لازم است در اطاعت او باشند و يا بعد از خود، پيغمبران و يا اولياء خود را اين همه بالا مي‏ برد. پيغمبر اكرم را به عنوان خاتم معرفي مي ‏كند و مي ‏فرمايد: اين خاتميت قابل رقابت نيست فقط او خاتم است، پيغمبر تمامي افراد بشر از اولين و آخرين است. كسي حق ندارد در برابر او ادعاي مقام و رياست كند. همه كس از اولين و آخرين در دنيا و آخرت بايستي در اطاعت او باشند. به آن بزرگوار وعده مي‏دهد كه عسي ان يبعثك ربك مقاما محمودا. تو را براي مقامي بسيار عالي و پسنديده انتخاب مي ‏كند و يا بعد از او مولا امير المومنين و حضرت زهرا سلام الله عليها آن‏ها را در چنان وضعي قرار مي ‏دهد و به كيفيتي تعريف مي‏كند كه الا و لابد همه و همه بايستي در اطاعت آن‏ها باشند و از آن‏ها پيروي كنند. حضرت رسول اكرم مسجدي مي ‏سازد ابتداء تمامي مسلمانان در ورود و خروج و استفاده از آن مسجد و خواب و بيداري مساوي هستند. صحن مسجد به منزله حيات منزل و در اطراف اتاق‎‏ها مال بندگان خدا. در اتاق هركسي به مسجد باز مي ‏شود نياز ندارد دور بزند و از درب معيني وارد شود. فرداي آن روز فرماني الهي و آسماني مي‏ رسد كه هركس در اتاقش از مسجد باز  مي‏شود و آزادانه رفت و آمد مي ‏كند بايستي در اطاقش را ببندد و ديوار بكشد و از خارج مسجد در باز كند و هنگام ورود به مسجد دور بزند و از در معيني وارد شود وليكن از اين قانون چند نفر را استثناء مي‏كند. صداي اعراب به اعتراض بلند مي شود. اعرابي كه آن همه به فكر فخر فروشي بر يكديگر هستند و ضد تفاخر و تكبر بر يكديگر هستند تا جائي كه براي اثبات تفاخر و تكاثر مرده هاي خود را به حساب مي آورند به ناگاه در برابر يك چنين امتياز عظيمي قرار مي گيرند كه خدا يا پيغمبر خدا در خانه خدا را به روي مردم بسته و مانع آزادي رفت و آمد آنها شده و چند نفر را از آن جمله خودش را استثناء كرده است تا جائي كه خليفه دوم به پيغمبر متوسل مي شود كه اجازه بده از داخل اتاق خودم يك سوراخ كوچكي به اندازه حجم چشم خودم به سوي مسجد باز كنم و شما را در حال نماز ببينم. حضرت امتناع مي كند و مي فرمايد: نه همان طور كه حق نداري از داخل اتاق خود سوراخي به اتاق مردم باز كني و مانع آزادي مردم در داخل خانه آنها باشي, حق نداري به طرف مسجد هم يك چنين راه چشمي باز كني تا جائي كه عباس عموي پيغمبر اكرم آن قدر ناراحت مي شود كه چرا رسول خدا علي را كه عموزاده اوست بر عموي خود مقدم داشته و به او اجازه مي دهد در اتاق خود را از مسجد باز كند و به عباس عموي خود چنين اجازه اي نمي دهد. اصرار مي كند و فشار وارد مي سازد كه حتماً بايستي به عموي خود امتيازي بدهي. حضرت چنان او را ناراحت مي بيند كه از فشار ناراحتي مي خواهد منفجر شود امتيازي به  او مي دهد مي گويد: اجازه مي دهم ناودان پشت بام, تو به داخل مسجد جريان پيدا كند و او قدري ساكت مي شود كه افتخاري و امتيازي نسبت به ديگران پيدا كرده است. يك چنين امتيازي براي خمسه طيبه با اين كه زياد مهم نيست كه آنها آزادي ورود و خروج داشته باشند و ديگران نداشته باشند آن همه مايه ناراحتي و حسودي اعراب خشك و خشن مي شود. از آن جمله تعريفاتي كه براي اهل بيت عصمت دارد مي گويد: فاطمه سيده نساء عالمين از اولين و آخرين است. فاطمه كوثر خير و بركت و صاحب شفاعت است. شوهر او علي بن ابيطالب چنين و چنان. اميرالمومنين قائدالغر المحجلين يعسوب الدين, فاروق اعظم, صديق اكبر و امثال آنها. يك چنين امتيازات و نشان و مدالي براي اعرابي كه ذره اي تفاخر و برتري را نسبت به يكديگر قبول ندارند مايه بروز آن همه حسودي ها و دشمني ها مي شود كه در آينده اهل بيت عصمت را آن همه تحت فشار قرار مي دهند و يكي را بعد از ديگري به قتل مي رسانند. اگر رسول خدا ساكت مي شد يك چنين تعريفاتي نمي كرد و امتيازاتي براي آنها قائل نمي شد و اجازه مي داد كه با ديگران در حد تساوي حقوقي و مقامي قرار گيرند يك چنين مصيبت هائي به وجود نمي آمد و ائمه اطهار در معرض اين همه خطرات قرار نمي گرفتند. دليل وجود اين امتيازات و برتري ها در بعضي اشخاص و تحميل اين امتيازات و برتري ها به ديگران چيست كه يك نفر سر بازار دنيا بايستد و داد بزند كه من بهترين و برترين هستم و همه شما مردم بايستي از من اطاعت كنيد و در نتيجه قبول اين امتيازات براي اكثريت مردم غير قابل تحمل شود و اين همه مصيبت ها به وجود آيد. آيا بهتر نبود كه خدا تمامي افراد بشر را همان طور كه در كيفيت خلقت مساوي يكديگر هستند در فضائل و مناقب و مقامات و درجات در حد تساوي قرار دهد و يا اگر به كسي امتيازي و مقامي داده است از بيان آن امتيازات و اظهار آن خودداري كند و آن امتيازات را به رخ ديگران نكشد. حكمت اين تعريفات و امتيازات چيست؟ ابتدا گفته مي شود كه چرا خدا به عده اي آن همه علم و فضيلت و مقام مي دهد و آن علم و فضيلت را از ديگران دريغ مي دارد و اكنون كه به آنها اين همه فضيلت و مقام داده است چه لزومي دارد آن امتيازات را به رخ ديگران بكشد و ديگران را مجبور به اطاعت آنها كند. آنها را در مقام برتر و بالاتر و ديگران را در حد پايين تر معرفي بكند. حكمت اين ترفيع درجات و امتيازات چيست؟ جواب اين است كه اولا دليل ترفيع درجات و امتيازات مسابقه‌اي است كه خداوند بين افراد بشر به وجود آورده و در انتهاي ميدان مسابقه جوائز و امتيازاتي مشخص و معين فرموده و اعلام كرده است كه هر كس مسابقه را ببرد مالك آن جايزه مخصوص مي شود. مشاهده مي كنيم همه جا خداوند زندگي افراد بشر را به صورت ميدان مسابقه در آورده و به مردم مي گويد: سابقوا الي مغفره من ربكم استبقوالخيرات, سارعوا الي مغفره من ربكم و امثال آنها در قرآن زياد است كه هر كسي بهتر و بيشتر فعاليت كند و اطاعت نمايد جايزه را مي برد و درجه و مقام اختصاص به او پيدا مي كند. مولا اميرالمومنين عليه السلام زندگي دنيا را به ميدان مسابقه تشبيه مي كند و مي گويد: مردم آگاه باشيد كه امروز روز آمادگي براي مسابقه و اسب دواني است و فردا هم روز اسب دواني. جايزه اين مسابقه بهشت است و بازنده ميدان مسابقه رسيدن به آتش هاي جهنم. حضرت از يك طرف براي كساني كه مسابقه را مي برند و جلوتر مي تازند و مي‌روند جايزه آنها را بهشت قرار داده و كساني را كه عقب مي مانند و فعاليت ندارند و يا به عكس فعاليت مي كنند جايزه آنها را آتش جهنم. پس خداوند زندگي افراد بشر را به صورت ميدان مسابقه درآورده است شما بگوئيد چرا چنين مسابقه اي به وجود مي آورد تا در نتيجه مردم را از حد تساوي حقوقي و يا مقامي خارج كند. جواب اين مسابقه خيلي واضح است. انسان ها در ابتداي خلقت از نظر آگاهي و علم و دانش و آشنائي به نعمت هاي خداوند متعال در حد صفرند و هيچ يك بر ديگري امتياز ندارد. اگر آن ها را در همين حد صفر علم و دانش و درجه واگذار كند خلقت انسان و اين همه تجهيزات وجودي او لغويت پيدا مي كند. چه فايده دارد مخلوقي را خلق كند و او را در عذاب و محروميت ها رها كند. پس لازم است وضعي به وجود آورد كه انسان ها به علم و دانش و فضيلت برسند و از مسير علم و دانش به آن همه لذت ها و نعمت ها در دنيا و آخرت نايل شوند. پس ايجاد اين مسابقه بسيار لازم و خيلي عقلائي است. و الا  مردم در حد حيوانات باقي مي مانند و ارزش زندگي پيدا نمي‌كنند و اكنون كه ايجاد جايزه و مسابقه و ميدان مسابقه خيلي علمي و عقلائي است قهرا كساني كه بهتر و بيشتر فعاليت مي كنند و سبقت مي گيرند بايستي جايزه هاي مخصوص را از دست خدا بگيرند. و برتري مالي و علمي پيدا كنند. اگر خدا به كساني كه بهتر و بيشتر فعاليت مي كنند جايزه ندهد و آنها را تشويق ننمايد باز انسان ها در حد صفر قرار مي گيرند و از تمامي نعمت ها محروم مي شوند. پس ايجاد مسابقه خيلي لازم و حياتي است زيرا كليد استفاده از تمامي نعمت ها علم است. از رسول خدا پرسيدند شما كه در آخر همه پيغمبران ظاهر شديد چگونه از همه پيغمبران جلوتر رفتيد و امتيازات بيشتري پيدا كرديد. حضرت جواب مي دهند كه: سبقتهم بالاقرار. من در اقرار و ايمان به خداوند متعال و فعاليت براي كسب فضيلت از پيغمبران ديگر جلو افتادم گرچه بعد از آنها به دنيا آمده ام وليكن بيشتر و بهتر از آنها مسابقه را بردم. روي اين حساب ايجاد مسابقه و تشويق انسان ها براي رسيدن به جايزه ها و كسب علم و فضيلت لازم و ضروري است در غير اين صورت كسي در خط تكامل حركت نمي كند تا خود را به درجه و مقامي از علم و دانش برساند. (کتاب اسرار حج) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top