Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - خدا حالت توبه را به انسان می دهد.

خداوند می گوید همین حالت توبه را تا من به بندگانم ندهم، آن ها  نمی توانند توبه کنند. ابتدا بایستی من به بندگانم محبتی کنم و نیروئی به نام توفیق توبه در وجود آنها قرار دهم تا بعد از پیدایش این توفیق  و نیرو بتوانند توبه کنند و می فرماید: تاب ا... علیهم لیتوبوا. یعنی خداوند به گناهکاران توجه نمود و به آنها توفیق داد تا بتوانند توبه کنند با این حساب می گوئیم حالات درونی انسان عوامل بزرگ اطاعت و بندگی خدا هستند اگر این حالات نباشد حرکات به سوی حق یا باطل هم قابل ظهور نیست . پس بر خدا واجب است ابتداء حالتی در انسان بوجود آورد تا براساس آن حالت عشق و علاقه به اطاعت و بندگی در انسان پیدا شود و بر پایه آن عشق و علاقه به سوی خدا حرکت کند. دراین جا سؤال می کنیم آیا پیدایش آن حالت بر عمل انسان مقدم است یا عمل انسان بر آن حالت مقدم است؟ اگر چنین است که تا تحولی در انسان پیدا نشود، گرایش به علم و ایمان پیدا نمی کند و این تحول هم به اراده خداوند تبارک و تعالی واقع می شود. شاید این عقیده و اعتقاد سر به جبر می زند که بگوئیم خداوند بعضی را مجبور به ایمان و تقوا می کند و در نتیجه آن ها را به بهشت می برد و بعضی ها را مجبور به کفر و گناه می کند و در نتیجه آنها را به جهنم می برد. پس داستان بهشت و جهنم به جبر الهی واقع می شود و انسان ها از خود اراده و اختیار ندارند. شما می گوئید اگر حالتی در انسان پیدا نشود که براساس آن حالت گرایش به خدا پیدا کند، نمی تواند مایل و راغب به خدا شود و آن حالت را هم بایستی خدا در انسان بوجود آورد تا انسان رغبت به دین خدا پیدا کند و ایمان به خدا بیاورد. پس کسانی که ایمان به خدا نیاورده اند، آن حالت را پیدا نکرده اند و کسانی که ایمان به خدا آورده اند آن حالت را پیدا کرده اند. آیا کفار و گناه کاران نمی توانند روز قیامت عرضه بدارند، پروردگارا، تو درآنها حالتی ایجاد کردی تا بتوانند ایمان بیاورند. پس ما که چنان حالتی نداشته ایم چه گناهی داریم که محکوم به کفر و آتش جهنم شده ایم. جواب این است که پیدایش حالتی که براساس آن انسان عشق و علاقه به خدا پیدا کند و خط اطاعت را انتخاب نماید غیر از خواهش و تقاضای ایمان است. آن چه در اختیار ما انسانها قرار گرفته و خدا از ما انتظار دارد، این است که دین و اطاعت خدا را بخواهیم و تقاضا کنیم و همین طور بهشتی که خدا وعده می دهد از خدا بخواهیم و از جهنمی که خدا خبر داده، خوف و هراس داشته باشیم. نجات خود را از خداوند متعال بخواهیم خواستن یک راهی و خطی با حرکت در آن راه فرق دارد. حرکت برای رسیدن به مقصد ابتداء عشق و علاقه و بعد قدرت های مالی و بدنی لازم دارد تا بتواند خود را به مقصد برساند. ولیکن خواهش حرکت به سوی مقصد، سرمایه درونی یا برونی لازم ندارد. شما پیش از آن که مشتری جنس شوید، می توانید آن را بخواهید ولیکن بعد از خواستن سرمایه لازم دارید. تا آن چه می خواهید به دست آورید یا به جایی که می خواهید بروید. خواستن پادشاهی و یا مقام دیگر سرمایه ای لازم ندارد ولیکن رسیدن به پادشاهی خیلی سرمایه لازم دارد. خدا از ما انسان ها همین قدر انتظار دارد که آنچه را به ما عرضه می کند، بخواهیم و بطلبیم. به محض این که خواستیم و طلبیدیم عشق و علاقه ای در ما ایجاد می کند تا بر اساس آن عشق و علاقه و یا سرمایه های دیگری که لازم داریم آنچه خواسته ایم بدست آوریم. خواستن یک نعمتی، نیرو و قدرت و یا عشق و علاقه لازم ندارد ولیکن بدست آوردن آن ثروت، عشق و علاقه و یا سرمایه دیگر لازم دارد. انتخاب راهی یا کاری با ما است و حرکت کردن در آن راه تا به مقصد رسیدن با خداوند متعال. هر انسانی که ایمان و تقوا را بخواهد و یا بخواهد گناه و معصیت را ترک کند به محض این خواستن لطف الهی شامل حال او می شود یعنی در او عشق و علاقه بوجود می آورد تا به طرف ایمان و تقوا حرکت کند و یا حالت تنفر و انزجار در او ایجاد می کند تا از گناه و معصیت بپرهیزد. پس اختیار به همین میزان است که ما راه حق را و دین حق را بخواهیم و این خواستن بودجه و سرمایه ای لازم ندارد. بودجه خواستن، همین آزادی است که در ما انسان ها بوجود آمده که می توانیم راه حق و یا راه اطل را انتخاب کنیم ولیکن به محض خواستن و انتخاب کردن, بودجه های کمکی خدا به ما می رسد و خداوند عشق و علاقه در ما انسان ها ایجاد می کند تا ما را به مقصد برساند. بعضی از کسانی که قائل به جبر هستند و حرکت انسان را در راه ایمان و یا در راه کفر به قهر و غلبه خدا می دانند، می گویند انسان از خود اراده و اختیاری ندارد و تعریف آزادی انسان در رابطه با انتخاب و اختیار می گویند گرچه ما آزادیم حق و باطل را انتخاب کنیم ولیکن همین اختیار اختیاری نیست. همین اختیار به اراده خدا انجام می گیرد. یعنی تا خداوند اختیار در ما بوجود نیاورد، نمی توانیم راهی و یا کاری را انتخاب کنیم. لااقل اگر انتخاب و اختیار به اراده انسان بود می گفتیم انسان آزاد است، مجبور نیست. ولیکن این نیروی اختیار به اراده خدا در انسان پیدا می شود . پس اگر خدا  اختیار به کسی بدهد ، می تواند اختیار کند و اگر اختیار به کسی ندهد ، نمی تواند اختیار کند. پس باز هم سر به جبر می زند و بایستی بگوئیم انسانها بر کارهای بد و خوبی که انجام می دهند و یا اختیار می کنند در همین اختیار مجبورند زیرا  تا خداوند به آنها اختیار ندهد، نمی توانند اختیار کنند. ما به آنها می گوئیم منظور شما از این اختیار که به جبر الهی در انسان پیدا می شود چیست؟ اگر معنای این فرضیه ها این است که خدا انسان را وادار به اختیار حق و باطل می کند آنچنان که حیوانات به کارهایی که انجام می دهند وادار می شوند و از خود اراده و شعور ندارند. مثلا مشاهده می کنیم که زنبوران عسل و یا حشرات دیگر مانند مورچگان کارهایی که انجام می دهند بسیار منظم و عقلائی است، گوئی آنها دانشمندی هستند که کارهای خود را روی قاعده و نظام انجام می دهند با این که دارای عقل و شعور نیستند. پس آن جا که زنبور عسل گل های خوب را انتخاب می کند، وادار به این انتخاب است و یا گل های بد را ترک می کند، وادار به ترک گل های بد است. اگر می گوئید انسان ها هم این چنین هستند جبر محض است زیرا حقیقتا انسان ها وادار به کارهایی هستند که از خود اراده و آزادی ندارند و اگر منظورشان این است که این حالت اختیار در وجود انسان به اراده خدا پیدا شده است یعنی خداوند نیرو و یا عضوی به نام اختیار در انسان آفریده مانند اعضای دیگر که خدا آفریده است همان طوری که چشم و گوش به انسان داده و یا اعضای دیگر نیروی اختیار هم در انسان آفریده که اگر این عضو اختیار و یا نیروی اختیار نباشد، انسان مانند حیوانات وادار به کارهای خود می شوند. در این جا می گوئیم درست است که نیروی اختیار را خداوند آفریده ولیکن این دلیل آزادی انسان است. خلقت نیروی اختیار به اراده خدا است ولیکن کار زدن و یا به کار انداختن نیروی اختیار به اراده انسان است . خلقت عضوی به نام اختیار مانند خلقت چشم و گوش است . چشم را خدا آفریده و یا اگر نیافریند، انسان نمی تواند به اراده خود چشمی بیافریند و با آن نگاه کند. خلقت چشم به اراده خدا ولیکن کار زدن چشم به اراده انسان است. همین طور خلقت اختیار به اراده خدا ولیکن کار زدن اختیار به اراده انسان است. خداوند به  انسانها علم و دانش داده و خاصیت ذاتی این علم و دانش، آزادی و اختیار انسان است چون می داند کار خوبی است، اختیار می کند و چه کاری بد است، ترک می کند پس انسان به دلیل همین علمی که خدا در وجود او آفریده است، آزادی و اختیار  پیدا کرده لذا کارهایی که انجام می دهد، به آزادی و اختیار خود اوست، نه به جبر خداوند متعال. نتیجه بحث آن که انسان ها در انتخاب حق و باطل آزادند ولیکن هر راهی را که انتخاب کردند و جدی گرفتند، در آن راه حرکت کنند. نیروی حرکت و یا بودجه های کمکی و یا عشق و علاقه به کاری که انتخاب کرده اند همه این ها به اراده خدا پیدا شده و خدا همه کس را یاری می کند تا به هدف خود برسند، خواه حق باشد یا باطل. (شرح دعای سحر) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top