Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - چرا تحولات هفتگانه الهی فقط مخصوص اهل ایمان است؟

در تحولات‌ هفتگانه‌ اول‌ انسان‌  فقط‌ مجهز به علم‌ مي شود و تا اندازه‌ اي‌ از اسرار طبيعت‌ آگاهي‌ پيدا مي كند چنان كه‌ مشاهده‌ مي كنيد دانشمندان‌ طبيعي‌ به خواص‌ انواع‌ جمادات‌ پي‌ برده ‌اند و از مواهب‌ طبيعت‌ استفاده‌ مي برند وليكن‌ از نظر عقلي‌ و عرفاني‌ كه‌ شناخت‌ ماوراء طبيعت‌ است‌ درحد صفرند يعني‌ با استعداد بشري‌ نمي توانند از حد طبيعت‌ بالا تر بروند لازم‌ است‌ مركب‌ و مكتب‌ خود را عوض‌ كنند وارد مكتب‌ ايمان‌ به خدا و ولايت‌ شوند و از لطف‌ خدا استفاده‌ كنند در اين‌ رابطه‌ خداوند در تعريف‌ آخرين حركت حد بشر مي فرمايد و يوم‌ يرون‌ الملائكه‌ لا بشري‌ يومئذ للمجرمين‌ و يقولون‌ حجرا محجورا يعني‌ وقتي كه‌ كفار در ترقيات‌ خود ملائكه‌ را ديدند يعني‌ به مرز ما وراء طبيعت‌ رسيدند ديگر بهره‌ اي‌ از علم‌ ندارند فرشتگان‌ به آنها مي گويند ورود ممنوع‌ ورود ممنوع‌ منظور از اين‌ ورود ممنوع‌ يعني‌ حد طبيعي‌ حركت‌ كفار تا همين‌ مرز ما وراء طبيعت‌ است‌ كه‌ امكان‌ پيشرفت‌ بيشتر ندارند مانند كسي كه‌ در حركت‌ مسافرتي‌ مشرف‌ به وادي‌ هولناكي‌ مي شود كه‌ امكان‌ پيشرفت‌ از او سلب‌ مي گردد. كفار همچنين‌ تا مرز فضاي‌ فرشتگان‌ حركت‌ دارند وقتي كه‌ به مرز رسيدند امكان‌ طبيعي‌ حركت‌ از آنها سلب‌ مي شود. طبيعت‌ به استعداد آنها مي گويد حجرا محجورا يعني‌ ورود ممنوع‌ از اين‌ جا به بعد بايد ايمان‌ بياورند و بر پر و بال‌ ايمان‌ و تقوي‌ سوار شوند لذا اين‌ تحولات‌ سبعه‌ ايماني‌ تا مقام‌ لقاءالهي‌ مخصوص‌ اهل‌ ايمان‌ است.‌ طبيعيون‌ با اين‌ كه‌ تا اندازه اي بر طبيعت‌ و اسرار آن‌ آگاهي‌ پيدا كرده‌ اند افكارشان‌ در طبيعت‌ غرق‌ شده‌ ذره‌اي‌ به ماوراء طبيعت‌ و خداي‌ آفريننده‌ و برنامه‌ هاي‌ خدائي‌ آگاهي‌ پيدا نكرده‌ اند. مي گويند هرچه‌ هست‌ همين‌ طبيعت‌ و خواص‌ ماده‌ است‌. خدائي‌ و آخرتي‌ در كار نيست‌ فرشته‌اي‌ وجود ندارد آخرتي‌ و قبر و قيامتي‌ در كار نيست.‌ آنها در بيابان‌ طبيعت‌ و برهوت‌ وجود خود مسخ‌ شده‌اند وليكن‌ اهل‌ ايمان‌ در حد انتهاي‌ طبيعت‌ متوقف‌ نمي شوند به حركت‌ حود ادامه‌ مي دهند تا خلقت‌ و حقيقت‌ را چنان كه‌ هست‌ بشناسند و به خالق‌ طبيعت‌ آشنائي‌ كامل‌ پيدا كنند لذا در استمداد و استعانت‌ از خدا به حركت‌ تكاملي‌ خود ادامه‌ مي دهند تا به مقام‌ قرب‌ الهي‌ برسند و با خداي‌ خود از نزديك‌ تماس‌ حاصل‌ نمايند. بگويند و بشنوند و مسائل‌ را از خدا بپرسند. دريافت هاي‌ روحي‌ آنها در اين‌ مسير عرفان‌ شناخته‌ ميشود زيرا احساس‌ ميكنند كه‌ در اين‌ مسير آنچه‌ ميفهمند از خدا به آنها افاضه‌ مي شود نه‌ اين‌ كه‌ از فكر و تجربه‌ خود دريافت‌ نمايند. مولا عليه‌ السلام‌ در جمله‌ زيباي‌ خود در نهج‌ البلاغه‌ عرفان‌ را از علم‌  جدا مي داند مي فرمايد اول‌ الدين‌ معرفته‌ يعني‌ عرفان‌ ملازم‌ دين‌ حق‌ است‌ ممكن‌ نيست‌ در خارج‌ از دين‌ حق‌ عرفان‌ بدست‌ آورند و يا بدون‌ عرفان‌ متدين‌ به دين‌ خدا گردند. عرفان‌ و معرفت‌ درك‌ وجود و احساس‌ عظمت‌ او است.‌ انسان ها در قياس‌ با دين‌ خدا مانند كودكانند كه‌ زندگي‌ را مي بينند و مي فهمند اما  زندگي‌ ساز را نمی بينند و نمي‌ شناسند. وقتي‌ كه‌ غذا و ميوه‌ در اختيار آنها قرار مي گيرد احساس‌ نمي كنند كه‌ چه‌ كسي‌ اين‌ غذا و ميوه‌ را در اختيار آنها قرار داده‌ . حق‌ پدر و مادر خود را نمي شناسند و از آنها تشكر ندارند. كفار در قياس‌ با خداوند متعال‌ و ائمه‌ اطهار چنين‌ اند از اين‌ همه‌ نعمت هاي‌ خداوند متعال‌ استفاده‌ مي كنند نمي‌ گويند چه‌ كسي‌ آفريده‌ شكر خدا را به جا نمي‌ آورند. پس‌ كفار به محض‌ اين‌ كه‌ به ‌ زندگي‌ طبيعي‌ مي رسند متوقف‌ مي شوند و زماني كه‌ با پيري‌ و مرض هاي‌ ديگر زندگي‌ از دست‌ شان‌ خارج‌ مي شود به ياس‌ و نوميدي‌ مبتلا مي شوند. خود را مثل‌ علف‌ هرز هائي‌ مي بينند كه‌ بدون‌ صاحب‌ در مزبله‌ روئيده‌ است.‌ صاحب‌ و مالكي‌ ندارد آنها معرفت‌ به خدا پيدا نكرده‌ وجود او را احساس‌ ننموده‌ اند.  وقتي‌ كه‌ زندگي‌ آنها در معرض‌ خطر واقع‌ مي شود مأيوس‌ مي شوند و يأس‌ از مرگ‌ بدتر است.‌ خداوند در تعريف‌ آنها مي فرمايد يئسوا من‌ الآخره‌ كما يئس‌ الكفار من‌ اصحاب‌ القبور يعني‌ چنين‌ افرادي كه‌ غرق‌ در حب‌ دنيا و طبيعتند مغضوب‌ خدا واقع‌ شده‌ اند با اين‌ كه‌ زنده‌ اند مانند كفار قبرستان‌ از رحمت‌ خدا مايوس‌ شده‌ اند و چون‌ اميدوار به لطف‌ خدا نيستند از حركت‌ و تكامل‌  بازمانده‌ اند. آنها از نظر حركت‌ ايماني‌ در حد صفرند. (کتاب مبادی آفرینش) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top