Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - مادران در انجام وظايف مادري مختارند با اين که پدران در انجام وظايف پدري مجبورند!

خداوند به بندگان خود قول داده که هر کسي را در زندگي به هدف واقعيش برساند، بنابراین هيچکس بهره و نصيبي بالاتر از هدف خود ندارد. در اين آيه شريفه مادران در برابر انجام وظايف مربوط به تربيت و خدمت به فرزندان مختار و آزاد شناخته شده اند در حالي که به پدران اجازه داده نشده است که وظايف مربوط به فرزندان را رها کنند و يا در انجام آنها آزاد و مختار باشند تقريبا خداوند به پدران اجازه نداده است که از خود نسبت به فرزندان سلب ولايت کنند و وظايف پدري خود را رها سازند با اين که به مادران يک چنين اجازه و اختياري داده شده است يعني مادران در انجام وظايف مادري مختارند با اين که پدران در انجام وظايف پدري مجبورند و اين اختيار و اجبار مربوط به ثبوت ولايت پدران نسبت به فرزندان است. ولايت يک مقامي است که از جانب خدا و از خلقت و فطرت در وجود انسان اثبات مي گردد به طوري که آن انسان خود را موظف و مجبور به حفظ و حمايت از کساني مي داند که بر آنها ولايت دارد. کسي که صاحب ولايت از جانب خدا شده است بوسيله خود او يا بوسيله ديگران قابل سلب نيست يعني يک ولّي نمي تواند از خود سلب ولايت کند. ولايت يک منصبي است فطري و الهي که در نهاد انسان به وديعه گذاشته مي شود و از جانب خدا به او تفويض مي گردد. به همين مناسبت انسانها حق ندارند ولايت را از کسي که صاحب ولايت است سلب کنند و همچنين شخص ولّي حق ندارد از خود سلب ولايت کند. کساني که از جانب خدا و در فطرت خود ولايت پيدا مي کنند بعنوان پيغمبر و يا امام و يا نايب امام و يا مومن صالح و عادل شناخته مي شوند چنين افرادي صاحب منصب ولايت هستند که به دليل همين منصب الهي حق مداخله در کار مردم و يا فرزندان و حق جلوگيري از مفاسد خانوادگي و جامعه دارند خداوند در يکي از آيات قرآن مي فرمايد انما وليکم الله و رسوله والذين آمنوا. يعني فقط ولي شما خدا و رسول خدا و اهل ايمان هستند نايب امام و مومنين صالح و عادل و پدران به دليل ايمان داراي ولايت مي شوند. اگرصاحب ايمان نباشند ولايت از آنها سلب مي گردد هر چند که پدر باشند يعني پدر کافر ولايت بر فرزندان ندارد زيرا فرزندان خود را کافر مي کند. دليل آزادي مادران از اين ولايت فطري و تکويني چند چيز است: اول اين که شغل مادران از نظر قوانين اسلامي فقط خانه داري و بچه داري است و اين خانه داري و بچه داري ايجاب مي کند که يک سرپرست بنام پدر و يا شوهر و يا حاکم ديني و الهي داشته باشند که در برابر خانه داري و بچه داري به آنها حقوق بدهد و امور زندگي آنها را عهده دار بشود. اگر مادران بي شوهر در مضيقه مالي قرار گرفتند اجبار دارند که به خانه شوهر ديگر بروند و رفتن به خانه شوهر ديگر مانع وظايف مادري آنها نسبت به فرزنداني که از شوهر قبل داشته اند مي شود به همين مناسبت به آنها آزادي داده شده است که بچه هاي خود را بپرورانند، يا اين که به خانه شوهر بروند، در حالي که به پدر اين آزادي داده نشده. مادران در صورتي که آمادگي کامل براي انجام وظايف مادري داشته باشند و تصميم بگيرند که بچه هاي خود را بپرورانند و يا حفظ کنند تا روزي که به ثمر برسانند در برابر اين آمادگي کسي حق ندارد که مانع انجام وظايف مادري آنها بشود بلکه پدر و يا حاکم شرع وظيفه دارند نفقات و مخارج طفل و مادر طفل را در اختيار آنها بگذارند تا روزي که اولاد خود را به ثمر برسانند مگر در موردي که پدر يا شورايي از مؤمنين صالح و عادل تشخيص بدهند که مادر طفل خود را به فساد مي کشاند و وظايف مادري خود را درباره طفل انجام نمي دهد، در اين صورت حق دارند که طفل را از مادر بگيرند و به ديگري که صلاحيت حفاظت و حمايت طفل را دارد بسپارند. دليل اولويت مادر در نگهداري فرزند و وجوب انفاق پدر بر مادر در برابر انجام وظايف مادري آيه شريفه سوره نساء‌ است که خداوند حق کفالت و حمايت را به مادر واگذار  مي کند و پدر را مأمور و مجبور مي کند که مخارج مادر را در برابر بچه داري بپردازد در ابتداي اين آيه شريفه خداوند مي فرمايد مادران وظيفه دارند که بچه خود را تا دو سال کامل شير بدهند، پدران هم وظيفه دارند که مخارج مادر و مخارج طفل را بپردازند. اگر منظور خدا از روزي و لباس در اين آيه شريفه همان نفقات و مخارجي باشد که شوهر مأموريت دارد به دليل شوهر بودن در اختيار زن بگذارد آن نفقات به دليل ازدواج ثابت مي شود، خواه زن داراي فرزند باشد يا نباشد تا جايي که زن در خانه شوهر اگر مايل نباشد کار کند و مايل نباشد بچه خود را شير بدهد و يا نگهداري کند شوهر نمي تواند زن را بر اين کار مجبور کند و اگر در برابر شير دادن و نگهداري طفل خود اجرت فوق العاده اي سواي نفقات اوليه از شوهر خود بخواهد شوهر مأمور است که آن نفقات فوق العاده را بپردازد. پس رزق و کسوت در اين آيه شريفه فقط در برابر بچه داري و شيردادن مادران است که با انجام وظايف مادري حق فوق العاده اي سواي همسري پيدا مي کند مگر اين که خود آنها از گرفتن يک چنين حقي صرفنظر کنند. پس اگر بين زن و شوهر متارکه واقع شد و از يکديگر جدا شدند و در حال جدائي مادر طفل تصميم بگيرد که بچه را شير بدهد و نگهداري کند هرچند که در خانه پدر طفل نباشد حق اولويت مادري محفوظ است پدر به دليل همين آيه شريفه موظف مي شود که نفقات مادر را به دليل مادري بپردازد و اگر هم پدر تصميم بگيرد که طفل را به دايه واگذار کند در اين تصميم گيري حق مشورت با مادر و جلب رضايت مادر محفوظ است هرچند که در خانه شوهر نباشد زيرا خداوند در اين آيه شريفه به پدران اجازه اقدامات يک جانبه درباره طفل را نداده است و فرموده است که اگر خواستيد براي طفل دايه بگيريد گرفتن دايه مربوط به جلب رضايت پدر و مادر و مشورت با هر دو مي باشد و در صورتي پدر مي تواند طفل را از مادر بگيرد که مخارج مادر را بدهد واو از کفالت بچه امتناع کند. با اين حساب از اين آيه شريفه ثابت مي شود که زنان در دو مورد حق نفقات و مخارج زندگي بر شوهر پيدا مي کنند اول به دليل ازدواج و بودن زن در خانه شوهر خواه صاحب فرزندي باشد و يا نباشد. دوم به دليل حضانت طفل به معناي حفاظت کودک و شيردادن به او اگر به دليل طلاق و متارکه حق اول سلب گردد حق دوم محفوظ است و اگر به دليل امتناع و خودداري از حضانت کودک حق دوم سلب گردد حق اول به حال خود محفوظ است وليکن مادران اگر از حضانت اطفال خودداري کنند و آزادي و آسايش را بر اين کار ترجيح دهند و شوهر را مجبور کنند که طفل را به دايه و خدمتکار بسپارد با اين امتناع و در صورت رها کردن طفل و اعراض از کودک حق مادري آنها سلب و يا ضعيف مي شود زيرا حق مادري فقط به زادن نيست بلکه آن حق نتيجه زادن و حضانت فرزند است اگر از امر حضانت خودداري کند از حق مادربودن محروم مي گردد بين مادر و طفل محبت و مودت بوجود نمي آيد که در آينده طفل خود را ملزم به خدمت و اطاعت مادر بداند با اينحساب ثبوت حق پدران و مادران بر فرزندان نتيجه رعايت حق فرزندان بر پدر و مادر است به هر ميزاني که پدر يا مادر حق فرزندان را رعايت کنند به آنها خدمت کنند و آنها را تربيت نمايند و به ثمر برسانند حق پدري و مادري آنها زيادتر مي شود. (آزادی ثمره آگاهی است) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top