Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - مؤمن از نظر رواني غيرمومن را دفع مي‏كند و او را كنار مي‏ گذارد.

خداوند متعال در اينجا الگوهايي به نام حق و باطل يا هدايتگر راه حق و نشانگر راه باطل در برابر انسان‏ها به نمايش مي ‏گذارد و به انسان‏ها دستور مي‏ دهد كه از اين طرف به سوي علم و دانش و زندگي بهتر و به سوي حق و عدالت حركت خود را شروع كنيد. به آنها وعده مي ‏دهد كه اگر از اين مسير و اين راه آمديد، زندگي شما هر روز بهتر و بهتر و عاقبت تبديل به بهشت مي ‏شود و اگر از حركت به سوي حق و عدالت كه در پيروي انسان‏هاي الگو مجسم مي ‏شود خودداري كرديد و خودگرا شديد، از آن زندگي عاليِ الهي محروم مي ‏شويد و قهرا نمي‏ توانيد در خط خودگرايي يا باطل‏گرايي متوقف يا ساكن بمانيد. در آن راه هم اجبار به حركت و كار و كوشش پيدا مي‏ كنيد و مجبوريد به كيفيتي كه خودتان مي ‏دانيد و مي ‏فهميد‏ زندگي خود را شروع كنيد. خداوند متعال هم براي به ثمر رسيدن اين دو زندگي هر دو گروه را به مسائل مادي و معنوي مجهز مي‏ كند تا به حركت خود ادامه دهند و به هدف خود نائل شوند. در ابتداي حركت، اين جمعيتِ سرگردان در بيابان، نه اهل حق شناخته مي‏ شوند و نه هم باطل، زيرا هنوز دعوت خدا به آنها نرسيده كه به قبول دعوت يا رد دعوت تصميم‏ بگيرند. پس بشريت در اين حال نه مؤمن شناخته مي ‏شوند و نه هم كافر، تا زماني كه منادي حق و الگوهاي حق از جانب خدا برابر مردم ظاهر شوند و آنها را به سوي حق و عدالت دعوت كنند. بعد از اظهار دعوت كه حق و الگوهاي حق در نظر مردم نمايش پيدا مي‏ كند، عده ‏اي متمايل به حق مي ‏شوند و دعوت حق را مي ‏پذيرند و عده ديگر خودگرا يا باطل‏گرا مي ‏شوند و از تبعيت گروه اول يا خط آنها باز مي ‏مانند. در اينجا عاملي كه سبب حق‏گرايي مردم مي‏ شود، خداوند آن عامل را ايمان و تقوي مي ‏نامد و حق‏گراها را مؤمن مي ‏شناسد. آنها را تأييد مي ‏كند. عقل و علم به آنها مي‏ دهد تا حقيقت انتخاب خود را درك كنند و بفهمند كه بنده مطيع خدا هستند و در شعاع هدايتِ آن الگوها آينده خوبي دارند. بر اساس همين‏ توفيق الهي، بين اين دو گروه حق‏گرا يا خودگرا امتيازات رواني پيدا مي ‏شود. از نظر فكري و رواني دو جنس و دو گروه مي ‏شوند كه مانند دو نوع از حيوانات مثلا گرگ و گوسفند قابل حشر با يكديگر نيستند. نيروي دفع آنها بر نيروي جذب مي ‏چربد. مؤمن از نظر رواني غيرمومن را دفع مي‏ كند و او را كنار مي‏گذارد. غير مؤمن هم به همين‏ كيفيت خود را آماده نمي ‏بيند كه سر يك سفره با مؤمن زندگي كند، زيرا انسان‏ها گرچه از نظر جنسي يك نوعند مانند ساير انواع حيوانات، نوعي گوسفند و نوع ديگر گاو و شتر، وليكن از نظر رواني به دو نوع مختلفِ متباين تقسيم مي ‏شوند كه قابل حشر با يكديگر نيستند. بين آنها تباين پيدا مي ‏شود. هر يك از آنها به فكر اين هستند كه ديگري را از حوزه زندگي طرد كنند و ما اين دو نوع انسان را كه از نظر رواني قابل حشر با يكديگر نيستند، مؤمن و كافر مي ‏ناميم‏، زيرا ايمان يك روحيه است كه در مؤمن پيدا مي‏ شود، به او بصيرت و بينايي مي‏ دهد و كافر از اين روحيه محروم است. تفاوت بين آنها مانند تفاوت يك انسان عالم با يك انسان جاهل يا يك انسان كبير با يك انسان صغير است. مي‏ توانيم همان دو برادر اول را به نام هابيل و قابيل، الگوي حركت اين دو گروه مؤمن و كافر بشناسيم. هابيل در زندگي خود، گرايش به حق پيدا كرده، روحيه ايمان او رشد كرده بود، همه جا به اميد‏ و انتظار لطف الهي فعاليت مي‏ كرد. وليكن قابيل طبيعت‏گرا و خودگرا بود، موجوديت خود را در مال و ثروت مي ‏دانست. فكر مي‏ كرد ارزش هر انساني به مال و ثروتي است كه تهيه مي‏ كند و اگر فاقد مال و ثروت باشد انسان به حساب نمي‏ آيد. گفته ‏اند شغل هابيل دامداري و شغل قابيل كشاورزي بوده است.در اينجا خداوند تبارك و تعالي اين دو گروه را در معرض آزمايش قرار مي‏ دهد تا با امتحان و آزمايش از يكديگر ممتاز و مشخص شوند و خط حركت هر يك از آنها معلوم شود. آزمايش ابتدايي خداوند متعال شايد به اين كيفيت بوده كه گفته ‏اند خداوند همسري به نام حوريه براي همسريِ اين دو برادر انتخاب كرد يا وعده داد. پس از آن خداوند مسابقه به وجود آورد كه هر يك از شما که دوست دارد به وصال حوريه نائل شود و حوريه همسر او باشد، بايد ايمان به خدا بياورد و قرباني تقديم كند. قرباني هر كسي قبول شد حوريه مال اوست و قرباني هر كس رد شد در محروميت‏ قرار مي ‏گيرد. شايد كسي اعتراض كند كه خداوند چرا چنين آزمايشي به وجود مي ‏آورد تا در نتيجه يكي مؤمن شناخته شود، پاداش خوبي داشته باشد و ديگري فاسق و از آن پاداش محروم بماند. جواب اين است كه خداوند متعال زندگي انسان را بر پاية ترقي و تكامل استوار كرده است. انسان‏ها بايد از طريق علم و ايمان رشد كنند تا چنان شوند كه مطلوب خدا باشند و به زندگي ايده ‏آل خود برسند و اين تكامل و ترقي توأم با حركت و مسابقه است و مسابقه بدون جايزه در جهت تكامل يا بدون كيفر و عذاب در جهت تنزّل ممكن نيست. خداوند در يك طرف رنج و عذاب ايجاد مي ‏كند و در طرف ديگر نعمت و لذت تا مردم حركت خود را به سوي نعمت ‏ها و لذت ‏ها شروع كنند و از حركت به سوي رنج و عذاب بپرهيزند. در غير اين صورت انسان‏ها از رشد و ترقي باز مي ‏مانند و مانند جمادات يا حيوانات در حد جماديّت و حيوانيّت متوقف مي‏ شوند. همان طور كه خداوند به كل بشريت در حركات تكاملي وعدة بهشت داده و در حركات تنزّلي تهديد به جهنم كرده، انسان‏هاي صدر تاريخ را هم به همين‏ كيفيت آزمايش نموده، زيرا چنان كه گفتيم انسان‏ها دو نفر باشند يا ميليون ‏ها نفر، در انتخاب حق و باطل مشتركند و دو گروه بيشتر نيستند. پس لازم بود كه چنين آزمايشي به وجود آيد. جايزه در اين مسابقه حوريه است و در جهت تنزل، محروميت. وقتي به دو برادر پيشنهاد شد كه براي خدا هديه ببرند و قرباني تقديم كنند، برادر مؤمن كه مجهز به دانش و بينش شده بود، بهترين هديه را براي قرباني آماده كرد، زيرا خداي خود را بزرگ مي‏ شناخت، هديه‏ هاي پست و بي‏ارزش را مطابق شأن خدا نمي ‏دانست يا شايد توهين به حساب مي‏ آورد. اما آن برادر ديگر كه در اثر خودگرايي از دانش و بينش محروم شده بود، تقديم قرباني را به ضرر خود مي ‏دانست كه چه فايده هديه ‏اي تقديم كنم و آتشي بيايد آن را بسوزاند. برادر مؤمن بهترين گوسفند چاق و فربه را براي قرباني آماده كرد و برادر خودگرا و غيرمومن دسته ‏اي از زراعت‏ هاي سوخته و بي ارزش را آماده نمود. خداوند قرباني هابيل را قبول كرد. آتشي فرستاد و آن را سوزاند و به قرباني قابيل اعتنا نكرد. قهرا معلوم شد كه جايزه در اين مسابقه به كداميک‏ از آنها اختصاص پيدا مي‏كند. از همين‏جا دو برادر يا تمامي برادران تا انتهاي تاريخ صد و هشتاد درجه از يكديگر فاصله گرفتند. اين برادر موفقيت خود را از طريق ظلم و خيانت آغاز كرد. تحت تأثير نفس اماره و عامل حسد قرار گرفت و برادر را تهديد به مرگ كرد و آن برادر مؤمن گفت اگر بخواهي مرا به قتل برساني من هرگز با تو نمي ‏جنگم و تو را نمي ‏كشم بلكه اگر بتوانم خدمت مي ‏كنم تا تو را نيز به خط تقوي بياورم، در نتيجه قرباني تو قبول شود و برندة همان جايزه باشي. وليكن از نظر اين كه دو گروه با يكديگر اختلاف رواني به نام كفر و ايمان پيدا كرده بودند قابل حشر و تماس با يكديگر نبودند و بالاخره آن گروه خودگرا و طبيعت‏گرا تصميم‏ به قتل برادران خود گرفتند. قتل و كشتار خود را آغاز نمودند. از همين جا است كه مشاهده مي كنيم گروهي در مسير جذب و جلب مال و ثروت به خودگرايي و طبيعت‏گرايي مبتلا مي‏شوند و اين خود يا طبيعت جوابگوي نياز انسان‏ها نيست. قهرا بين آنها و اهل ايمان يا بين آنها و اجناس خودشان تزاحم پيدا مي ‏شود و هر روز در وضع بدتر و بدتر قرار مي‏گيرند تا به آخرين پديده علمي‏ و فكري خود نائل شوند. (تفسیر سوره اسری جلد یک) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top