Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - موت عمومی فقط اختصاص به انسان دارد نه دیگر مخلوقات

بعضي ها در تفسير آياتي كه از موت عمومي اهل زمين و آسمان خبر مي ‏دهد مي گويند منظور اهل زمين انسانها هستند و منظور از اهل آسمان فرشتگانند. تا جائي كه مي گويند جبرائيل و عزرائيل و ميكائيل و اسرافيل كه فرشتگان مقرب خدا هستند آنها هم مي ميرند. در اين موقع كه كسي به جزخدا باقي نمانده است خداوند صدا مي زند:  لمن الملك اليوم. امروز پادشاهي مال چه كسي است. و چون كسي نيست كه جواب خدا را بدهد و همه آفرينندگان مرده ‏اند خداوند خودش جواب خود را مي‏ دهد و مي گويد: لله الواحد القهار. يعني پادشاهي امروز مخصوص خداوند واحد و قاهر است. در جواب كساني كه مي گويند تمامي كائنات مي ميرند و به وضعيت پيش از آفرينش برمي گردند و ديگر كسي و يا چيزي جز خدا نيست كه خدا او را طرف خطاب قرار مي ‏دهد و بگويد لمن الملك، خداوند خودش جواب خودش را مي ‏دهد، ميگويد لله الواحد القهار ، به آنها مي گوئيم اولا خداوند لمن الملك ميگويد و نه لمن الحيوه، ملك به معناي پادشاهي است . نظر به اين كه در دوران پيش از قيامت و در زندگي دنيا انسانها در رياست و پادشاهي با خدا مبارزه و معارضه دارند، خود را سلطان مي دانند، ادعاي پادشاهي مي‏ كنند و با مأمورين خدا كه پيغمبران هستند مي جنگند، وليكن در زندگي آخرت كه پادشاهان و همه حكومت ها مرده‏ اند بعدا زنده شده ‏اند، خداوند به انسانهاي مدعي سلطنت و حكومت كه در پنجه قدرت خدا هستند مي گويد:  لمن الملك يعني امروز چه كسي پادشاه است، و پادشاهي مال كيست. البته در آن زمان كه همه در پنجه قدرت خدا هستند و سلاطين بعد از مردن زنده شده ‏اند، همه اعتراف مي‏ كنند كه پادشاهي مخصوص خداي واحد قهار است. اگر چنان باشد كه تمام موجودات مرده باشند و فقط خدا زنده باشد بايستي خدا بگويد لمن الحيوه. يعني حالا چه كسي زنده است، تا كسي نباشد كه جواب بدهد و خدا خودش بگويد فقط من زنده هستم. لمن الملك را در برابر كساني مي گويند كه ادعاي پادشاهي داشته ‏اند و پادشاهي كرده اند و اكنون در پنجه قدرت خدا قرار گرفته ‏اند و پادشاهي اختصاص به خدا و اولياء خدا پيدا كرده است. آن روز اختيارات از تمامي انسانها سلب مي ‏شود. مانند دنيا نيست كه اختيار فرزندان به دست پدران يا اختيار مردم به دست سلطان و اختيار فقير به دست غني باشد. آن روز همه دست خالي بدون مايه و سرمايه در برابر خدا ايستاده ‏اند. سلطان مطلق، خداوند متعال است كه ميفرمايد: والامر يومئذ لله يعني فرماندهي مخصوص خداوند متعال است. اگر فرمانبر نباشد خدا كجا و بر چه كسي فرمانده مي‏ شود و يا اگر بندگان و رعيت ها نباشند خدا كجا و بر چه كسي سلطنت پيدا مي ‏كند. در زندگي دنيا هر كسي خودرأي و خود مختار فعاليت مي‏ كند و بسياري از مردم ادعاي رياست و پادشاهي دارند. وليكن در زندگي آخرت همه كس از اولين و آخرين تسليم قدرت خدا هستند و خدا پادشاهي مي‏ كند. كه در سوره حمد ميگويد:  ملك يوم الدين  يعني خدا پادشاه روز جزا است.

فرشتگان كه همان انوار مجرد هستند مانند انسان و حيوان، يك موجودات تركيبي نيستند تا خداوند آن تركيب را به هم بزند و آنها را به موت بر گرداند. بلكه آنها نور مطلق و روح مجردند و اگر خاصيتي دارند خاصيت ذاتي آنها است. كه آن خاصيت ذاتي هم در تركيب بروز و ظهور مي ‏كند. پس مرگ فرشتگان به معناي اين نيست كه خداوند روح را از روح بگيرد و نور را از نور سلب كند و يا جسمانيت را از جسم بگيرد و يك چنين اعمالي كه ذات و حقيقت چيزي را از ذات و حقيقت آن چيز بگيرند محال است. هميشه سلب و اثبات روي شيء و اشخاصي واقع مي‏شود كه با تركيب از اجزاء مختلف خاصيتي پيدا كرده باشند و باز با سلب تركيب آن خاصيت مرتفع شود. فرشتگان مانند انسانها و حيوانات يك موجودات تركيبي نيستند كه خداوند هيولائي بنام جبرائيل بسازد و به آن حيات بدهد و او را زنده كند، و باز حيات را از آن هيولا بگيرد و آن را بميراند. پس نيازي نيست كه فرشتگان بميرند. فرشتگان عامل حياتند نه اين كه خود آنها زنده باشند. مانند نيروي برق كه عامل حركت است. نه اين كه خودش حركت باشد. با اين مقدمات موت و حيات مخصوص انسان و حيوان است. حكمت موت و حيات هم در باره انسانها جريان پيدا مي‏كند. زيرا پيدايش موت و حيات در وجود انسان از عوامل بزرگ تعليم و تربيت است. خداوند براي اين كه  سر حيات را به انسان بفهماند و ارزش حيات را به او بياموزد او را زنده مي ‏كند و بعد او را مي ميراند و در مرتبه سوم او را زنده مي‏ كند تا با ظهور حالات مختلف انسانها به سر حيات آگاهي پيدا كنند و قدر حيات و زندگي را بدانند زيرا معروف است كه هر نعمتي با ضد نعمت شناخته مي شود. سلامتي با ضد سلامتي كه مرض باشد شناخته مي ‏شود و امنيت با ضد امنيت شناخته مي ‏شود و همين طور نور با ظلمت. و اين شناسايي فقط درباره انسانها قابل اجرا است. زيرا فقط انسانها موجوداتي هستند كه براي تعليم و تربيت و براي رسيدن به معرفت، خلق شده ‏اند. پيدايش حالات مختلف در وجود انسان كه خداوند هر نعمتي را با ضد نعمت ملازم نموده است يگانه عامل پيدايش معرفت در وجود انسان است. اگر انسانها در حالات يكنواختي قرار گيرند و حادثه ‏اي در وجود آنها و يا زندگي آنها پيدا نشود مانند آبها در يك جا راكد مي مانند. از تكامل و ترقي محروم مي ‏شوند. مولي امام حسين عليه السلام در دعاي عرفه خود ميفرمايد، خدايا مي دانم مقصود تو از اين همه اختلافاتي كه در حالات من ايجاد مي ‏كني اين است كه در پيدايش هر حالتي و حركتي خود را به من معرفي كني تا مبادا جاهل به قدرت و عظمت تو بمانم و به معرفت كامل نرسم. پس حكمت موت و حيات فقط در باره زندگي انسانها و زندگي آنها قابل ظهور است. جمادات و نباتات هم اگر موت و حياتي دارند براي تعليم و تربيت انسان است. و ديگر اين كه دليل موت و حيات انسانها در زندگي دنيا همين است كه در نظام تكامل الهي قرار نگرفته‏اند. خود راي و خود مختار زندگي مي‏كنند. اين خود رائي و خود مختاري همان طور كه نظام و امنيت اجتماعي را بر هم مي زند و اين امنيت را تبديل به جنگ و نزاع مي ‏كنند نظام بدني و مزاجي را به هم مي زنند. يعني مرگ، مولود خودرائي و خودمختاري انسان در زندگي دنيائي است نه اين كه مرگ نمونه اعدام باشد كه خداوند انسانهائي را كه زنده كرده است اعدام كند. اگر انسانها بتوانند نظام مزاجي و اجتماعي خود را حفظ كنند، همه انسانها در خدمت به يكديگر باشند نه در خيانت به يكديگر مرگ و مرض و جنگ و نزاع از زندگي آنها برطرف مي ‏شود. وليكن يك چنين نظام مزاجي و اجتماعي به توسط خود آنها قابل ظهور نيست. قهرا در افراط و تفريط قرار مي گيرند. و از اين افراط و تفريط نظام مزاجي و اجتماعي آنها بهم مي خورد، مرگ و مرض و يا جنگ و نزاع پيدا مي ‏شود. امام صادق عليه السلام در تفسير آيه‏اي از آيات قرآن كه خداوند در آن آيه به انسانها مي گويد هر مصيبتي سر شما مي ‏آيد به دست خود شما پيدا مي‏شود مي فرمايد، مرگ و مرضها به وسيله انسانها براي آنها پيدا مي‏ شود نه اين كه خداوند نعمت حيات و سلامتي و يا امنيت را از كسي بگيرد. پس با اين مقدمات ثابت است كه موت و حيات مخصوص انسان است. زندگي آنها در دنيا توام با مرگ و مرض است وليكن در زندگي آخرت كه خود رائي و خود مختاري انسان از بين ميرود همه كس در نظام كامل الهي قرار ميگيرند مرگ و مرض و جنگ و نزاع هم از آنها برداشته مي‏ شود و در حيات ابدي قرار مي گيرند. (تفسیر سوره اسری جلد دوم) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top