Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - توصیف حالت نبوت در انسان

بعد از پيدايش بندگي که انسان، خدا را همين قدر مي‏ شناسد که غير از مخلوقات است، در تحول دوم قرار مي‏ گيرد که حالت دانش آموزي و دانشجويي است. در اين حال از خداي خود مي‏ خواهد او را هدايت کند و به علم و دانش مجهز کند.‏ اين حالت را در مکتب انبياء، نبوت مي‏ نامند و در مکاتب بشري و انساني، دانش آموز مي‏ دانند که انسان به عقيده خشک و خالي اکتفا نمي‏‏ کند به فکر اين است که خود را به علم و دانش مجهز کند و خدا را يا وسائط بين خود و خدا را چنان که هستند به صفات الوهيت و پيشوايي بشناسد. دائم از خداي خود مطالبه مي‏کند که پروردگارا خودت دل مرا روشن کن و به علم و دانشي برسان تا تو را چنان که هستي بشناسيم. ‏اين حالت دوم را نبوت مي‏نامند. نبوت به معني خبرگيري و خبر يابي از يک موجود غايب است که خداوند متعال است. هرکس در ‏اين حال قرار گيرد، زن يا مرد، بزرگ يا کوچک، در درجه انبياء قرار مي ‏گيرد و در زندگي آخرت با پيغمبران محشور مي ‏شود. در برابر يک چنين تحولي که دروجود انسان پيدا مي ‏شود و خود را از خلايق عالم کنار مي ‏کشد چرا که خلايق را به صورت صنعت و مخلوق خدا مي ‏بيند و دست به دامن خدا مي ‏شود، خداوند قلب او را به نور علم روشن مي‏کند، در برابر يک چنين تحولي درفکر انسان مؤمن، جامعه زمان مخالفت با او را شعار خود قرار مي‏ دهد که يا او را مجبور کند به دين باطل خود برگرداند يا اگر نتواند او را به قتل برساند. لذا هر پيغمبري خواه دردرجات بالا باشد مانند پيغمبران اولوالعزم ويا دردرجات پايين تر مانند حالات بندگي و نبوت، درمعرض آزار و اذيت مردم قرار مي ‏گيرد و جمعيت هر زماني با پيغمبر خود به مخالفت بر مي‏ خيزند و سعي مي ‏کنند او را به دين باطل خود برگردانند و اگر نتوانند او را به قتل برسانند. در همين جا و همين حالات، درجات و درکات انسان‏ها شروع مي ‏شود. درجات به معناي انتخاب فکر بهتر و بالاتر و خداي بهتر و بالاتر و انسان ‏هاي بهتر و بالاتر و اعمال بهتر و بالاتر. به محض ‏اين که گرايش به خدا و خوبي‏ ها در انسان پيدا مي ‏شود، از ‏اين گرايش تعبير به درجه و درجات مي ‏شود. در ‏اين حال انسان، زن باشد يا مرد، آدم خوبي شناخته مي ‏شود. در ارتباط با جامعه خويش، خوش برخورد و خوش رفتار مي ‏شود با قيافه باز و خندان با آنها روبرو مي ‏شود به آنها سلام مي ‏دهد وتا بتواند خدمت مي‏ کند. اولين خدمتي که از دست همه کس براي همه کس ساخته است، برخورد خوب، سلام دادن و جواب گرفتن است. در ارتباط با مردم به انسانيت مردم احترام مي‏ گذارد. هرکسي را در قيافه خود مي ‏بيند برايش حرمت قائل است که در برخورد با او قيافه اش باز و خوش اخلاق است. اين انسان، بنده خدا و دانش آموز مکتب خدا شناخته مي شود. دلش به عشق و محبت خداوند متعال و اولياء خدا مجهز مي‏ شود، در جامعه به خوبي شناخته مي‏شود زيرا اگر بتواند خيرو برکتي به مردم مي‏رساند و اگر نتواند لااقل ضرري نمي‏‏ رساند. در همين جا، نفراتي که با او مخالفت مي ‏کنند و او را غير خود مي‏ دانند و خود را غير او، به کيفيتي که بين جامعه و اين انسان خوب، برخورد و مبارزه پيدا مي‏ شود، جامعه مي‏ خواهد او را به طرف خود بکشاند تا مانند آنها بت پرست باشد. به اعمال و اخلاق آنها بد نگويد، او هم مي‏ خواهد جامعه را به طرف خود بکشاند، از بت پرستي به خداپرستي انتقال دهد و از خط خيانت به مردم يابي. تفاوتي، او را به خط خدمت و صداقت و امانت انتقال دهد، بين او و مردم زمان، دو حالت مختلف و متباين پيدا مي‏ شود و اين اختلاف و تباين شدت پيدا مي ‏کند، به جنگ و نزاع مي ‏کشد و صنعتي بوجود مي ‏آيد که يا او مردم را به خط توحيد و خداپرستي انتقال دهد، تا جنگ و نزاع خاتمه پيدا کند و يا جامعه او را به خط بت پرستي و دنيا پرستي برگرداند تا در اثر يک رنگي، بين آنها وحدت بوجود آید و جنگ و نزاع خاتمه پيدا کند و يا عاقبت کار، وقتي قابل ارتباط با هم نيستند و نمي توانند همه باهم در يک خط و يک مرام حرکت کنند، يکي ديگري را به قتل مي ‏رساند. انساني که از قبول خدا در وجود خود انصراف پيدا نموده به طرف کفرو نفاق و اعمال ضدّ ديني و ضدّ خدايي تمايل پيدا مي ‏کند از مقام انسانيت تنزل پيدا نموده و در وضع حيوانيت قرار مي‏ گيرد. ‏اين حالت را درک مي‏ نامند و آن حالت ترقي و تکامل به سوي خدا و انسانيت را درجه مي‏نامند.واين درکات و درجات بين دو گروه خداپرست و دنياپرست ادامه پيدا مي‏کند تا به انتها برسد. زيرا هرحرکتي همانطور که ابتدا دارد، انتها هم دارد. اول و آخر از لوازم حرکت است. اگر حرکت نباشد اول و آخر قابل ظهور نيست. هرکس از هدايت خدا استفاده کند و به راه کمال برود درجه پيدا مي ‏کند و خوب و خوب تر مي‏ شود تا عاقبت بهترين زن و بهترين مرد شناخته مي‏ شود و هر کس به هدايت خدا و اولياء خدا بي اعتنايي کند و در خط مخالف با آنها حرکت کند، هر روز بد و بدترمي شود تا عاقبت تمامي صفات انساني و الهي خود را رها کند و در صفرمطلق قرار گيرد و علاوه خود را در دايره رنج و زحمت و ظلم و ستم و جنگ و نزاع با ديگران قرار دهد. پس اولين درجه که خداطلبي باشد بندگي ناميده مي‏شود. اولين درجه نيکان، نشان و مدال بندگي خدا است واولين درکه بدان و بدکاران، کفرو گناه و ضدّيت با خدا و خوبي‏ها مي‏باشد.‏اين حالت ابتدايي در نيکان،‏ ايمان شناخته شده و دربدان و بدکاران، کفر. (تفسیر سوره مجادله)دانلود

 

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top