Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - علت برتری دین اسلام به سایر ادیان.

يك‌ چنين‌ كتاب ها و دانشگاه ها قدرت‌ ندارد كه‌ انسان ها را از زن‌ و مرد چنان‌ بسازد و بپروراند كه ‌يك‌ غلمان‌ بهشتي‌ و يا حوريه‌ بهشتي‌ باشند. مكتب‌ انسان‌ ساز فقط‌ و فقط‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ به ‌رهبري‌ پيشوايان‌ معصوم‌ است‌ كه‌ آنها به كمك‌ قرآن‌ و تعليمات‌ عاليه‌ خود يك‌ تحــولات‌ و انقلابات‌ فطري‌ و طبيعي‌ در انسان‌ بوجود مي آورند كه‌ انسان‌ مراحل‌ ماديت‌ و قيـد و بند آن‌ را رها كرده‌ در وضع‌ فرشتگان‌ و روحانيت‌ قرار مي گيرد . چنان‌ انساني‌ مي شود كه‌ تمام‌ هَمَّش‌ خدمت‌ به‌ بندگان‌ خدا و نجات‌ انسان ها از مهالك‌ دنيا و آخرت‌ است‌. همان‌ ابتدا در تنظيم‌ عقايد انسان ها را به‌ خدائي‌ مربوط‌ مي كنند كه‌ يك‌ موجـود زنده‌ و مربي‌ واقعي‌ و ولي‌ انسان‌ است‌. خدائي‌ كه‌ در فرهنگ‌ بشري‌ و يا مذاهــب‌ كهنه‌ قديم‌ مطرح‌ مي شود يك‌ خداي‌ افسانه ‌اي‌ مي باشد كه‌ هرگز نمي تواند فكر انسان‌ را تنظيم‌ كند و او را براي‌ رسيدن‌ به‌يك‌ زندگي‌ ايده‌ آل‌ آماده‌ سازد. خدائي‌ نمونه‌ بت ها و يا امثال‌ بت ها. مكاتب‌ غيراسلامي‌ خدائي‌ را كه‌ در افكار مردم‌ مطرح‌ مي كند خدائي است‌ صددرصد شبيه‌ انسان ها. خدائي‌ كه‌ مانند انسان ها زاد و ولد دارد و در معرض‌ حوادث‌ قرار مي گيرد. گاهي‌ توانا و گاهي‌ ناتوان‌ است‌. گاهي‌ عالم‌ و گاهي‌ جاهل‌. وقتي‌ كه‌ خداوند تبارك‌ و تعالي‌ در لباس‌ مخلوقات‌ و مثل‌ و ماننـد آنها مطرح‌ شود دليلي‌ ندارد كه‌ انسان‌ چنين‌ خدائي‌ را پناهگاه‌ خود قرار دهـد از او بترسد يا به‌ او اميدوار باشد. به‌ همين‌ مناسبت‌ در اديان‌ و فرهنگ هاي‌ غيـر اسلامي‌ يك‌ انسان‌ وارسته‌ اي‌ بوجود نيامده‌ است‌ كه‌ تمام‌ همش‌ و هدفش‌ خدمت‌ بـه‌ خلق‌ خدا و رسيدن‌ به‌ سعادت‌ آخرت‌ باشد . انسان هائي‌ كه‌ از چنين‌ فرهنگ ها فارغ‌ التحصيل‌ مي شوند صددرصد در زندگي‌ خود هدف هاي‌ مادي‌ و مقامي‌ دارند كه‌ هرگـز نمي ‌توانند بدون‌ جنگ‌ و تزاحم‌ با بندگان‌ خدا به‌ زندگي‌ خود ادامه‌ دهند و نمي ‌توانند يك‌ خدمتگزار سالم‌ و صالح‌ باشند زيرا هدف هاي‌ مادي‌ دنيائي‌ نمي‌ توانند انسان‌ را به‌ فضيلت‌ برساند تا تمام‌ عمرخود را در خدمت‌ بشر باشند و براي‌ هردقيقه‌ از عمر خود در انتظارآن‌ همه‌ نعمت‌ و لذت‌ باشند كه‌ خداوند در آخرت‌ به‌ او وعده‌ داده‌ است. خداوند متعال‌ كه‌ يگانه ‌پناهگاه‌ اصلي‌ بشر است‌ بايستي‌ در لباسي‌ جلوه‌ كند و به صورتي‌ در افكار مردم‌ مطرح‌ شود كه‌ شايسته‌ خدائي‌ او باشـد خدائي‌ كه‌ از هر عيب‌ و نقصي‌ و ضعف‌ و جهلي‌ مبرا باشد و تا ابد بتواند بندگان‌ خـود را اداره‌ كند و آنها را به‌ ثروت‌ بي نهايت‌ و قدرت‌ بي نهايت‌ و عدالت‌ كامل‌ برساند . خدا با آن‌ صفات‌ و اسمائي‌ كه‌ شايسته‌ خدائي‌ اوست‌ فقط‌ در اسلام‌ و قرآن‌ مطرح‌ شده‌ است‌ وليكن‌ در مكاتب‌ ديگر يك‌ خداي‌ افسانه‌ اي‌ بيشتر نيست‌ نزديكترين‌ مكتب هاي‌ آسماني‌ به‌ مكتب‌ اسلام‌ مكتب‌ مسيحيت‌ است‌ كه‌ آنها در مسائل‌ توحيـدي‌ و تربيتي‌ آن قدر خرافات‌ بوجود آورده ‌اند كه‌ پيش‌ ازآن كه‌ افكار بشريت‌ را اصلاح‌ كند و آنها را به‌ شهر عدالت‌ و فضيلت‌ برساند، آنها را فاسد و تباه‌ مي كند به‌ گنـاه‌ و فحشا و جور و عدوان‌ مي كشاند. خدائي‌ كه‌ همسر و فرزند داشته‌ باشد و خدائي‌ كه‌ به‌ خاطر فرزندش‌ و همسرش‌ كه‌ نور چشمي‌ او هستند بندگان‌ را هركه‌ باشند و هرچه‌ باشند ظالم‌ باشند يا نباشند ، صالح‌ باشند يا نباشند به‌ دليل‌ همان‌ وابستگي‌ به‌ زن‌ و فرزند خدا كه‌ نورچشمي‌ او هستند به‌ بهشت‌ ببرد. مكتبي‌ كه‌ براي‌ ورود انسان ها به‌ شهـر بهشت‌ هيچ‌ شرط‌ و قانوني‌ و تقوا و فضيلتي‌ ندارد. جباران‌ و ستم كاران‌ درجه‌ يــك‌ همراه‌ بندگان‌ صالح‌ و عادل‌ يكنواخت‌ داخل‌ بهشت‌ ميشوند و باز معلوم‌ نيست‌ شهري‌ كه ‌درآن‌ شهر بدان‌ و نيكان‌ با هم‌ زندگي‌ مي كنند، چگونه‌ قدرت‌ دارند كه‌ براي‌ خود و ديگران‌ يك‌ زندگي‌ ايده‌آل‌ بهشتي‌ بوجود آورند. لذا خدايان‌ افسانه‌اي‌ درسـت‌ مانند بت ها هستند و بت ها هرگز نتوانسته ‌اند افكار بشر را از انحراف‌ و بي راهه‌ روي‌ نجات‌ داده‌ و آنها را به‌ فضيلت‌ و تقوا برساند. مسائل‌ قيامتي‌ و آخرتي‌ هم ‌كه‌ يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ تنظيم‌ افكار بشراست‌ به همين‌ صورت‌ در مكاتب‌ غير اسلامي‌ به‌ صـورت‌ افسانه ‌اي‌ و خرافاتي‌ مطرح‌ ميشود كه‌ هرگزيك‌ انسان‌ عاقل‌ و عادل‌ نمي تواند چنان‌ آخرتي‌ را كه‌ آنها مطرح‌ مي كنند هدف‌ خود قرار دهد و خود را از كفرو گناه‌ برهاند . اسلام‌ يگانه‌ مكتبي‌ است‌ كه‌ بين‌ انسان‌ و حقايق‌ واقعي‌ مانند خدا و آخرت‌ و فرشتگان‌ يك‌ رابطه‌ علمي‌ و منطقي‌ بوجود مي‌ آورد كه‌ گوئي‌ مسائل‌ توحيـدي‌ و قيامتي‌ را مانند همين‌ عالم‌ محسوس‌ در برابرانسان‌ نمايش‌ مي دهد بطوري‌ كه‌ در انسان‌ شك‌ و شبهه‌اي‌ راجع‌ به‌ واقعيت‌ ها بوجود نمي‌ آيد. از نظراين كه‌ دين‌مقدس‌ اسلام‌ يك‌ مكتب‌ فطري‌ اصيل‌ و منحصر به فرد در هدايت‌ افكار بشر است.‌ شرط اساسي‌ نجات‌ انسان‌ از مهالك‌ دنيا و آخرت‌ و رسيدن‌ به‌ نعمت هاي‌ خدا در دنيا و آخرت‌ همين‌ ديـن‌ اسلام‌ شناخته‌ شده‌ است‌. حركت‌ در ساير اديان‌ و مكتب ها مانند حركت‌ از بيابان هـا به سوي‌ جنگل ها مي باشد و حركت‌ در خط‌ علمي‌ و فرهنگي‌ اسلام‌ درست‌ مانند حركت‌ از راه‌ راست‌ و روشن‌ به سوي‌ يك‌ زندگي‌ بهشتي‌ ايده‌آل‌ است‌. از نظر اين كه‌ اسلام‌ فقط‌ راه‌ منحصر به‌ فرد براي‌ رسيدن‌ به‌ سعادت‌ دنيا و آخرت‌ است‌. شرط‌ قبولي‌ طاعات‌ و عبادات‌ هم‌ دين‌ اسلام‌ شناخته‌ شده‌ كه‌ خداوند ميفرمايد: هركس‌ ديني‌ بجز دين‌ اسلام‌ داشته‌ باشد حتما" بداند كه‌ درآخرت‌ ضرر مي كند و گمراه‌ خواهد بود. ممكن‌ است‌ شما بگوئيد كه‌ از كجا معلوم‌ كه‌ يگانه‌ راه‌ منحصر به‌ فرد براي‌ نجات‌ و تربيت‌ بشر فقط‌ و فقط‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ است‌ و ساير اديان‌ و مكتب ها نمي‌ تواند يكچنان‌ خاصيت‌ و بركتي‌ داشته‌ باشد كه‌ مرد يا زن‌ را پاك‌ و با تقوي‌ بعمل‌ آورد و از ايـن‌ انسان هاي‌ زن‌ و مرد يك ‌انسان‌ وارسته‌ و شايسته ‌اي‌ بسازد. ما در اين جا فقط‌ دو نمونه‌ از عقايد مسلمان ها كه‌ از قرآن‌ سرچشمه‌ گرفته‌ باشد با عقايد ساير مكتب ها مطرح‌ مي كنيم‌ تا شما با مقايسه‌ اين‌ دو نمونه‌ با يكديگر فرق‌ بين‌ اسلام‌ و سايرمكتب هـا را بشناسيد. گفته‌ شد كه‌ عامل‌ اصلي‌ و اساسي‌ براي‌ تربيت‌ بشر يكي‌ عقيده‌ اوست‌ و ديگر اعتقاد به‌ اين كه‌ چگونه‌ تمامي‌ اعمال‌ بد و خوب‌ او نتيجه‌ مي دهد و تمامـي‌ اين‌ نتيجه‌ها به‌ خود او برميگردد كه‌ ما اين‌ دو اصل‌ را به نام‌ اصل‌ توحيد و اعتقاد به‌ خدا و اصل‌ اعتقاد به‌ آخرت‌ ذكر مي كنيم‌. اعتقاد به‌ توحيد و اعتقاد به‌ وجــود خدا بايستي‌ به صورتي‌ مطرح‌ شود كه‌ انسان‌ همه‌ جا خدا را حاضر و ناظر به‌ خود ببينـد خدائي‌ كه‌ هرگز غفلت‌ و كسالت‌ و سستي‌ در وجود او راه‌ ندارد. خدائي‌ كه‌ در حالات‌ مختلف‌ و حالات‌ ضد و نقيض‌ قرار نمي‌ گيرد كه‌ يك جا حال‌ خوشي‌ داشته‌ باشد و جــاي‌ ديگر حال‌ بدي‌ داشته‌ باشد و يا اين كه‌ بين‌ او و بندگان‌ رابطه ‌جنسي‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ بعضي‌ بندگان‌ از او متولد شده‌ باشند و با او رابطه‌ جنسي‌ و يگانگي‌ داشته‌ باشند و بعضي‌ بندگان‌ ازاو متولد نشده‌ باشند و با او بيگانگي‌ داشته‌ باشند تـا در نتيجه‌ يك‌ رابطه‌ جنسي‌ و خويشاوندي‌ بين‌ خدا و انسان‌ بوجود آيد كه‌ هركس‌ ايـن‌ رابطه‌ را داشته‌ باشد اهل‌ بهشت‌ است‌ گرچه‌ انسان‌ ظالم‌ و شروري‌ باشد و هركــس‌ اين‌ رابطه‌ را نداشته‌ باشد اهل‌ جهنم‌ است‌ گرچه‌ انسان‌ نجيب‌ و پاكي‌ باشد. تنها مكتبي‌ كه‌ بين‌ خدا و خلق‌ خدا كوچكترين‌ شباهت‌ جنسي‌ و رابطه‌ قوم‌ و خويشـي‌ را غلط‌ مي داند و خدا را منزه‌ از اين‌ جنسيت‌ ها و رابطه‌ها مي داند مكتب‌ اسلام ‌است‌. مكتب‌ مسيح‌ و يهود بين‌ خدا و خلق‌ خدا رابطه‌ جنسي‌ و خويشاوندي‌ قائلند و بعضـي‌ پيغمبران‌ را بجاي‌ فرزند خدا شناخته اند خواه‌ تولد روحي‌ و بدني‌ از خدا باشد يا فقط‌ تولد روحي‌ زيرا  اگر روح‌ يك‌ انسان‌ از روح‌ خدا تولد يافته‌ باشد خدا با آن‌ انسان‌ رابطه‌ جنسي‌ دارد زيرا روح‌ هر دو يك‌ جنس‌است‌ و يك‌ حقيقت‌ و خواهي ‌نخواهي‌ رضايت‌ خدا از آن‌ روحي‌ كه‌ از جنس‌ روح‌ خود اوست‌ بيشتر است ‌از روحي‌ كه ‌با او جنسيت‌ ندارد. مكتب‌ يهوديت‌ و مسيحيت‌ بر اساس‌ اين كه‌ پيغمبران‌ و يا بعضي‌ از آنهـــا فرزند خدا هستند، قائل‌ به‌ جنسيت‌ روحي‌ و بدني‌ و يا جنسيت‌ روحي‌ بين‌ خدا و خلق‌ خدا هستند. قهرا"يك‌ چنين‌ اعتقادي‌ انسان هائي‌ را كه‌ فاقد يك‌ چنين‌ جنسيتي‌ با خدا هستند از خدا و بهشت‌ خدا مايوس‌ مي كند زيرا خدا را به صورتي‌ مطرح‌ مي كند كه‌ با بعضي‌ انسان ها رابطه‌ خويشاوندي‌ و يا جنسي‌ دارد كه‌ روح‌ اين‌ انسان ها از خدا تولد يافته‌ و بعضي‌ انسان ها چنين‌ رابطه‌اي‌ ندارند  پس‌ قهرا" انسانهائي‌ كــه‌ فاقد يك‌ چنين‌ رابطه‌اي‌ هستند از مسيرتبعيض‌ نژادي‌ حالت‌ ياس‌ و نوميدي‌ در آنها پيدا مي شود و مي گويند خدا بهشت‌ خود را به‌ كساني‌ مي دهد كه‌ از نژاد او و جنس‌ او هستند و كساني‌ كه‌ فاقد جنسيت‌ روحي‌ با خدا مي باشند در بهشت‌ خدا وارد نمي شوند. اين‌ عقيده‌ ها خرافه‌ و افسانه‌ است‌ كه‌ در بعضي‌ اديان‌ نسبت‌ به‌ خدا و شناسائـي‌ او پيدا شده‌ است‌ كه‌ قهرا" در يك‌ اقليتي‌ اميد به خدا بوجود مي آورد و يك‌ اكثريت‌ عظيمي‌ را از لطف‌ خدا محروم‌ و مايوس‌ مي كند.اسلام‌ تمامي‌ اين‌ شباهت ها و جنسيت ها را غلط‌ مي داند و آنها را مايه‌ توهين‌ به ساحت‌ قدس‌ خدا مي داند و خداوند در قرآن‌ مي گويد: كساني كه‌ بين‌ خدا و خلق‌ خدا يك‌ چنين‌ شباهت ها و جنسيت ها درست‌ مي كنند مانند كافران‌ و بت‌ پرستان‌ مشركند. بين‌ خدا و خلق‌ خدا كوچكترين‌ رابطه‌ جنسي‌ و نژادي‌ خواه‌ روحي‌ و بدني‌ باشد و يا روحي‌ تنها باشد وجود ندارد بلكه‌ خدا از اين‌ شباهت ها پاك‌ و منزه‌ است.‌ تمامي‌ خلايق‌ مصنوع‌ او و مخلوق‌ او هستندكه‌ روح‌ و بـدن‌ و هندسه‌ وجودي‌ آنها را خداوند متعال‌ آفريده‌ و ساخته‌ است‌ و تمامي‌ انسان ها را در خلقت‌ از نظر هندسه‌ وجودي‌ و روح‌ و بدني‌ كه ‌در ساخت‌ آنها و تركيب ‌آنها  بكار رفته‌ است‌. يكجور و يك‌ نواخت‌ آفريده‌. انسان ها فقط‌ از مسير اطاعت‌ و بندگي‌ قرب‌ به‌ خدا پيدا مي كنند و يا از خدا دور ميشوند كه‌ در صورت‌ تقرب‌ به‌ خـدا سعادت‌ و خوشبختي‌ مي‌ يابند و در صورت‌ دوري‌ از خدا عذاب‌ و مصيبت‌ مي‌ بينند. رابطه‌ خدا با خلق‌ خود و رابطه‌ خلق‌ خدا با خدا همين‌ رابطه‌ اطاعت‌ و معصيت‌ است‌. كوچكترين‌ ذره‌ اي‌ مشابهت‌ جنسي‌ و نژادي‌ بين‌ خدا و خلق‌ خدا نيست‌ و همچنين‌اعتقاد به‌ آخرت‌. دو مكتب‌ يهوديت‌ و مسيحيت‌ تقسيم‌  بهشت‌ و رحمت‌ خدا را مانند تقسيـم‌ مال‌ و ثروت‌ دنيا مي دانند و مي گويند دليل‌ استحقاق‌ سعادت‌ آخرت‌ و زندگي‌ بهشتـي‌ همين‌ است‌ كه‌ انسان ها از نژاد آن‌ انساني‌ باشند كه‌ از نژاد خداست‌. مثلا" حضـرت‌ عيسي‌ و مريم‌ روح‌ خدايند و فرزند خدا و يا همسر خدايند همچنين‌ حضرت‌ ابراهيم‌ خليل‌ روح‌ خدا و از نژاد خدا مي‌ باشد. انسان ها به محض‌ اين كه‌ رابطه‌ نژادي‌ يا فقط دوستي‌ و وابستگي‌ به‌ اين‌ انسان ها داشته‌ باشند اهل‌ بهشتند همانطوركه‌ ثروت‌ دنيا به‌ فرزندان‌ او يا كمي‌ به‌ دوستان‌ او مي رسد ثروت‌ آخرت‌ هم‌ همين‌ طور است.‌ ثروت‌ آخرت‌ به‌ ابراهيم‌ و فرزندان‌ ابراهيم‌ مي رسد و به عقيده‌ مسيحيت‌ ثروت ‌آخرت‌ به‌ عيسي‌ و مريم‌ مي رسد و بعد به‌ كساني‌ كه‌ از نژاد عيسي‌ و مريم‌ هستند يا وابستگي‌ به‌ آنها دارند. عمل‌ بد يا خوب‌ شرط‌ سعادت‌ آخرت‌ نيست.‌ بدترين‌ انسان ها كه‌ در جنايت‌ و خبث‌ طينت‌ نظير ندارند مانند جنايتكاران‌ مشهور تاريخ‌، با بهتريــــن‌ انسان ها به همين‌ دليل‌ كه ‌از نژاد ابراهيمند و يا وابستگي‌ به‌ عيسي‌ و مريم ‌دارند اهل‌ بهشتند. فقط‌ مسيحيون‌ گفته ‌اند كه‌ وابستگان‌ به‌ حضرت‌ عيسي‌ در برابر گنـاه‌ و معصيت‌ و يا ظلم‌ و جنايت‌ كه‌ از آنها صادر مي شود بايستي‌ مبلغي‌ كم‌ يا زياد جريمه‌ دنيائي‌ به‌ رئيس‌ مذهب‌ بپردازند و با پرداخت‌ اين‌ جريمه‌ در گناه ‌و معصيت‌ آزادند.  پس‌ شرط‌ موفقيت‌ آخرت‌ دين‌ و عقيده‌ سالم‌ و عمل‌ صالح‌ نيست‌ همين‌ قدر از نژاد ابراهيم‌ باشي‌ و يا معتقد به‌ عيسي‌ و برابر هرجنايتي‌ جريمه‌اي‌ بپـردازي‌ به‌ همين‌ مناسبت‌ مشاهده‌ مي كنيد كه‌ دراين‌ دو مذهب‌ يك‌ انسان‌ صددرصد پاك‌ و باتقوائي‌ بوجود نيامده‌ كه‌ از گناه‌ و معصيت‌ و يا ظلم‌ و جنايت‌ به ‌بشريت‌ پرهيز كند.تمامي‌ آنها از فقيرو غني‌ هدفشان‌ رسيدن‌ به‌ ثروت‌ دنيا و خوش‌ گذرانـي‌ در همين‌ دنيا مي باشد و ديگرعمل‌ صالح‌ مطرح‌ نيست‌ و باز افسانه ‌هاي‌ ديگري‌ راجع‌ به‌ زندگي‌ آخرت‌ دارند كه‌ صددرصد بشريت‌ را ازاين كه‌ اگر خوب‌ تربيت‌ شوند و انسان‌ پاكي‌ باشند اهل‌ بهشتند مايوس‌ مي كنند. در تقسيم‌ بهشت‌ و آخرت‌ هم‌ نژاد را مطـرح‌ مي كنند و قائل‌ به‌ تبعيض‌ نژادي‌ مي باشند بديهي است‌ كه‌ اعتقاد به‌ چنان‌ خدائـي‌ كه ‌قوم‌ و خويشي‌ را رعايت‌ كند و اعتقاد به‌ چنين ‌آخرتي‌ كه‌ براساس‌ نژاد و خويشاوندي‌ و جنسيت‌ روحي‌ قسمت‌ شود هرگز نمي‌ تواند فكر بشر را به‌ نظام‌ آورد و جامعه‌ بشريت‌ را اصلاح‌ كند بلكه‌ صددرصد منشاء فساد و تباهي‌ مي گردد. وليكن‌ دين‌ مقدس‌ اسـلام‌ بعد از اعتقاد سالم‌ به‌ خداوند متعال‌ سعادت‌ آخرت‌ را صد در صد نتيجه‌ عمل‌ بد و خوب‌ مي داند كه‌ اگر اعمال‌ از جنس‌ گناه‌ و ظلم‌ و جنايت‌ باشد نتايج‌ آن‌ كه‌ عذاب‌ آخرت‌ است‌ به‌ ظالم‌ و گناهكار برمي گردد و اگر عمل‌ انسان‌ از نوع‌ اطاعت‌ و خدمت‌ به خلـق‌ خدا باشد نتائج‌ اين‌ اطاعت‌ و خدمت‌ زندگي‌ بهشتي‌ است‌ كه‌ به‌ صاحب‌ عمل‌ برمي گردد و در قانون‌ الهي‌ حسب‌ و نسب‌ كوچك ترين‌ ارزشي‌ ندارد. آن چه‌ مايه ‌نجات‌ و سعادت‌ است‌ اعتقاد به‌ خداي‌ واقعي‌ و قبول‌ زندگي‌ آخرت‌ و عمل‌صالح‌ مي باشد. (شرح دعای صباح) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top