Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - دين و مراسم ديني بعنوان يک مکتب آگاهي بخش مورد قبول است نه فقط مراسم خشک و خالي.

در دين اسلام براي مداخله در امور سياسي زن و مرد مطرح نيست بلکه جاهل و عالم مطرح است. عالم بدليل علم خود از تمامي حقوق فردي و اجتماعي و سياسي برخوردار مي شود و آزادي پيدا مي کند، وليکن جاهل به دليل جهل خود در قيد و بند قرار مي گيرد و محروميت از آزادي دارد. بزرگترين عاملي که او را به اسارت و بردگي مي کشد جهل و ناداني اوست که در قانون طبيعت و يا نظامات اجتماعي واجب است که انسانهاي جاهل و نادان مهار شوند و با اين مهار شدن از بي نظمي و هرج و مرج نجات پيدا کنند. پس تنها عامل آزادي، شناخت خطوط حق و باطل و حرکت در آن خطوط مي باشد . يگانه راه علاج در مکتب اسلام ، در اولين مرتبه اي که دين بعنوان مکتب و بعنوان درس و بحث در مردم جهان عرضه شد دين اسلام بود که به رهبري پيشواي اصلي آن پيغمبر اکرم (ص) عرضه شد ، دين اسلام بوسيله پيغمبران گذشته پيش از ظهور اسلام بصورت يک سلسله احکام و دستورات و عقايد به مردم دنيا عرضه شده بود بصورت قبول احکام بوسيلة زمامداران وليکن بصورت يک درس و بحث و مکتب به جامعه بشريت عرضه نشده بود که هر کس دين را قبول کند متعهد گردد تا حقايق آن را درک کند در واقع پيغمبران مانند طبيب و دکتر بودند که فقط علم طب را بصورت نسخه و دستور در اختيار مردم گذاشتند نه بصورت علم طب و دانشگاه علوم پزشکي . بديهي است که در يک چنين وضعي هيچ کس مکلف به فراگيري علم طب نيست زيرا شايد يک چنين دانشگاهي و استادي هم وجود ندارد فقط مردم مأمورند که هنگام احساس مرض به طبيب مراجعه کنند و از او نسخه بگيرند در يک چنين وضعيتي که علم طب و طبابت بصورت علم در اختيار مردم قرار نمي گيرد بلکه بصورت نسخه و دستور اولا" جامعه قدر علم طب را نمي داند و نسخه را کنار مي گذارد و ثانيا"زمينه تغيير حکم و دستور کاملا" فراهم مي شود يعني زمامداران به ميل خود دستورات و نسخه ها را عوض مي کنند و به ميل خود مردم را در خط دستور و احکام خود قرار مي دهند مردم هم کورکورانه اطاعت مي کنند و از تحريف و تغيير احکام آگاهي ندارند. دين خدا پيش از ظهور اسلام بصورت يک کتابچه هاي دستوري در اختيار مردم قرار گرفت. يک مدرسه و دانشگاهي بوجود نيامد که علم و دانش آزاد باشد يا مردم آمادگي براي فراگيري علم و دانش داشته باشند، از اين رو کتاب پيغمبران گذشته بلافاصله بعد از وفات آنها تحريف مي شد يعني زمامداران جابر و ظالم نسخه انبياء را تحريف مي کردند احکام آن را به ميل خود تغيير مي دادند و بوسيله همان احکامي که صد در صد در ابتدا عادلانه بود احکامي ظالمانه مي ساختند و بعنوان حکم تورات و حکم پيغمبر به خورد جامعه مي دادند . به رأي خود قوانين استثماري جعل مي کردند و آن را بعنوان حکم خدا تحويل افکار مردم مي دادند و يا احکام اصلي کتاب ديني خود را جا بجا مي کردند مثلا" اگر از فقرا و طبقه سوم کسي مرتکب گناه مي شد حکم تورات را درباره او اجرا مي کردند و اگر از خانواده اشراف و ملوک کسي مرتکب گناه بدتري و بزرگتري مي شد حکم الهي را دربارة او تعطيل مي کردند و يا بصورت خفيف تر اجرا مي کردند و در صفحات تورات مي نوشتند که اين تبعيض از ناحيه حکم تورات و کتاب آسماني مي باشد مردم چاره نداشتند که تسليم حکم آسماني بشوند و نمي دانستند که اين حکم انسان حاکم است نه حکم خدا زيرا دين ها بصورت علم تحويل مردم داده نشده بود و مردم در دين خود ملزم به فراگيري احکام نبودند بلکه کتاب ديني در اختيار يکي دو نفر زمامداران درجه اول بود که آنها به ميل خود تغيير مي دادند و کسي نبود که از آن تغييرات آگاهي پيدا کند و اگر در آينده پيغمبري قيام مي کرد و مردم را با حکام اصلي آسماني فرا مي خواند احکام آن پيغمبر که ظاهرا"بر خلاف احکام مرسوم در ميان مردم بود بصورت بدعت در نظر مردم جلوه مي کرد و مايه محکوميت همان پيغمبر مي شد نظير محکوميت هايي که پيشوايان يهود براي حضرت عيسي ع بوجود آوردند که چرا بر خلاف قانون تورات دستور ميدهد حضرت عيسي ع بر خلاف تورات اصلي حکم نداده بلکه بر خلاف بدعتهايي حکم داده اند که بنام تورات بر خلاف قانون اصلي تورات بوده است . وليکن با ظهور قرآن و قيام حضرت خاتم دين الهي از مرحله حکم و دستور در مرحله علم و حکمت قرار گرفت و مساجد و معابد از صورت عبادتگاهي و اجراي مراسم مذهب بصورت مدرسه و دانشگاه تحول پيدا کرد . بندگان خدا هم از صورتي که در آن فقط نسخه طبيب را اجرا مي کردند بصورت دانش آموز و دانشجو درآمدند و مأموريت پيدا کردند که بايستي علوم ديني را از پيغمبر و امام خود فرا گيرند و دين خود را توأم با علم و دانش و درس و بحث درآورند. هر مسلماني از زن و مرد مأموريت پيدا کردند که دين اسلام و کتاب آسماني را بصورت علم و دانش و مکتب و دانشگاه فرا گيرد و از حکمت احکام خدا آگاهي پيدا کنند. پيغمبر اسلام علوم و دروس اسلامي را عموميت دادند و تمامي مسلمانان را به فراگيري علم و دانش مأموريت دادند تا جائي که ضمن روايتي فرمودند که اگر مسلماني در شبانه روز و يا لااقل در هفته ساعتي را به فراگيري علم و دانش مشغول نشود از امت من به حساب نمي آيد. درس دادن و درس خواندن در کتاب، واجبات ديگری مانند نماز و روزه قرار گرفت و مسلمانان مکلف به فراگيري علم و دانش شدند گر چه منافقين و دشمنان اسلام دين اسلام را بعنوان مکتب بودن و بعنوان درس و بحث از رسميت انداختند و مردم را به جهالت برگرداندند و ليکن روش مکتبي شدن دين و فراگيري علم و دانش به وسيله پيشوايان اصيل اسلام ادامه پيدا کرد و از مکتب اسلام در ابتدا و انتهاي تاريخ دانشمنداني بوجود آمدند و کتابها و کتابخانه هاي بسياري توليد شد . جمعيت کثيري از مسلمانان در طول تاريخ به فراگيري علم و دانش در مکتب اهل بيت اشتغال پيدا کردند و به مقام علم و اجتهاد رسيدند . فراگيري علم و دانش و رسميت گرفتن تعليمات در دين اسلام يگانه عاملي بود که دست و پاي ظالمين و منافقين را بست که نتوانستند قرآن را تحريف کنند و بدعتهاي خود را بجاي احکام تحويل مسلمانان دهند و از طرفي دين اسلام و مکتب قرآن را هر روز بهتر و تازه تر در اختيار مردم قرار دادند  و همين امر مايه آزادي مسلمانان و غير مسلمانان از سلطه جباران اسلامي و غير اسلامي مي گردد. اخبار و احاديثي که دلالت بر وجوب تعلم و تفقه مي کند بسيار است و اساسا" اين مسئله که دين از سوي خداوند متعال همه جا بصورت يک استاد و معلم بعنوان پيغمبر و يا امام و يک کتاب آسماني در اختيار مردم قرار گرفته نمايشگر اين حقيقت است که دين علم و دانش است و پيغمبران استاد و مربي هستند کساني که برنامه هاي تعليمي و تربيتي را از دين حذف و اساتيد علوم ديني را کنار گذاشته و از رسميت انداخته اند در واقع دين خدا را مسخ کرده اند و از خاصيت مکتبي انداخته اند در نتيجه دين و اهل دين را بجا هليت برگردانده اند از اين رو مشاهده مي کنيم که جوامع ديني منهاي درس و مکتب و منهاي علم و دانش از نظر مبتلا شدن به خرافات و از نظر مبتلا شدن به مرض هاي روحي و گسترش ظلم و ستم استثمار با جوامعي که مشرک بوده دين و کتابي همراه خود نداشته و يا قبول نکرده اند مساوي هستند بلکه دين هاي مسخ شده و پيروان آنها به مراتب از کفار و مشرکين بيشتر آلوده به خرافات و موهومات شده اند . تنها دارويي که از دين آسماني منشأ حيات اجتماعي مردم مي شود آگاهي هاي ديني و درس و دانش مکتب است نه تنها اعتقاد و اشتغال به اجراي مراسم. در اينجا حديثي را که در کتاب کافي از امام پنجم نقل شده است ياد آوري مي کنيم تا معلوم شود که دين و مراسم ديني بعنوان يک مکتب آگاهي بخش مورد قبول است نه فقط مراسم خشک و خالي . حديث در کتاب اصول کافي از امام باقرع راوي ميگويد امام عليه السلام کنار مسجدالحرام ايستادند و حاجي ها را در حال طواف و استلام حجر نظاره مي کردند در اين موقع با بي اعتنائي به آن حاجي ها سري تکان داده و فرمودند اين که همان حج زمان جاهليت است که پيش از ظهور اسلام داير بود پس حجه الاسلام چيست و دين رسول الله براي مردم چه نوع حجي را تثبيت کرد . راوي مي گويد عرض کردم حج اين ها چه عيبي دارد که مورد قبول شما واقع نمي شود و شما آن حج را جاهليت مي شناسيد فرمودند حجه الاسلام به اين شکل داير شده است که مردم بعد از طواف و سعي در تماس با ما اهل بيت قرار گيرند و دين و عقايد خود را بر ما عرضه کنند و مسائل حلال و حرام خود را فرا گيرند تا همراه يک عقايد و آشنايي به امامت اسلام به وطن خود برگردند . اين حديث دلالت مي کند که حج منهاي شناخت و منهاي فراگيري احکام دين حج جاهليت است و اين حج که از بزرگترين مراسم ديني است از نظر مکتبي بودن و در شعاع معرفت امام و فراگيري علم و دانش مورد قبول واقع مي شود و الا با ساير مراسم خشک و بي خاصيت که بصورت خرافات در آمده است فرقي ندارد . نظير اين حديث احاديث بسياري به همراه آيات قرآن در کتب شيعه نقل شده است که همه آنها روي هم دلالت بر وجوب تعليم و تعلم مي کند تا به ميزان فراگيري علم و دانش امت مسلمان از خط تقليد کورکورانه و انتخاب بدون آگاهي برهند و آزادي پيدا کنند .  (آزادی ثمره آگاهی است) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top