Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - دلیل عظمت حضرت رسول ص چه بوده است؟

قرائت در اینجا به معنی جاری نمودن الفاظ و عبارات بر زبان و دهان است مثل خواندن آنچه خود یا دیگری نوشته اید. پس در این جا به ناچار باید کتابی در علم رسول الله (ص) یا دست جبرئیل وجود می داشت تا پیامبر آن را بخواند زیرا وقتی کسی را امر به خواندن می کنی باید در دست خودت یا دست او کتابی باشد و یا علمی که دارا باشد یا به او بیاموزی تا آن را قرائت کند. اگر در اینجا در ذهن انسان علمی نباشد یا کتابی که بخواند، امر به قرائت ممکن نیست. در حدیث آمده است که جبرئیل رسول خدا را به قرائت امر کرد و گفت: "اقرأ و پیامبر(ص) خواست برای فرمانبری از خداوند متعال بخواند. در این جا سوالی پیش می آید: آن علم یا کتابی که در نزد وی بود و امر به قرائتش شد چه بود؟ آیا قرآن در نزدش بود و جبرئیل امر به خواندنش کرد؟ یا این که قرآن در دست جبرئیل بود؟ شاید هم علم قرآن در نزد پیامبر بود و جبرئیل امر به قرائت کرد. خلاصه این که برای اینکه پیامبر برای مردم قرائت کند، باید چیزی اعم از علم یا کتاب در نزدش می ‏بود.  ممکن است گفته شود که آنچه وی امر به خواندنش شده کلامی بوده که جبرئیل در نفس حضرت رسول القا نموده است یا علمی در نزد وی بوده که جبرئیل با این عبارات از وی خواسته آن علم را ظاهر نماید. اگر علم نزد حضرتش می بود و امر به اظهار آن شده بود واجب می شد بگوئیم که علم و کلام از خود او است نه خداوند متعال و اگر خداوند قبل از آن نه با القاء قرآن بلکه با ارائه حقائق عالم ایشان را آموزش داده بود، پس وی علمش را با کلامی از خودش (ص) ظاهر می نمود و علم و عبارت از خودش می بود نه از خداوند. در این صورت چگونه بگوئیم که آن کتاب خدا است که به رسولش وحی نموده است؟ پس لازم است بگوئیم علم و کلام بر وی وحی شده و به وسیله جبرئیل از جانب خداوند در نفسش قرار داده شده است و سپس به وی امر شده که علم و کلامی را که خداوند به وی القا نموده است بخواند. بنا بر این علم و کلام هرچند از جانب خداوند بر او القا شده بوده، بر لسان وی جاری شده است. پس در این جا می گوئیم علم و کلام از خداوند بوده که بر زبان رسول خدا (ص) جاری شده است و رسول خدا با کلام خدا که بر نفسش القا شده، به تکلم پرداخته است. در این جا علم و کلام، از خداوند بوده که بر زبان رسول خدا جاری نموده است. در این جا رسول خدا کاری بجز تعلیم گرفتن و قرائت نداشته است. در اینجا سوال دیگری پیش می آید و آن اینست که اگر رسول خدا در این مورد فقط نقش انتقالی ایفا می کرده و در قرائت کلام خداوند اراده و علمی نداشته است و فقط مثل نوار ضبط صوت یا رادیو را ایفا می کرده، پس قرائت قرآن دلیل بر عظمت ایشان نیست و خداوند می توانست سنگ یا حیوانی را برای قرائت قرآن تعیین نماید. ما فکر می کنیم اینکه خداوند رسول خدا (ص) را آلت و وسیله قرائت قرآن قرار داده است دلیل عظمت وی است. اگر وی فقط وسیله قرائت قرآن بود نه عالِم به آن می بود که دانش خود را به زبان خداوند متعال بیان نماید، پس دلیل عظمت وی چیست؟ همانا عظمت رسول خدا (ص) به علم و حکمت و فصاحت و بلاغت است نه به صرفا آلت و سبب فعل بودن زیرا در این صورت نقش نوار ضبط و یا رادیو را ایفا می نمود که علمی به آنچه میگفت و می خواند نمی داشت. در جواب می گوئیم که رسول خدا (ص) فقط وسیله برای ظهور کلام خدا نبود بلکه عالم به کلام خدا بود و با علم و حکمت خود آن را قرائت مینمود. ایشان یک بار قرآن را با عبارت و کلامی که خداوند تعالی در نفسش انشاء نموده بود می خواند و یک بار کتاب خدا را به بیان خود قرائت می نمود. می بینیم که گاهی به عنوان خطیبی که با کلامی فصیح سخنرانی می کند به پا می ایستد، مثل موردی که در غدیر در حجه الوداع به پا خاست و خطابه ای خواند و علی (ع) را معرفی نمود و بار دیگر به پا می خیزد و کلام خداوند را با کلماتی که خداوند در نفسش القاء نموده به ما القا می نماید و در این مورد به حقیقت کلامی که خداوند در نفسش القاء نموده و بر زبانش جاری نموده بود، علم دارد. وی (ص)  هنگامی که برای قرائت قرآن به پا می خاست، قرآن و علم آن را با کلام خداوند که بر او وحی شده بود نه به بیان خودش، به ما القاء می نمود. ولی هنگامی که به عنوان خطیبی برای خطابه یا موعظه ما اقدام می نمود، علم قرآن را به بیان خودش به ما القا می نمود. پس نقش رسول خدا فقط نقش ابزاری مانند نوار ضبط و رادیو نبود بلکه با تعلیم خداوند، عالِم به حقائق قرآن بود. یک بار کلام خدا را با کلمات خود به ما می رساند و یک بار با اصل کلام خداوند متعال. پس هنگامی که خداوند با کلام خود به او وحی کرده و فرمود: "اقرا باسم ربک الذی خلق"، وی کلام خداوند را بدون تصرف و تغییری در آن به ما می رساند و می گفت "اقرا باسم ربک الذی خلق..". وی به علم قرآن عالِم بود و بر اثر علم و حکمت و حریت و اراده خود، عظمت داشت نه به خاطر صرفا ابزار و وسیله بودن.  سپس خداوند متعال رسولش را امر مینماید که قرآن را به اسم پروردگارش قرائت نماید. (تفسیر سوره علق) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top