Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
استاد محمد علي صالح غفاري (ره) - از چه رو دین اسلام را دین حنیف نامیدند؟

پيغمبر اكرم‌ فرمودند: من‌ روز قيامت‌ با پيغمبران‌ ديگر مسابقه‌ مي‌ گذارم‌ و نشان‌ مي ‌دهم‌ كه‌ امت‌ من‌ چندين‌ هزار برابر امت‌ آنها خواهد بود پس‌ رسول‌ خدا در اينجا سياستي داشت‌ كه‌ بيشتر مردم‌ را جلب‌ و جذب‌ كند و با كوچكترين‌ تظاهري‌ انسانها را بپذيرد گرچه‌ مانند معاويه‌ و ابوسفيان‌ باشند توانست‌ اكثريت‌ مردم‌ زمان‌ را به‌ دين‌ خود جلب‌ و جذب‌ نمايد و هم‌ اينكه‌ موجبات‌ بقاء و دوام‌ دين‌ خود را تا قيامت‌ فراهم‌ سازد در يكي‌ از احاديث‌ معروف‌  حضرت‌ رسول‌ اكرم‌«ص‌» فرمودند يهوديت‌ با چشم‌ چپ‌ خودش‌ نگاه‌ مي ‌كند مسيحيت‌ با چشم‌ راست‌ خود به‌ حقيقت‌ مي ‌نگرد وليكن‌ من‌ با هر دو چشم‌ حقيقت‌ را مي ‌بينم و مي ‌گويم.‌ با در تعبيرات‌ بعضي‌ احاديث‌ و قرآن‌ ملت‌ يهود را با كلمه‌ غربيون‌ تعريف‌ كرده ‌اند و ملت‌ مسيح‌ را با كلمه‌ شرقيون‌ تعريف‌ كرده‌ اند و ملت‌ اسلام‌ را با كلمه‌  لاشرقيه‌  و  لاغربيه‌  يا به‌ كلمه‌ صراط‌ مستقيم‌ تعريف‌ كرده ‌اند. منظور از اين‌ تعبيرات‌ كه‌ يهود به‌ چشم‌ چپ‌ نگاه‌ مي ‌كند و مسيح‌ با چشم‌ راست‌ و من‌ با هر دو چشم‌ اين‌ است‌ كه‌ يهوديت‌ فقط‌ به‌ دنيا و منافع‌ دنيائي‌ خود نگاه‌ مي ‌كند هرگز شرافت‌ و عزت‌ و وجدان‌ و انسانيت‌ را در نظر نمي‌ گيرد فقط‌ خود را به‌ ثروت‌ برساند از هر راه‌ كه‌ باشد، مسيحيت‌ هم‌ بر اساس‌ تفكرات‌ دين‌ خود فقط‌ به‌ آخرت‌ و دين‌ و تقوي‌ نظر دارد جنبه‌ هاي‌ مذهبي‌ خود را بر جنبه ‌هاي‌ مالي‌ و مادي‌ مي‌ چرباند، سعي‌ مي‌ كند از دنياي‌ خود بكاهد و بر آخرت‌ خود اضافه‌ كند. مسيحيت‌ اگر بر مدار دين‌ خود بخواهد عمل‌ كند به‌ كلي‌ تارك‌ دنيا مي ‌شود. حق‌ ندارد دنبال‌ دنيا و دنياداري‌ برود مگر به‌ اندازه ‌اي‌ كه‌ روزي‌ خود را بدست‌ آورد. آباد كردن‌ دنيا در مذهب‌ مسيح‌ مطلوب‌ نيست‌ بلكه‌ فقط‌ آباد كردن‌ آخرت‌. لذا براساس‌ عقايد ديني‌ اين‌ همه‌ دختران‌ تارك‌ دنيا و پسران‌ تارك‌ دنيا در مسيحيت‌ پيدا مي‌ شوند نذر مي ‌كنند كه‌ تمام‌ عمر در عبادت‌ و خدمت‌ باشند و به‌ روزي‌ كمي‌ اكتفا كنند. از اين‌ جهت‌ در اديان‌ گذشته‌ تمامي‌ انسانها قابل‌ پذيرش‌ نيستند بلكه‌ فقط‌ كساني‌ كه‌ ظاهر و باطن‌ متظاهر به‌ دين‌ آنها باشند و مرام‌ مذهبي‌ آنها را بپذيرند. وليكن‌ دين‌ اسلام‌ در قانونگذاري‌ و هدايت های مالي‌ و مادي‌ خود دنيا و آخرت‌ را با هم‌ در نظر مي ‌گيرد. تمدن‌ آخرتي‌ را از طريق‌ تمدن‌ دنيائي‌ قبول‌ دارد، زندگي‌ انسانها را به‌ كمال‌ مي‌ رساند آنچنان‌ كه‌ در دنياي‌ خود كوچكترين‌ محروميتي‌ نداشته‌ باشند در آخرت‌ خود همينطور. پس‌ دين‌ اسلام‌ فراگير تمامي‌ بشريت‌ است.‌ همه‌ انسانها ظاهر و باطن‌ مي‌توانند اسلام‌ را قبول‌ كنند و در خط‌ اسلام‌ زندگي‌ كنند وليكن‌ دينهاي‌ ديگر فقط‌ كساني‌ را قبول‌ مي‌كند كه‌ صددرصد ظاهر و باطن‌ دين‌ آنها را قبول‌ كنند اغنيا در خدمت‌ باشند و ضعفا در استثمار. يكي‌ از مسائلي‌ كه‌ دين‌ مقدس‌ اسلام‌ به‌ رهبري‌ ائمه‌اطهار عليهم‌ السلام‌ با ساير اديان‌ و عقايد اختلاف‌ دارد مسئله‌ پذيرش‌ تمامي‌ انسانهاي‌ وابسته‌ به‌ خود از حد صفر گرفته‌ تا بي‌نهايت‌ است.‌ اديان‌ ديگر خواه‌ اهل‌ كتاب‌ باشند كه‌ پيغمبر آسماني‌ دارند و يا اهل‌ كتاب‌ نباشند كه‌ به‌ رأي‌ خودبيني‌ به‌ وجود آورده ‌اند اين‌ اديان‌ يك‌ مشي‌ ثابتي‌ و يك‌ رسوم‌ و آداب‌ غيرقابل‌ تغييري‌ دارند كه‌ هر كس‌ مجهز به‌ همان‌ رسوم‌ و آداب‌ باشد بدون‌ كم‌ و زياد او را متدين‌ به‌ دين‌ خود مي‌ دانند و در دين‌ خود مي‌ پذيرند و اما اگر فقط‌ يك‌ نفر از آنها از آن‌ رسوم‌ و آداب‌ مشخص‌ و معين‌ كمتر و يا زيادتر داشته‌ باشند آن‌ را خارج‌ از دين‌ خود مي ‌شناسند و كافر به‌ دين‌ خود مي ‌داند در واقع‌ اديان‌ ديگر اهل‌ كتاب‌ باشند يا نباشند يا مسلماناني‌ كه‌ اسلام‌ را منهاي‌ مكتب‌ ائمه‌ اطهار قبول‌ كرده‌ اند اين‌ اديان‌ در واقع‌ يك‌ حبس ‌خانه‌ فكري‌ و علمي‌ است‌ فقط‌ يك‌ رسوم‌ و آدابي‌ است‌ كه‌ بايستي‌ آن‌ را تكرار كنند و آن‌ را انجام‌ دهند نه‌ كمتر و نه‌ زيادتر و ديگر اين‌ كه‌ حق‌ تفكر و تحقيق‌ در اصول‌ و فروع‌ دين‌ خود ندارند تا معلوم‌ شود حق‌ است‌ يا باطل‌. نه‌ درباره‌ پيشوايان‌ خود حق‌ تحقيق‌ دارند كه‌ عادلند يا ظالم‌ عالمند يا جاهل‌ پيشواي‌ حقند و يا بر باطل‌ و نه‌ در عقايد و احكامي‌ كه‌ از مسير پيشوايان‌ به‌ آنها تحميل‌ شده‌ است‌ حق‌ تحقيقي‌ دارند تا بفهمند درست‌ است‌ يا نادرست.‌ خدا را و يا آخرت‌ را و يا پيغمبران‌ و خلفا را و عقايد ديگر را همانطور بدانند و معتقد باشند كه‌ تاريخ‌ به‌ آنها تحميل‌ كرده‌ است‌ مثلا بسياري‌ از مسلمانان‌ غير شيعه‌ مجسمه‌ هستند. خدا را در قالب‌ جسمي‌ تصور مي ‌كنند و يا اين‌ كه‌ قائل‌ به‌ عصمت‌ انبياء و خلفاء نيستند عدالت‌ و تقوي‌ را در دين‌ يا پيشوايان‌ قبول‌ ندارند، اعتقاد به‌ عدالت‌ كامل‌ خدا ندارند و يا اصلا خدا را ظالم‌ مي‌دانند. مي‌گويند عيبي‌ ندارد كه‌ پيشواي‌ مردم‌ و يا پيامبران‌ ظالم‌ و دروغگو باشند. به‌ جاي‌ وحي‌ الهي‌ وحي‌ شيطاني‌ را به‌ خورد مردم‌ دهند اديان‌ مسيحيت‌ و يهوديت‌ و بودا و مذاهب‌ ديگر به‌ همين‌ كيفيت‌ اولا در دينشان‌ درجات‌ و مقامات‌ طبيعي‌ و ايماني‌ وجود ندارد بلكه‌ درجات‌ و مقامات‌ انتسابي‌ و انتخابي‌ و ثانيا در اصول‌ و فروع‌ دينشان‌ حق‌ تفكر و تحقيق‌ ندارند كه‌ آيا درست‌ است‌ يا نادرست‌ و ديگر اين‌ كه‌ پيروان‌ دين‌ آنها بايستي‌ در ترتيب‌ و تنظيم‌ عقايد و رسوم‌ و آداب‌ يك‌ جور و يكنواخت‌ باشند و دينشان‌ به‌ صورت‌ مكتب‌ نيست‌ كه‌ درس‌ و بحثي‌ داشته‌ باشد و يا تحقيق‌ و دقتي‌ بكار ببرند لذا مي‌توانيم‌ آن‌ اديان‌ را يك‌ حبس خانه‌ فكري‌ به‌ حساب‌ آوريم‌ كه‌ انسانها را در دايره‌ خود حبس‌ مي‌كند و حق‌ تفكر و تحقيق‌ را از آنها سلب‌ مي‌نمايد و اما دين‌ مقدس‌ اسلام‌ به‌ رهبري‌ ائمه‌اطهار دين‌ حنيف‌ است‌. در تاريخ‌ اديان‌ براساس‌ قدرت‌ و استعداد پيامبران‌ فقط‌ دو شريعت‌ و دو دين‌ به‌ عنوان‌ دين‌ حنيف‌ شناخته‌ شده‌ است‌ يكي‌ روش‌ حضرت‌ ابراهيم‌ خليل‌ و ديگر روش‌ حضرت‌ خاتم‌ انبياء محمد مصطفي‌ صلي‌ الله‌ عليه‌ و آله‌ و سلم‌ با بررسي‌ به‌ كلمه‌ حنيف‌ كه‌ گفته‌اند به‌ معناي‌ ترك‌ باطل‌ به‌ سوي‌ حق‌ است.‌ حنيف‌ به‌ دو معنا ترجمه‌ مي ‌شود: يكي‌ به‌ معناي‌ دين‌ مترقي‌ يعني‌ ديني‌ كه‌ افكار مردم‌ را ترقي‌ مي‌دهد قدرت‌ فكر و استعداد آنها را بالا مي‌برد و ديگر ديني‌ كه‌ همه‌ جا انسانها را در انتخابات‌ و اختيارات‌ فكري و عملي‌ بين‌ دو جناح‌ اهم‌ و مهم‌ قرار مي‌دهد. ابتدا وضعيتي‌ در فكر انسانها به‌ وجود مي ‌آورد كه‌ همه‌ جا باطل‌ را رها كنند به‌ طرف‌ حق‌ گرايش‌ پيدا كنند و در مرحله‌ دوم‌ وقتي‌ كه‌ بين‌ دو انتخاب‌ يا دو عمل‌ قرار گيرند كه‌ يكي‌ مهم‌ و ديگري‌ مهمتر است‌، مهم‌ را به‌ خاطر مهمتر رها كند و آن‌ عملي‌ كه‌ مهمتر است‌ در نظر بگيرند مثلا گاهي‌ انسانها بين‌ دو عمل‌ قرار مي‌گيرند كه‌ از نظر حكم‌ و قانون‌ يكي‌ حرام‌ و ديگري‌ واجب‌ است‌ چنان‌ كه‌ مردي‌ يا زني‌ را ببيند در دريا غرق‌ مي شود و نجاتش‌ توقف‌ دارد بر اين‌ كه‌ به‌ سراغ‌ او برود و او را از غرق‌ شدن‌ نجات‌ بدهد اينجا دو قانون‌ رسميت‌ پيدا مي ‌كند كه‌ يكي‌ مهم‌ و ديگري‌ مهمتر است‌. يكي‌ قانون‌ حرمت‌ تماس‌ با زن‌ مردم‌ و زن‌ نامحرم‌ و ديگر قانون‌ حفظ‌ نفس‌ يك‌ انسان‌ از هلاكت‌ و غرق‌ شدن‌ نجات‌ يك‌ انسان‌ مهمتر است‌ از اين‌ كه‌ نامحرمي‌ او را كول‌ بگيرد يا بغل‌ بگيرد و به‌ ساحل‌ نجات‌ برساند. همه‌ جا قانون‌ الهي‌ و احكام‌ و مقررات‌ او بين‌ دو جناح‌ خوب‌ و خوبتر و يا بد و بدتر قرار مي ‌گيرد كه‌ لازم‌ است‌ نيك‌ را به‌ خاطر نيك تر رها كنند و عملي‌ كه‌ بهتر است‌ انجام‌ دهند يا اين‌ كه‌ بدتر را به‌ خاطر بد رها كنند. دين‌ حنيف‌ انسان‌ را در برابر همين‌ اهم‌ و مهم‌ قرار مي‌دهد به‌ همين‌ كيفيت‌ ادياني‌ كه‌ به‌ وسيله‌ پيغمبران‌ ابلاغ‌ شده‌ است‌ بعضي ‌ها به‌ صورت‌ يك‌ كلاس‌ يا دو كلاس‌ است‌ انسانها را از ابتدا تا انتها در دايره‌ تربيت‌ خود قرار مي‌ دهد وليكن‌ آنها را ترقي‌ نمي‌ دهد كه‌ بيشتر بخوانند و بدانند و ترقي‌ كنند. قوانين‌ ثابتي‌ در اختيار مردم‌ مي‌ گذارد و مردم‌ را ملزم‌ مي ‌كند كه‌ به‌ آن‌ قانون‌ عمل‌ كنند و به‌ كميت‌ و كيفيت‌ آن‌ و يا عوارض‌ بد يا خوب‌ آن‌ كاري‌ نداشته‌ باشند. (کتاب سیره ائمه اطهار ع) دانلود

Copyright © 1397 استاد محمد علي صالح غفاري (ره). کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top