Het onderzoek hoeft de bank niet Italië Voetbalshirts kopen te breken. Koop tegenwoordig een hockeykleding kind verscheidenheid aan goedkope trainingskleding Basketbal kleding voor mannen online. Vind je ergens anders goedkope Italië voetbalshirts een betere prijs? We zullen het aanpassen aan onze beste prijsgarantie nfl kleding. Trainingskleding voor heren ontworpen voor de Baseball kleding beste prestaties tijdens de training. Voltooi je harde werk en toewijding aan het trainen met je trainingskleding.
Rolex surprise in Basel on 2017 may, who did not think Rolex will launch a rolex replica watch new moon phase watch, Cellini phase type (Cellini Moonphase) watch the breitling replica moon disc exposed to display the change genuine rolex on the dial, the moon waxes and wanes.
شرحي پيرامون آيه انا لله و انا اليه راجعون

كلمه‌ رجوع‌ در اين‌ آيه‌ شريفه‌ «انا اليه‌ راجعون‌» متضمن‌ لطيفه‌ عظيم‌ و عجيبي‌ است‌ که در توجيه‌ اين‌ كلمه‌ دانشمندان‌ تاريخ،‌ تا اندازه ‌اي‌ به‌ اشتباه‌ افتاده‌ اند. مي‌ گويند معناي‌ رجعت‌ اين‌ است‌ كه‌ از يك‌ جاي‌ خوب‌ و زندگي‌ كامل،‌ اشتباهي‌ يا عمدي‌ فرار كرده‌ ايم‌ و يا ما را اخراج‌ كرده‌ اند، سر به‌ بيابان ‌ها داده‌ اند، دو مرتبه‌ لازم‌ است‌ به‌ همان‌ وضع‌ اول‌ و زندگي‌ اول‌ برگرديم،‌ زيرا رجوع‌ به‌ معناي‌ برگشت‌ به‌ حالت‌ اول‌ و زندگي‌ اول‌ است.‌ رجوع‌ به‌ مقصد غير از حركت‌ به‌ سوي‌ مقصد است‌. حركت‌ بسوي‌ مقصد، حركاتي‌ است‌ كه‌ از نقص‌ شروع‌ مي‌ شود، يك‌ چنين‌ حركتي‌ كه‌ انسان‌ را از كهنه‌ ها و خرابي ‌ها نجات‌ مي ‌دهد و بسوي‌ نوها و آبادي‌ها مي ‌برد، حركت‌ عروجي‌ مي‌ نامند. حركت‌ رجوعي‌ به‌ معناي‌ اين‌ است‌ كه‌ در شهر آبادي‌ بوديم‌ در زندگي‌ مرفه‌ و آسوده‌، از آن‌ شهر خارج‌ شديم‌ يا ما را خارج‌ كردند به‌ صحراها و بيابان‌ها و روستاها بردند، مبتلا به‌ مصايب‌ و محروميت ‌ها شديم.‌ پشيمان‌ شديم‌ كه‌ چرا از جاي‌ آباد به‌ جاي‌ خراب‌ رفته ‌ايم.‌ پس‌ بهتر اين‌ است‌ كه‌ به‌ همان‌ جاي‌ اول‌ برگرديم.‌ اين‌ برگشت‌ را رجوع‌ مي ‌نامند. يعني‌ رفتيم‌ و برگشتيم‌. آن‌ رفتن‌ پيش‌ از برگشتن‌ را عروج‌ مي ‌نامند، يعني‌ ترقي‌ كرديم،‌ بهتر و بهتر شديم‌. چيزهايي‌ را پيدا كرديم‌ كه‌ قبلا" نداشتيم‌ و همينطور بهتر و بهتر مي‌شويم‌ تا خود را به‌ مقصد اصلي‌ برسانيم.‌ خداوند در تعريف‌ حركت‌ انسان‌ها، خود و اولياء خود را مرجع‌ ناميده‌ است.‌ همه‌ جا مي‌فرمايد: ثم‌ اليه‌ ترجعون.‌ يعني‌ بسوي‌ خدا رجوع‌ خواهيد كرد يا مي‌گويد انا اليه‌ راجعون‌. ما به‌ همان‌ شهر‌ و به‌ دايره‌ همان‌ حاكميتي‌ بر مي‌گرديم‌ كه‌ از آن‌ خارج‌ شديم.‌ بسوي‌ خدايي‌ رجوع‌ مي ‌كنيم‌ كه‌ از آنجا خارج‌ شده‌ بوديم‌ يا ما را اخراج‌ نموده‌ بودند. خداوند براي‌ برگشت‌ انسان‌ها به‌ سوي‌ بهشت‌ كلمه‌ رجوع‌ را بكار مي‌ برد يعني‌ در بهشت‌ بوديم،‌ از آن‌ خارج‌ شديم‌ و دو مرتبه‌ به‌ همانجا برمي‌گرديم‌. تعريفي‌ كه‌ برخي‌ حكما و فلاسفه‌ از اين‌ رجعت‌ نموده ‌اند اين‌ است‌ كه‌ مي‌ گويند انسان‌ مانند قطره ‌اي‌ از وجود خدا جدا مي ‌شود و يا خدا خود را به‌ صورت‌ مخلوقي‌ از مخلوقات‌ به‌ نمايش‌ مي ‌گذارد. در اين‌ جدايي‌ از وجود خدا مبتلا به‌ جمادات‌ و نباتات‌ و حيوانات‌ و روحانيات‌ و فرشتگان‌ مي‌ گردد و در هر ابتلائي‌ درس‌ و دانشي‌ بدست‌ مي‌آورد و تكامل‌ پيدا مي ‌كند و در انتها به‌ همان‌ وجود مطلق‌ كه‌ از آن‌ جدا شده‌ بود برمي‌ گردد. اين‌ برگشت‌ به وجود مطلق‌ را بعد از خروج‌ از آن‌ وجود، رجوع‌ مي ‌نامند. بديهي‌ است‌ كه‌ اين‌ فرضيه‌ ها را قرآن‌ و پيامبران‌ و عقل‌ سالم‌ قبول‌ ندارند زيرا چنان‌ كه‌ گفته‌ شد يك‌ ذات‌ و يك‌ حقيقت‌ بحت‌ و بسيط‌ كه‌ به‌ جز خود چيزي‌ نيست‌ تغيير شكل‌ نمي‌ دهد. هر نوع‌ تغييري‌ از طريق‌ منها و اضافه‌ قابل‌ ظهور است.‌ بحث‌ وحدت‌ وجودي ‌ها است‌ كه‌ گفته ‌اند خدا مبداء و منتهاي‌ خلايق‌ است‌ مثل‌ اين كه‌ خاك‌ مبداء پيدايش‌ نباتات‌ و حيوانات‌ بوده‌ و منتهاي‌ آن‌ مي‌ باشد يعني‌ گياه‌ و حيوان‌ از خاك‌ خارج‌ مي‌شود دو مرتبه‌ به‌ آن‌ برمي‌ گردد. حركت‌ از نقص‌ به‌ كمال‌ و برگشت‌ از كمال‌ به‌ نقص‌ يك‌ چنين‌ حركتي‌ كه‌ آن‌ را حركت‌ دوري‌ مي ‌نامند، قابل‌ قبول‌ نيست.‌ همه‌ جا خرافات‌ به‌ اين‌ منظور پيدا مي ‌شود كه‌ متحرك‌ خود را به‌ چيزي‌ برساند كه‌ نداند و در نتيجه‌ كمال‌ پيدا كند. مانند گياه‌ كه‌ خود را به‌ گل‌ و حبه‌ و ميوه‌ مي‌ رساند ولي‌ حركاتي‌ كه‌ هدف‌ تكاملي‌ و بهتر شدن‌ در آن‌ حركات‌ نيست،‌ عقلايي‌ نیست. مثل‌ اين كه‌ انسان‌ از خاك‌ در آيد بصورت‌ انسان‌ و دومرتبه‌ به‌ خاك‌ برگردد، كمالاتي‌ هم‌ كه‌ بدست‌ آورد، از دست‌ بدهد. پس‌ در يك‌ حقيقت،‌ تحول‌ و تكامل‌ قابل‌ ظهور نيست،‌ بلكه‌ تكامل‌ از طريق‌ منها و اضافه‌ قابل‌ ظهور است‌ و اين‌ منها و اضافه‌ در صورتي‌ ممكن‌ است‌ كه‌ آفرينندگي‌ از دو اصل‌ حاصل‌ شود. در اينجا بهترين‌ تفسير براي‌ اين‌ آيه‌ همان‌ تفسيري‌ است‌ كه‌ خداوند در قرآن‌ فرموده‌ و ائمه‌ اطهار (ع‌) آن را توضيح‌ داده ‌اند. يعني‌ حركت‌ انسانها از زندگي‌ بهشتي‌ كه‌ يك‌ زندگي‌ كامل‌ است‌ به‌ زندگي‌ دنيايي‌ كه‌ يك‌ زندگي‌ ناقص‌ است‌ و برگشت‌ دو مرتبه‌ به‌ همان‌ زندگي‌ بهشتي‌ كه‌ كمال‌ مطلق‌ باشد. بطور كلي‌ اگر در كيفيت‌ زندگي‌ هر انساني‌ مطالعه‌ كنيم‌ مشاهده‌ مي‌كنيم‌ انسان‌ در بدو خلقت‌ در رحم‌ مادر و يا در دامن‌ پدر و مادر تا زماني‌ كه‌ به‌ عقل‌ و شعور نرسيده‌ در يك‌ زندگي‌ كامل‌ و مستقيما در اختيار خداوند متعال‌ است.‌ هرگز براي‌ زندگي‌ خود تلاش‌ نمي‌كند، غم‌ و غصه‌ و مسئوليتي‌ ندارد، براي‌ آينده‌ يا گذشته‌ خود فكر نمي‌كند، كاملا" تسليم‌ خدا است‌ و اين‌ حالت‌ تسليم‌ كه‌ ذره‌ اي‌ انسان‌ مسئوليت‌ خود و ديگران‌ را ندارد و مسئوليت‌، با خدا است‌ همان‌ وضعيت‌ بهشتي‌ است‌ زيرا بهشتيان‌ در وضعي‌ هستند كه‌ ذره‌ اي‌ مسئوليت‌ خود و ديگران‌ را ندارند. براي‌ زندگي‌ خود غمي‌ ندارند و هرگز با حادثه ‌اي‌ كه‌ مخالف‌ ميل‌ آنها باشد روبرو نمي ‌شوند. انسانها در دوران‌ رحم‌ و دوراني‌ كه‌ كودكند ذره ‌اي‌ براي‌ زندگي‌ خود مسئوليت‌ و غم‌ و غصه‌اي‌ ندارند تا زماني كه‌ به‌ بلوغ‌ عقلي‌ و علمي‌ مي‌رسند. زندگي‌ و مسئوليت‌ آن‌ را مي ‌فهمند، پدر و مادر، آنها را به‌ خودشان‌ واگذار مي‌ كنند و او را وادار مي ‌كنند كه‌ به‌ اراده‌ و اختيار خود زندگي‌ كند. نمي ‌تواند از ثروت‌ پدر و مادر استفاده‌ كند و يا در حمايت‌ پدر و مادر باشد. از اين‌ حال‌ به‌ بعد كه‌ بار زندگي‌ بدوش‌ خود انسان‌ است‌ و خودش‌ مسئول‌ خير و شرّي‌ است‌ كه‌ با آن‌ روبرو است،‌ از زندگي‌ بهشتي‌ خود خارج‌ مي‌ شود تا روزي‌ كه‌ دو مرتبه‌ به‌ همان‌ وضع‌ اول‌ برگردد يعني‌ بار زندگي‌ و مسئوليت‌ آن را كاملا" به‌ عهده‌ خدا قرار دهد و خودش‌ تسليم‌ كامل‌ باشد، خودش‌ براي‌ خودش‌ كاري‌ نكند، نقشه ‌اي‌ نكشد نفع‌ و ضرري‌ تصور ننمايد. اين‌ حالت‌ را تفويض‌ كامل‌ مي‌گويند. يعني‌ اين‌ دو حالت‌ براي‌ انسان‌ يكي‌ دوران‌ كودكي‌ تا پيدايش‌ بلوغ‌ و ديگر تفويض‌ كامل‌، اين‌ دو حالت‌ زندگي‌ بهشتي‌ است.‌ بين‌ اين‌ دو حالت‌ از روزي‌ كه‌ مسئوليت‌ به‌ خودش‌ واگذار مي‌ شود و خودش‌ بايستي‌ خودش‌ را اداره‌ كند كه‌ در معرض‌ ابتلائات‌ و انتقامات‌ قرار مي ‌گيرد و زندگي ‌اش‌ توأم‌ با رنج‌ است، زندگي‌ دنيايي‌ مي ‌نامند. پس‌ مي ‌توانيم‌ آيه‌ رجوع‌ را به‌ اين‌ كيفيت‌ تفسير كنيم‌ كه‌ زندگي‌ انسان‌ از دايره‌ تسليم‌ و اطاعت‌ خدا كه‌ همان‌ وضعيت‌ آدم‌ و حوا و بهشت‌ است،‌ خارج‌ مي‌ گردد، يك‌ دوره‌ خودرأيي‌ و خودمختاري‌ بر او مي ‌گذرد و دو مرتبه‌ به‌ همان‌ حال‌ اول‌ يعني‌ تفويض‌ برمي‌گردد. اين‌ خروج‌ و رجوع،‌‌ حالت‌ يك نفر انسان‌ است.‌ همچنین كل‌ بشريت‌ باید‌ از روز پيدايش‌ انسان‌ در زمين‌ تا روزي‌ كه‌ حكومت‌ انسان‌ بر انسان‌ لغو شود و حكومت‌ خدا داير گردد، دائم‌ در حال‌ تفويض‌ و تسليم‌ باشد. اين‌ حالت‌ هم‌ براي‌ كل‌ جامعه‌ يك‌ خروج‌ و ورود به‌ دايره‌ اطاعت‌ خدا است‌ كه‌ مصداق‌ كامل‌ انالله‌ و انااليه‌ راجعون‌ است‌. حالت‌ ابتدايي‌ خروج‌ انسان‌ از دايره‌ حكومت‌ خدا و اولياء خدا كه‌ همان‌ داستان‌ خروج‌ آدم‌ و حوا از زندگي‌ بهشتي‌ مي ‌باشد. خداوند آدم‌ و حوا را در يك‌ زندگي‌ بسيار مجهز و مكمل‌ قرار داد كه‌ رقم‌ رنج‌ و زحمت‌ آنها براي‌ زندگي‌ صفر بود و رقم‌ موفقيت‌ و بهره‌ برداري‌ بي‌نهايت.‌ هر دو مانند كودكاني‌ در دايره‌ ولايت‌ و حكومت‌ اولياء خدا خلق‌ شدند و به حد بلوغ‌ رسيدند. بعد از رسيدن‌ به‌ عقل‌ و شعور، مشاهده‌ كردند كه‌ بين‌ آنها و بهشتيان‌ كه‌ اولياء خدا بودند از نظر دانايي‌ و توانايي‌ فاصله‌ بي‌نهايت‌ است.‌ از آنها تقاضا كردند كه‌ آدم‌ و حوا را هم‌ در وضع‌ خود قرار دهند تا آنها نيز در موفقيت‌ علمي‌ و عملي‌ آنها شريك‌ باشند، ولي‌ رسيدن‌ به‌ اين‌ موفقيت‌ براي‌ انسانهايي‌ كه‌ فاقد آن‌ استعدادند مدتي‌ طولاني‌ لازم‌ دارد. اولياء خدا جواب‌ دادند كه‌ اگر شما دو نفر در شرايط‌ اطاعت‌ مربيان‌ خود قرار گيريد، مخالفت‌ نكنيد، از هوي‌ و هوس‌ خود پيروي‌ نكنيد، اين‌ زندگي‌ موجود براي‌ شما ادامه‌ پيدا مي‌كند و به‌ مقام‌ مطلوب‌ خود هم‌ خواهيد رسيد وليكن‌ آنها كه‌ هنوز از سرّ تكامل‌ و تربيت‌ آگاهي‌ نداشتند، پيروي‌ از هوي‌ و هوس‌ خود را بر اطاعت‌ خدا و اولياء خدا مقدم‌ داشتند و با اولياء خدا رقابت‌ نمودند. قدر نعمت‌هاي‌ موجود و قدر ولايت‌ و اطاعت‌ را نشناختند.‌ لازم‌ شد به‌ محروميت‌ از نعمت‌ خدا و نعمت‌ ولايت‌ مبتلا شوند تا قدر عافيت‌ بدانند و كمال‌ انساني‌ كسب‌ كنند در نتيجه‌ از زندگي‌ بهشتي‌ اخراج‌ شدند و اما رجوع‌ آنها و كل‌ بشريت‌ كه‌ يك‌ جنس‌ اند و همه‌ با هم‌ شباهت‌ علمي‌ و عملي‌ دارند، به‌ زندگي‌ بهشتي‌ در آخر زمان‌ زندگي‌ دنيا و ظهور حضرت‌ قائم‌ فراهم‌ مي‌ شود. بعد از آن كه‌ دنيا پر از ظلم‌ و جور شد و استيصال‌ جهاني‌ بوجود آمد، تمام‌ انسان‌هاي‌ سالم‌ و مؤمن‌، گرايش‌ به‌ خدا و اولياء خدا پيدا مي‌ كنند و فرج‌ خود را از خدا مي ‌خواهند. خداوند متعال‌ حجت‌ خود را ظاهر مي ‌سازد و او در دايره‌ حكومت‌ خود زندگي‌ بهشتي‌ بوجود مي ‌آورد و در نتيجه‌ بشريتي‌ كه‌ از بهشت‌ اخراج‌ شده‌ مبتلا به‌ زندگي‌ دنيا و مصيبت ‌هاي‌ دنيا شده‌ بود دو مرتبه‌ به‌ زندگي‌ بهشتي‌ بر مي‌گردد. در اينجا مصداق‌ كامل‌ آيه‌ انالله‌ و انا اليه‌ راجعون‌ ظاهر مي‌گردد . اين‌ آيه‌ شريفه‌ در ارتباط‌ با نوع‌ حكومت‌ خدا و اولياء خدا و مؤمنين‌ و مؤمنات‌ بر يكديگر است‌ كه‌ از اجتماع‌ و تمدن‌ آنها مدينه‌ فاضله‌ و يا زندگي‌ بهشتي‌ ظهور پيدا مي‌كند. اين‌ آيه‌ شريفه‌ انالله‌ و انااليه‌ راجعون‌ مربوط‌ به‌ روابط‌ ديني‌ و ايماني‌ انسان‌ها با يكديگر از مسير اطاعت‌ خداوند متعال‌ است‌. (تفسیر سوره واقعه) دانلود

نوشتن نظر


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

Copyright © 1397 ?????. کلیه حقوق وب سایت محفوظ می باشد.
استفاده از مطالب با ذكر عنوان بلامانع است
Go to top